الا یا ایها الهادی
جوانستی و بس شادی
بگفتم مثنوی اما
جواب من غزل دادی
و من هرگز نیارم کم
بدان ای هادی هادی(هادی دوم یعنی رسانا رجوع شود به elec)
نگو از غرب و از باراک(اوباما)
ننه(naneh بنا مگذار) تو رسم الحادی(ملحد بودن از دین برگشتن)
و سردردم شده مزمن
که اول بود بس حادی(حاد خلاف مزمن یعنی شدید)
نداری راه حلی تو
دوایی قرص یا پادی(پادزهر)
نباشد رسم ایرانی
نه بر عدل است و نه دادی
بباشم پارس و ایرانی
گمان بردم که تو مادی!
بباشد زن در این فرهنگ
نماد عشق و دلشادی
و شیرینی نخواهد داد
به مردان بسی رادی(جوانمرد!)
و شیرینی بخواهی داد
در آن روزی که دامادی








پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)