دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 186

موضوع: اعترافاتی از جنس واقعیت

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #17
    همکار تالار بیماریها
    نوشته ها
    1,311
    ارسال تشکر
    12,105
    دریافت تشکر: 7,437
    قدرت امتیاز دهی
    31774
    Array
    masoume.a.92's: جدید33

    پیش فرض پاسخ : اعــــــــترافاتی از جنس واقعیــــــــت

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamanabroo نمایش پست ها
    ممنونم از جناب الماس پارسی گرامی

    این قضیه کاست بعدها بارها و بارها با کاست ها داداش بزرگتر انجام میشد که با ترفندهای برادر کوچیکانه از زیر کتک در می رفتیم

    ----------
    این یکی دیگه خیلی نوبره.

    در همون ایام ابتدایی خانوادگی رفته بودیم حرم امام ره زیارت. بعد چون اون ایام خیلی حرم امام شلوغ می شد برای کفشداری یه شماره های چوبی درست کرده بودن برای کفشداری.

    من و عموم که داشتیم می رفتیم داخل کفاشمون رو باهم دادیم و شماره رو عمو گرفت و رفتیم تو. بعد از اندکی احساس نیاز به wc کردم که شماره کفشداری رو از عمو گرفتم . بعد از اینکه کفشدار کفشم رو داد , دوباره شماره رو بهم پس داد ( چون هنوز کفش عموم تو کفشداری بود) منم تعجب کردم هر چی فک کردم گفتم حالا با این چیکار کنم

    چشمتون روز بد نبینه رفتم گوشه ی یکی از باغچه ها زیر خاک گذاشتم که اصلا صداشم در نیاد . دیگه همین جوری تو حیاط مشغول بازی بودیم که دیدم یه عده زن و مرد و کوچیک و بزرگ دارن صدام می کنن

    رفتم ببینم چه خبره دیدم میگن شماره کفشداری رو بده. منم ترسیده بودم فکر می کردم می خوان دعوام کنن که چرا دوباره شماره رو از کفشداری گرفتی .. منکر شدم و گفتم شماره ندارم !!!!!!

    از اینا اصرار از من انکار..

    بعد کفشدار بیچاره منو کشید کنار و گفت ببین پسرم یه شماره بهت دادم یادته؟! منم همینجوری داشتم نگاش می کردم گفت چیکارش کردی؟ اگه نیاری اش کفش عموت رو بهش نمیدم. منم گفتم اگه بیارم به بابا و عموم نگی ها.. گفت باشه . ولی فک کنم شوخی کرده بود که نمی گم

    هیچی رفتم از گوشه باغچه شماره رو برداشتم بردم بهش دادم و فرار کردم

    الانم که فکرشو می کنم می بینم واقعا شوخی کرده بود که نمی گم


    خداییش عجب چیزی بود!
    دوستان قضاوت کنید.
    خرابکاری های ما بدتر بود یا بعضی دوستان؟
    ویرایش توسط masoume.a.92 : 22nd October 2013 در ساعت 10:33 PM

  2. 3 کاربر از پست مفید masoume.a.92 سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خبر: آخرین وضعیت وام در موسسات اعتباری
    توسط Almas Parsi در انجمن اقتصاد مالی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 4th January 2014, 10:16 PM
  2. خبر: درمان معتادان با فناوری واقعیت مجازی!
    توسط نارون1 در انجمن اخبار روانشناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 23rd May 2013, 03:22 PM
  3. بحث: به این وضعیت اعتراض کنیم یا نه؟
    توسط عرفان سلیم زاده در انجمن ایده های نخبگان ایرانی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 11th February 2013, 02:37 PM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 29th August 2012, 10:00 AM
  5. واگذاری سیم کارت های اعتباری با وضعیت مطلوب فاصله دارد
    توسط SOURCE MOBILE در انجمن اخبار تلفن همراه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 27th November 2008, 05:25 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •