خداروشکر دیروز یه روز فوق العاده بود.... نه اینکه دردسر ها و فشاااار کاری نباشه...چرا بود حتی بدتر از روزای قبل ...اما اونقدر قشنگ بود که اینا هیچ باشن...
تولد مادرم بود....الهی خدا به همه من جمله مادرم طول عمر با عزت عطا کنه...آمین
طوفان بود.. سرک کشیدم تو اسمون و لابه لای ابرا ماه رو پیدا کردم.... باز هم دونه دونه دلتنگیامو خوشی هامو برا ماه نشین نقش زدم...
دوروبرم دنیایی به اشوب کشیده شده بود ...باد زوزه میکشید...ولی من بی تفاوت به این هیاهو ! محو بودم به گفتگو...
ماه قدم میزد تو پهنای اسمون...من به دنبالش... آخه ماه نشین میخواست برام ستاره بچینه....همه راه شیری رو قدم زدیم و ماه نشین گشـــــت ، گوشه گوشه ی کهکشان رو....
تاکه ستاره رو پیدا کردو چیدش.....
انتهای این دیدار ..باز هم منو رسوند به آرامش ِمرکز ِ این طوفان ...
حالا من آرومم..مث نوزاد پروفایل یاس90
الهی شکرت
شبش برف باارید....امروز یروز قشنگ برفی.......
![]()







همه راه شیری رو قدم زدیم و ماه نشین گشـــــت ، گوشه گوشه ی کهکشان رو....
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)