جناب کنان ابرو من هم حرفم همین است که اجازه تحقیق در دین داده شده است و این همان معنی کثرت گرایی دینی است
طبق همین گفته شما،این مورد بهخ صورت جد نقض میشوداما مبانی دین اسلام کثرت گرایی دینی رو به این معنا که همه ادیان با هم و در یک زمان حقانیت دارند رو قبول نمی کنه.
اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم باید دین زندگی ما را تحت شعاع قرار دهد.چرا که منظور از دین،همان برنامه زندگی است،ولی با این حرف شما،زندگی ما دین را تحت تاثیر قرار می دهد.
دوست عزیز من این حرف را باز رد میکنمحرف بنده این نبود که عقل دیگران را بر عقل خود ترجیح دهیم و عقل خود را کنار بگذاریم.
حرفم اینست که تفسیر مسئله ای ساده نیست. آیا بنده می توانم الان به اندازه یک پزشک متخصص و جراح قلب در این رشته اظهار نظر کنم؟
شاید به اندازه تجربه و مطالعه ای که داشته ام بتوانم اما مسلما به اندازه کسی که عمرش را در این راه گذاشته صاحب نظر نخواهم بود.
در مسئله تفسیر هم این حکم جاری است. لذا است که ائمه ما را از تفسیر به رای بر حذر دانسته اند.
همان اصول و منطقی که شما می گویید چیزی نیست که با کمی تامل به همه آنها دست پیدا کرد!
تفسیر قرآن اشراف کامل به مباحث روایی، رجال شناسی حدیث، شان نزول آیات، استدلال های دین و اشراف کامل به دقائق زبان عربی و ادبیات آن و آیات محکمه و غیر محکمه قرآن و قوانین جرح و تعدیل روایات و ...... دارد که آنرا خاص می کند.
بله آنچه که شما می گویید معنایش تفسیر نیست. بلکه آن ظاهر قرآن است که برای همه حجت است و هر کس به اندازه خودش از ظاهر قرآن بفهمد برای خودش! حجت است. آن هم طبق همان اندازه از اصول و منطقی که به آن اشاره کردید.
و این حجیت ظاهر قران کاملا با بحث تخصصی تفسیر فرق دارد.
از همه اینها گذشته مذهب شیعه اعتقاد به معصوم بودن ائمه دارد که معنایش اینست که ائمه در فهم و درکشان هیچ اشتباهی ندارند! و می توان اعمال، احادیث و تاییدات ائمه را مبنای استدلال ها و اعمال خود قرار داد.
چرا که مثال شما مناسب این مطلب نیست
وقتی از اصول برای تفسیر استفاده کنیم،گمراهی در کار نخواهد بود.طبق حرفی که خودتون در بالا زده اید،مفسرین تفسیر را به سمت منافع خود و شاید جامعه منحرف می کنند(مثال:نفی کثرت گرایی دینی)
در این مورد باید بگم که من نتونستم منظور خودم را به صورت درست انتقال بدممنطق، یعنی مباحث عقلی صرف
و در مباحث استدلالی عقلی صرف جای امور نقلی نیست! (مثل قرآن و روایات که امور نقلی هستند.)
در هر صورت اگر مبانی مشترک برای ادامه بحث یافت نشود، ادامه دادن بحث بدون نتیجه و موجب اتلاف وقت خود و دیگران است.
در این بحث ما فقط از منطق خود استفاده میکنیم
آیاتی که آورده می شوند را با عقل خود تفسیر میکنیم،بدون توجه به شان نزول و اقتضای زمانی 1400 سال قبل(چرا که آیات قران برای همه زمانها است)
در این صورت میتوان به نتیجه منطقی دلخواه رسید







پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)