خوووووووووووووووووب....
سلام! بخاطر تاخیرم عذرخواهی میکنم... دوستان اینو به حساب پررویی من نذارن اما تشکرهای شما به معنی حاضری زدن شماست!و اگه حاضری نزنید من دلم میگیره که یعنی چی شده که فلان کاربر که قبلا نوشته هامو میخوند حالا دیگه نمیخونههههههه؟؟؟
بحثی که میخوام قانعتون کنم تو زندگی شخصیتون تعمیم و گسترشش بدید:
تنظیم یادآورررررررمثل همیشه اول از خودم میگم ... من یه گردنبند دارم که توش یه انگشتر از پدربزرگمه و همیشه وقتی مشغول تلف کردن وقتم هستم و چشمم میخوره به این گردنبند یا لمسش میکنم یاد پدربزرگم میفتم.... و فوری ذهنم میره سمت اینکه اگر پدربزرگم در زندگیش به کمال نرسیده الان کمال من میتونه منجر به کمال اون هم بشه چون حاصل زندگیش من بودم... درمورد این اعتقاد بعدا با هم بحث میکنیم....
فعلا بریم سمت یادآورها.... سنگ شکرگزاری پائولو کوئیلو یعنی پرورش یه حس قشنگ تو وجودتون: اینکه در طول روز بارها شکرگزاری کنید. کاری که قبلا نمی کردید.... یادتونه یه جا گفتم هیچی تصادفی نیست؟
یعنی اینکه من یه عالمه ترفند روانشناسی یاد بگیرم تصادفی نیست : شرایط زندگیم ایجاب میکرد
یعنی عضویت شما تو این سایت یا حداقل خوندن این تاپیک توسط شما تصادفی نیست: من خواستم دانسته هامو با شما شریک شم
شما دارید این تاپیکو میخونید و این تصادفی نیست و در این تاپیک پیشنهادات مختلفی پیش روی شما قرار میگیرن... پیشنهاداتی برای جهت دادن به فکرتون... شما ممکنه اونا رو عملی کنید... یا عملی نکنید.
درهر صورت همونطور که گفتم گاهی بنده ها وسیله ای هستند برای خدا به منظور رسیدن به اهداف عالیش.
پس چرا چشماتونو بازتر نمیکنید: خدا هر روز داره گزینه هایی برای زندگی بهتر در مقابل شما میذاره.
یا با خوندن مطالب این تاپیک... یا با خوندن یه کتاب... یه حدیث...یه آیه...
پس چطوری میتونید اینقدر ظالم باشید نسبت به دو نفر : اول نسبت به خدایی که براتون سنگ تمام گذاشته
و شما قضاوتهای ناعادلانه ی زیادی درموردش میکنید
دوم نسبت به خودتون: زیر درخت سیب نشستید. گرسنه هستید . اما دستتونو دراز نمیکنید تا یه سیب بچینید.
شما هنگام مطالعه زیر درخت کمال و معرفت نشستید... روزمره هزارتا پیشنهاد میان پیش شما... خود من تا حالا تو این تاپیک چقدر به شما پیشنهاد دادم؟؟؟ : فکر کنید ناجی دنیا هستید، دشمنی تون با زمان رو به دشمنی با ثانیه ها تبدیل کنید... یادآور بسازیدو...و...
من کسی نیستم که بخوام ازتون بپرسم: تا حالا به چندتاشون عمل کردید...
اما سوال نهایی من اینه که: اگر زندگی شما متحول نمیشه تقصیر کیه؟؟؟
تقصیر درخت سیبه یا اون کسی که زیر درخت سیب نشسته؟؟؟؟
یعنی حتی کنجکاو هم نیستید تجربه شون کنید؟ تجربه کنید که مثلا اگه شما ناجی دنیا بودید در وضعیت فعلی چی کار میکردید؟
میدونید... یه چیزی بین خودمون بمونه... ولی ایجاد همین تاپیک علتش باور یک روزه من بود: من ناجی دنیام!
بله... من فقط این باور رو طی یک ماه گذشته یه بار عملیش کردم...
و منجر به ایجاد یه پروژه ی جدید شد: شریک شدن دانسته هامون با هم تو این تاپیک...
حالا من کوچیکم... نوجوونم... شماهایی که شاغل هستید با این باور ناجی بودن باید بتونید پروژه های بزرگتری رو تو زندگیتون برگزار کنید! تمام اینا رو واسه این گفتم که قانعتون کنم : تحول شما بستگی به خود شما داره... نه من... نه کتب روانشناسی... و نه هیچ چیز و هیچکس دیگههههههههه...







و اگه حاضری نزنید من دلم میگیره که یعنی چی شده که فلان کاربر که قبلا نوشته هامو میخوند حالا دیگه نمیخونههههههه؟؟؟
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)