بله صحبت ها به جای خوبی رسیده است و مایل به ادامه آن هستم؛ نه به خاطر آنکه خواننده برداشت مناسبی کند؛ برای اینکه خواننده برداشت درستی کند.
در رابطه با مورد اول:
من هم نگفتم شما به طور جدی این ادعا را کردید. بلکه بیان کردم به فرض هم شما اگر این ادعا را بکنید؛ این شما هستید که باید ادعای خود را اثبات بکنید. عین این است که من ادعا کنم 2>3 بعد به شما بگویم شما بیا و این مورد را رد کن. در علم ریاضیات چیزی که اثبات نشده است نیازی به رد کردن ندارد. زیرا اصلا پذیرفته شده نیست.
در رابطه با مورد دوم:
هدف علم این نیست که در را بسوی دانش بی نهایت باز کند، بلکه این است که خطاهای بینهایت را محدود کند.
برتولد برشت.
علم همیشه بر پایه منطق بوده و هست. برای مثال اگر سیبی از درختی افتاده باشد؛ هرگز آیه ای نازل نشده است که به نیوتن بگوید که به خاطر جاذبه آن سیب افتاده است؛ بلکه تمام قوانین علمی طی آزمایشات و با روش های علمی زمان سنجیده و اثبات شده اند. برای مطالعه بیشتر دعوت می کنم تا کتاب "فلسفه علم" انتشارات سروش را مطالعه بفرمائین. آیا شما هم می توانین ثابت کنین که مطالب دینی منطقی هستند؟
----
من بیان کردم که علم چیزهایی رو به طور پایه و اساس در نظر میگیرد؛ و شما با سفسطه ای آن را مانند خدا و... مربوط کرده اید. ولی بشر با علم کنونی می تواند وجود خدا را نقض کند. از شما دعوت می کنم برای آشنایی بیشتر با این نظریات مقالات متعددی در رابطه با:
1- تفاوت باور و دانش
2 تفاوت نفی و انکار
3- وجود یا عدم وجود
4- انواع دیدگاه های باور به خدا
مطالعه کنین و بعد از کسب شناخت کاملی بر این قضایا دوباره مطلب خود را بیان کنید.
نیازی نمیبینم که بحث رو به مسائل حاشیه ای بکشم و به جامعه ربط دهم. همانطور که بیان کردم هدف من تنها اصلاح مطالب نادرست و باورهای غلط است. ازتون خواهش میکنم در چهارچوب بحث پیش برید.
اگر درک مطالب دینی در طی زندگی ممکن نباشد؛ پس هرگز نمی توان آنها را پذیرفت و این یک اصل است. چطور می توان چیزی را که نمی توان درک کرد پذیرفت؟
منتظر پاسخ هاتون هستم. با تشکر







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)