سلام و تشکر از دوستان و نخبگان سایت.
بنده در مورد موفقیت یک دانشمند ایرانی بسیار خرسند و خوشحال هستم.
و برای موفقیت دانشمند ایرانی بابک فردوسی بسی خوشحال هستم.
وبرای نظرات و پیشنهادات و نقد و بررسی موضوعات مطروحه ارزش قایل هستم.
و همچنین نظرات شخصی خواهر ارجمند سرکار علیه خانم پور رحیم و برادر عزیزم جناب سروان ابراهیمی نیز قابل ستودنی و باارزش است.
و اما آنچه را که برایم مهم و سوال بر انگیز میباشد دوستان بحث را طوری ادامه میدهند که شبیه مناظره میشود تا بحث علمی.
ببینید دوستان : ما اینجا جمع شدیم برای استفاده از یافته ها و معلومات همدیگر و رفع مشکل همدیگر و گشودن گرهی از کار هم نوع خویش ، نه برای نظر دادن و نقد و بررسی ظاهر دیگران.
و نظر شخصی بنده در مورد ظاهر و طرز آرایش موی جناب بابک فردوسی هم با نظر آقای ابراهیمی موافقم و با در نظر گرفتن گستره و عمق فعالیت و موفقیت فردوسی که میتوان ظاهر او را نادیده گرفت ، با نظر خانم پور رحیم موافقم. و برای هر کدام دلیل و نظر شخصی خود را چنین بیان میدارم.
ببیند برادر گرامی جناب آقای ابراهیمی ، با توجه به شغل شریف شما و حس غیرت مردانگی و ایرانی بودنتان کاملا فرمایش شما متین و قابل تحسین است . اما بحث ما در مورد آقای بابک فردوسی بحث موفقیت وی با اون سن کم و بازخورد آن در جهان می باشد نه ظاهر اون. او در یک محیطی بزرگ شده که نوع آرایش مو و لباس را امر عادی و مربوط به شخص او میدانند. و الا ماهم میدانیم برای وارد شدن به مجموعه هوا فضا و فعالیت در آن( در ایران) یکی از شرایط مانند دیگر دانشمندان ایرانی نوع پوشش ظاهری است. و از طرفی کسی که با آن عظمت کاری و موفقیت در کنترل فضانوردی مهم مانند مریخ پیما فکر و اندیشه ای ناب در سر دارد ، شاید برای آرایش موی خود هزار دلیل داشته باشد.....
و شما خواهر ارجمند پور رحیم، من سه چهار بار نوشته شما را خوندم و شک داشتم که نوشته شما باشد. با توجه به روحیه مذهبی و انقلابی و تقید دینی که من از شما سراغ داشتم بعید میدانم که دلیلی برای رد نظر جناب سروان ابراهیمی داشته باشید. با توجه به متن داستانهایی که شما نوشته بودید.... و با توجه به پیامهای قبلی تان .... این نظرتان با اونها جور در نمیاید.
ببنید خواهر ارجمند، اگر شما هم مانند آقای ابراهیمی یک مرد بودید و تعصب مردانگی و ایرانی بودن به لحاظ شغلی که دارند ، داشته اید حتما با اولین برخورد موضوع آرایش ظاهری را به رخ می کشیدید.
این را قبول کن که خصلت مردانگی همین است. و سوالی که من از حضرت عالی دارم این است: اگر آقای بابک فردوسی مانند دانشمندان دیگر ظاهرشان بود چقدر کارش پر اهمیت بود. و سوال دیگرم این است: اگر آقای فردوسی روزی با اون آرایش مو به ایران سفر کند و در جمع دانشمندان و دانشجویان صحبت کند آیا تصورش را میکنید چه خواهد شد؟ میدانید که قشر جوان الگو پذیرند. شما که جمعیت دانشجو را که خوب میشناسید. آیا فکر نمیکنید فردا بسیاری از دانشجویان خود را مانند آقای بابک فردوسی آرایش کنند و دلیلشان هم الگو گرفتن از یک دانشمند ایرانی است؟ و از طرفی یک نفر از دانشمندان کشورهای دیگر را برای ما نشان بده که ظاهرش مانند این دانشمند جوان هموطنمان باشد؟ اصلا دانشمندان آنقدر در عمق کارشان غوطه ورند که فرصت شانه کردن مویشان را ندارند چه برسد به کاشتن ستاره و هفترنگ کردن مو....شما عکس انیشتن و نیوتن و ... را دیده اید؟ بیچاره ها مثل کسانی هستند که برق گرفته باشد.
اما برای خود بنده نفس عمل که موفقیت بینظیر آقای فردوسی است مهم است نه مویشان. و به نظر من همه نظر شخصی خود را میگوید. اما این را هم میدانم که همه مثل بنده و مثل شما و مثل آقای ابراهیمی فکر نمیکنند. بسیاری از مردم عقلشان در چشمشان است ، نه سرشان .شاید هم برای جواب دادن به این همه بحث و بررسی ،اگر از آقای فردوسی بپرسی ، جواب خواهد داد : خوشم میاد ، دلم میخاد.....
خدایا چنان کن سر انجام کار
توخشنود گردی و ما رستگار






پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)