بله من میدانم عقل ما محدود هست.در واقع ما هیچی نیستیم.دوست من ، مشکل اینجاست که عقل ما محدود هست و لحظه به لحظه بر قدرت درک و استنباط آن افزوده میشه.
و اینکه ما میخواهیم تمام مسایل را باقدرت عقلمان(همین عقلی که همه بر نقصش اعتراف داریم) بسنجیم.این کمی درست در نمیاد.مثل همون مداد که درگذشته چون علم بر آن وجود نداشت پدیده ای عجیب ازش یاد میشد و پذیرشش سخت بود و الان امری طبیعی است.
اگر عقلمان در این زمانه به چیزی قد نمی دهد دلیلی بر آن نیست که وجود ندارد و هیچ تضمینی وجود ندارد در آینده نتوان دلیل عقلانی و علمی برای اثبات وجودش نیاورد.
باید این موضوع را هم در نظر داشت که با گذشت زمان و پیشرفت علم ممکن هست خیلی چیزها که فکر میکردیم وجود دارد هم اثبات شود که وجود ندارد.
چطور وقتی ساز و کار مشخصی از چشم زخم نمیدانیم برای ان نسخه میپیچیم و نسخه های دیگران را رد میکنیم.عرضم را تکرارمیکنم.چشم زخم و... نامی هست برای درک بهتر مردم.و حتما دلیل علمی و منطقی دارد که هنوز علم ما به آن نرسیده.
مثل مردم زمان های دور نباشیم که هر پدیده ای را رد می کردن و الان اثبات شده هست به لحاظ علمی و عقلی و منطقی.
من مشکلی با وجود و یا عدم وجود چشم زخم ندارم.
مشکل من اینجاست که در این مقاله لمس کردن چوب و اویزان کردن مهره هیا ابی رو رد کرده اما خواندن ایاتی از قران رو راهکار دونسته.در حالی که هیچ تعریفی از چرایی انتخاب این راهکار نداره.و اصلا ماهیت چشم زخم رو هم نمیدونه.
اگر بحث انرژی باشه که هر کسی به یه شکل اونو تعریف میکنه منم میگم مهره های ابی انرژی های منفی رو منحرف میکنه.
نکته بعدی
اینجا نشانی از ذات خبیث و حسود فرد متعجب بیان نکرده.از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: کسی که چیزی از برادرش او را متعجب ساخت، بگوید: «تَبارکَ اللّه اَحسَن الخالقین» زیرا چشم زخم حق است.
درحالی که در جای دیگه گفتید چشم زخم انرژی منفی حاصل از افراد خبیث و جسود و ... هست.
و همچنین اینجا:
از رسول خدا (ص) روایت شده است: چشم زخم حق است، وقتی یکی از شماها به انسان یا حیوانی یا اشیاء دیگری که زیبا است بنگرد و تعجب نماید، بگوید: «آمنتُ بالله و صلی الله علی محمد و آله» پس از آن، اثر چشمش خنثی میشود.









علاقه مندی ها (Bookmarks)