دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

موضوع: تبادلات شعری من و فاطیما

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #8
    دوست آشنا
    رشته تحصیلی
    داروسازی
    نوشته ها
    1,528
    ارسال تشکر
    4,102
    دریافت تشکر: 8,277
    قدرت امتیاز دهی
    2256
    Array
    ارغنون's: جدید11

    پیش فرض پاسخ : تبادلات شعری من و فاطیما

    نقل قول نوشته اصلی توسط hadi elec نمایش پست ها
    اگر دیدی که سیل امد بدان از شعر تو این شهر دریا شد
    چنان بود ابکی که بهرمان صیدی ز ماهی هم مهیا شد

    جواب قبض اب و برق و گازو قبض دیگر را خودت ده ! ما چرا؟
    همان شاعر که دریاها ز شعرش می خروشد سر به صحرا شد

    ستون شعر ما بحر و عروض و ردف و حرفی چون روی باشد
    ستونی که غزلهامان به لطفش قرص و محکم چون ثریا شد

    ز این کفها که میگویی هزاری دیده ام اما نفهمیدم چرا
    بین تو و یک ارغوان اینگونه این کفها هویدا شد

    اگر باکی نداری تو چرا بر ما نمیدادی یکی از جعبه شیرینی؟
    بدان تا ماورای کل هستی هم جوابت شعر ، تنها شد

    منم آن راد مردی که جوان مردان به کارم غبطه میخوردند
    میان شام و شیرینی تمام شهر ، پایینش چو بالا شد

    در این فرهنگ انسانی همه اعضای یک پیکر و یک جانیم
    بیا و شیرنی ات را ده که شاید نوبت من هم به فردا شد

    اگر حافظ سمرقند و بخارا می دهد جیبش پر از پول است
    ز جانش میدهد انکس که جیبی پر شپش دارد، این رسم دنیا شد
    چو جیب تو شده پر از شپشهای همایونی
    چه غم کم گردد از حالت به یک جعبه ز شیرینی

    نبود است حافظ خوش گو ز بی دردان پُرمانی(Money)
    که او خو کرده پیش از تو به درویشی و مسکینی

    اگر بخشد بخارا را و شاید هم سمرقندی
    ز فرهنگش بود اینها که دلدارست سیمینی

    اگر از شعر من پرشد جهان هم غرق ماهی شد
    بود از خیر اشعارم که باشد شعر میمونی(مبارک)

    ندانم من چه می خواهی که این ترفیع ناممکن
    بدارد ماجراهایی از آن روز نخستینی

    نخواهم من تو را دادن خوارکی یا که شیرینی
    اگر هم روزگاری را به این رویا تو بنشینی(تحصن کنی)
    ویرایش توسط ارغنون : 9th February 2012 در ساعت 02:41 PM

  2. 10 کاربر از پست مفید ارغنون سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •