آی آی آی ... خوب گفتی...یعنی من سر امتحان پایانی مطالعاتم اگه معلم نمی اومد بالای سرم بهم راهنمایی بده...می افتادم...از بس ک همش شبیه هم بودن...
کلا از درسای عمومی زیاد خوشم نمی اومد.... نه ک سخت باشنا ... شب امتحان ک میخواستم بخوونم... نمیدونستم از کجا شروع کنم..از بس ک زیاد بودن...
ادبیات رو ک دیگه نگووو ... من عاشق شعرمااااا اما این کتاب ادبیات رو هیچوقت نتونستم..برای پایان ترم تا آخر بخونمش...با اینکه تا صبح بیدار میموندم..اما بازم چند درسش نخونده می موند..
و من سر جلسه امتحان اینطور بودم...![]()








..اما بازم چند درسش نخونده می موند..
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)