بهترین خوشبختی زندگیم تو بودی
خوشی هایی که با تو تلخی را از یاد گلویم برد
گلویی که بغضها دیدی تلخی ها کشید...
بهترین ارزوهایم باتو بود برای تو بود
منی که برایت بال و پر میزدم مرد
مرد ادم سابق مرد ان احساس
نه این که دوریت تو را از یادم برده باشد نه ....
بعد رفتنت زندگی مرد
زندگی که با تو جریان داشت
با خنده هایت جریان میگرفت
با اشک هایت تلخ کام میشد
یاد ثانیه های با تو بودن بخیر....
لحظه های با تو بودن پر پر شد
پرپر شد جدا شدیم
پرپر شد غصه شدیم
دیگر چیزی برای ازدست دادن ندارم
دارو ندارم تو بودی
حال که نیستی جسمی بی روح هستم
حال درد هجران را میفهمم
جدایی البته به اجبار درد فراق
حتی کلبه ای ندارم در ان اشک بریزم
پس میروم
میروم روزی به نقطه ای نا معلوم
می روم با اشک هایم
میروم خستگی یک عمر غصه هایم را از تنم بیرون کنم
میروم خودم را برای دردی دیگر اماده کنم
میروم گرچه برای کسی مهم نیست
هر رفتنی رسیدن نیست
اما من رسیدم...........زود هم رسیدم
به ته دنیا به درد جدایی که سخت هست
تلخی غیر قابل توصیفی دارد
که برای من و تو زود است
خداوندا بیا امشب در حقم خدایی کن
بیا و بگذار امشب با خیالی اسوده چشم هایم را ببندم
بیا و بگذار امشب بدون خاطرات او بگذرد
بگذار امشب راحت بخوابم
خداوندا دست های نا امیدیم را بر سمت تو بالا بردم
پاسخی بده به دست های خسته ام
بنده ای را تنها گذاشته ام در بدترین شرایط
امیدم هم نوعم هم زبونم زندگیم تنهایش گذاشتم
گلم گلت خوشک شد
اما داغ غصه هایت هنوز تازه است
عمرم بیا من را دریاب نگذار عمرم و لحضه هایم این گونه سر شود به رسم پروانگی مان برای شادی و خوشبختی قشنگ ارزوهایت دعا میکنم
می دانم با تو بد کردم






پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)