نقل قول نوشته اصلی توسط golbarg00 نمایش پست ها
من اصلا نفهمیدم چی نوشتی؟یبارسرخودتو زدی دیوار یبارسراونو.بدالانم گذشته اینده.چراخودتوانفد درگیرکردی؟
من اوضام ازتوبدترولی سعی میکنم فراموش کنم

- - - به روز رسانی شده - - -


من اصلا نفهمیدم چی نوشتی؟یبارسرخودتو زدی دیوار یبارسراونو.بدالانم گذشته اینده.چراخودتوانفد درگیرکردی؟
من اوضام ازتوبدترولی سعی میکنم فراموش کنم
دوست من، اون اولی که در مورد دیوار و این چیزا نوشتم برای حالتی بود که از دست یکی خیلی عصبی بودم (بخاطر جملات عجیبی که میگفت) چند روز قبل بود...
اما اینی که دیشب نوشتم (شما نقل قول کردی) یکسری تفکرات من بود که داشتم اصلاح میکردم... دقت کردی بعضیا همیشه رویا پردازی میکنن یا در حسرت گذشته هستن؟ این تعادل نیست...
درست اینه که واقعیت حال رو قبول داشته باشی، برای هدفت به آینده تلاش کنی (از گذشته هم درس بگیری)...
اون بخش دومش هم میشه راضی نبودن به داشته های الان... اگر به اونچیزی که الان داری راضی باشی دیگه تلاش برای بهتر بودن نمیکنی... باید از داشته های الانت برای پیشرفتت (رسیدن به چیزهای بهتر) تلاش کنی...
خیلی سادست فقط من از بس درگیر کارام بودم و هستم، تا حدودی فراموش کرده بودم...

- - - به روز رسانی شده - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط golbarg00 نمایش پست ها
من اصلا نفهمیدم چی نوشتی؟یبارسرخودتو زدی دیوار یبارسراونو.بدالانم گذشته اینده.چراخودتوانفد درگیرکردی؟
من اوضام ازتوبدترولی سعی میکنم فراموش کنم

- - - به روز رسانی شده - - -


من اصلا نفهمیدم چی نوشتی؟یبارسرخودتو زدی دیوار یبارسراونو.بدالانم گذشته اینده.چراخودتوانفد درگیرکردی؟
من اوضام ازتوبدترولی سعی میکنم فراموش کنم
دوست من، اون اولی که در مورد دیوار و این چیزا نوشتم برای حالتی بود که از دست یکی خیلی عصبی بودم (بخاطر جملات عجیبی که میگفت) چند روز قبل بود...
اما اینی که دیشب نوشتم (شما نقل قول کردی) یکسری تفکرات من بود که داشتم اصلاح میکردم... دقت کردی بعضیا همیشه رویا پردازی میکنن یا در حسرت گذشته هستن؟ این تعادل نیست...
درست اینه که واقعیت حال رو قبول داشته باشی، برای هدفت به آینده تلاش کنی (از گذشته هم درس بگیری)...
اون بخش دومش هم میشه راضی نبودن به داشته های الان... اگر به اونچیزی که الان داری راضی باشی دیگه تلاش برای بهتر بودن نمیکنی... باید از داشته های الانت برای پیشرفتت (رسیدن به چیزهای بهتر) تلاش کنی...
خیلی سادست فقط من از بس درگیر کارام بودم و هستم، تا حدودی فراموش کرده بودم...