قابل توجه نوعروسانی که قصددارند درکنار کانون گرم خانواده شوهر زندگی کنند
زماگفتن بود اگر کسی بهتون گفت پاشو لنگ ظهره !! مقصر خودتونید چون قبلا گفتم که این موضوع استراتژیکیه
جناب سکوت بزرگوار ،
اون آدمی که قراره لنگه ظهر از خواب پاشه ، مطمئن باشید زندگی نمی کنه ، دچار روز مرگی و دلمردگی شده ، و از تکرار روزهاش خسته است و دلزده .
شاید خودشم ندونه که چرا داره به زیستن ادامه میده یا اصلا نمی دونه چرا زنده است .
منم با شما موافقم که تغییر دادن و تغییر کردن یه مبحث استراتژیکیه و همواره در قبالش مقاومت صورت می گیره .
اما تو اولین پستم اشاره کردم که اگه کسی نمی تونه و آمادگی اداره کردن خودش رو نداره چه برسه به همسر گرام ، بیاد و ازدواج کنه .
اگه قراره صبحانه به قول شما لنگه ظهر سرو بشه و ناهار ، مقارن با غروب و شام هم از نیمه شب گذشته ،و ...
پس این آدم کی وقت می کنه به ابعاد دیگه خودش و اطرافیانش برسه ؟
این زندگی که فقط محصور شد در خوردن و خوابیدن و غر زدن و نق و نوق کردن ! یه جورهایی شده سوختن ، پس کلمه ساختن ، کجای این معادله نهفته است ؟
آدم،تو اون زندگی که شما بهش اشاره داشتین ، فقط داره دچار تکرار مکررات میشه ، که نتیجه اش خمودگی ذهن و افسردگی روان و دیوانه کردن سایرین و ... است .
در حالیکه ما می خواهیم تو مسیر زندگی به احیاء وجودی خومون و اطرافیانمون رهنمون بشیم و موجبات قرار گرفتن در مسیر تکامل و تعالی رو برای خودمون و
متعلقین مون فراهم کنیم که دستیابی به تمام لذات برشمرده و نشمرده رو هم ،در خودش به شکل پنهان داره .







پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)