جواب مثنوی هایت غزل دادم غزل دادم
غزل دادی جواب من بسی شادم بسی شادم
غزل باشد ستون شعر و شاعر را نگه دارد
به خاطر ده تو این،بعدا نگو که رفته از یادم
شبیه ارغوان بودی نمیدانستم این را که
یکی چون ارغنون داریم و چون سابونه با صادم(شباهت ارغوان و ارغنون)
تمام شرق و غربیها همین حالا به من گویند
که پس شیرینی اش چون شد ؟ تو را گویند ای دادم(فریاد)
تمام معرفت خواهان عالم از شیرینی خاطره دارند
و شاید معرفت نبود تو را ؟ خواهی تو فریادم؟
به شعرت بسته ای اب و هزاران بیت میگویی
نکن کل کل و شیرینی بده ما را نما شادم
حضوری گر همی خواهی ز من غافل مشو حافظ
که من در انتخاب شام و شیرینی ازاد ازادم(منظور کلوچه میباشد)
اگر ناورده ای (نیاورده ای) کم تو ،،چنان اتش کشم اینجا
که تا ان سوی دریاها رود دودش، تورا اخطار من دادم








پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)