سلام به تیمسار دادبین بزرگوار
ممنونم از مشارکتتون در این بحث
تشکر از اینکه به روشنی مشکلات جامعه امروزی رو با بیانتون به تصویر کشیدید
حقایقی که تلخی اون رو نمیشه با هیچ شیرینی برطرف کرد
ودر پاسخ به اینکه فرمودید پس فکر نمیکنم درین موارد پدر و مادر زیاد سهمی داشته باشن چون بچه از راه اون محیط و دوستان ... اینطوری شده
به اعتقاد من این افراد در جامعه هم قربانی محسوب میشن قربانیان سرنوشتی که شاید خودشون در بوجود آوردنش نقشی نداشتند فرزندی که در شرایط بحرانی یک زندگی در اوج فقر به دنیا میاد و پدر و مادر هیچ مسئولیتی نسبت به اون نشون نمیدند و فقط عامل به دنیا آمدنش بودن و بعد هم اون فرد رو در شرایطی نا مناسب پرورشش میدن ......
اگر اکثر زندگیهای این قربانیان رو در نظر بگیریم یا پدر خلافکار بوده یا هر دو والدین که در این صورت فرزندان در بستری از خاکستر آلودگی پرورش پیدا میکنه چون همه مراجعین و افراد در ارتباط با این خانواده رو افراد خلافکار و بعضا تبهکار در بر میگیره و پراکندگی این قربانیان سرنوشت در اجتماع گردابی از مخاطرات برای جوانان اجتماع هست
خب طبیعتا والدین جوانان با توجه به وجود چنین گردابهای ویرانگری حق دارند نگرانی بیشتری نسبت به گلهای زندگیشون داشته باشند چون همیشه در کابوس اینکه نکنه یکی از این قربانیان سرنوشت در مسیر زندگی فرزند من باشه هستند
در خصوص وابستگی های جوانان که گاهی هم منجر به افراط میشه مثل مثالی که برای صحبت با موبایل کردید
کاملا مثال خوب و بجایی بود چون در اون لحظه اگر وایت بورد ذهن پدر رو مرور کنید با توجه به قضیه خطرات بیرون از خانه برای جوان میشه به این موارد اشاره کرد:
پسرم داره با کی صحبت میکنه؟؟؟
نکنه دوستان ناباب دورش رو گرفته باشند؟؟؟
نکنه فلان دختر.... داره ذهنش رو منحرف میکنه؟؟؟؟
نکنه داره قرار های غیر اخلاقی میزاره
به قول دوست همکارم همه خلافها از یک تماس.. یک نگاه ....یک سیگار....یک ....هزاران هزار
و نتیجتا با تحلیل اخطارهای رسانه ای و همکاران و روزنامه ها چنین برداشت میکنه تلفن دادن به بچه خطای محض بوده و حکم نارنجک رو داره و در آخر منجر به برخورد فیزیکی و..................
ممنونم که در بحث شرکت کردید![]()











پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)