همکار تالار صنایع دستی
حواست باشد...
هَرزگی "مـُـــــد" اســت
بی آبرویــی "کلاس" اســـت
مَســـــتی و دود "تَفـــریــح" اســـت
رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت
گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت
بی فرهنگی "تمــــــدن" است
پشت به ارزش ها و اعتقادات کردن نشانه "رشد و نبوغ" است
و تو ای همسنگر...
مواظب باش !!
حجاب ؛ خون بهای شهیدان...
ویرایش توسط Tadaei : 12th July 2014 در ساعت 02:37 PM
همکار تالار صنایع دستی
حجاب فقط یه پوشش در میان انواع پوشش ها نیستحجاب فقط یه سلیقه در میان سلیقه ها نیستحجاب فقط یه مرام شخصی یا گروهی خاص در میان مرام ها نیستحجاب فقط جلوگیرنده ی نگاه ها و پیشنهاد های انسان های دنباله روی شهوت نیستحجاب ترجیح دادن خدا برتمامی نظرها و نگاه ها و سلیقه های غیرخداحجاب ارزش دادن به تلاش های زهراستحجاب یعنی فهمیدن علت مظلومیت های زهراحجاب یعنی کنار زدن تمام فایده های بی حچابی به خاطر خدا و خودحجاب یعنی می دانم که صلاحم در حجاب است چون خدا صلاحم را اینگونه می داند
همکار تالار صنایع دستی
همکار تالار صنایع دستی
همکار تالار صنایع دستی
چادر سیاه، تو را حفظ میکند؛
چرا که گرگها،
دنبال شنل قرمزی هایند!!!
![]()
همکار تالار صنایع دستی
گرمای تابستان چه لذت بخش است وقتی با خدا معامله بهشت و جهنم می کنم. گرما را به جان می خرم اما حجابم را با جهنم عوض نخواهم کرد.
همکار تالار صنایع دستی
* مراقب چشم خود باشيد و پاك دامن شويد تا زندگي بهتر و پاكيزه تري داشته باشيد .* زيرا چشم حريص است و هر چه بيشتر ببيند ، بيشتر مي خواهد .* اولين گامي كه مي توان از چشم چراني جلوگيري كرد ، اين است كه خود را در معرض اين گناه قرار ندهيم .خداوند در آيه ي 30 سوره مباركه نور مي فرمايد :" قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ "به عنوان مثال : در محل عبور و مرور ، زياد نايستيم
همکار تالار صنایع دستی
مثلا امروز21 تير، روز عفاف و حجاب
همکار تالار صنایع دستی
دختری که در پس پرده ی حجاب مخفی می شود ممکن است در زمین گمنام باشد ،
اما مطمئنم در آسمان مشهور است.
![]()
همکار تالار بیماریها
اجازه میدین کمی به ناموس شما نگاه کنیم و لذت ببریم؟؟؟
توی بازار قدم می زد ،
خانمی را دید با لباسی چسبان ، سیمایی زیبا و آرایش کرده و البته ظاهری چشم نواز … ،
کنار آن خانم مردی را دید که انگار همسرش بود ، کمی فکر کرد ،
نتوانست جلوی خودش را بگیرد ، جلو رفت و نگاهی به همسر آن خانم انداخت و گفت : ببخشید اجازه هست کمی به ناموس شما نگاه کنیم و لذت ببریم ؟
مرد که عصبانی شده یقه اش را گرفت و آن را اعلامیه دیوار کرد ، هر آنچه در دهانش بود بیرون ریخت و با عصبانیت گفت : مردک ، خجالت نمی کشی ، مگر خودت ناموس نداری ؟
اما مرد در کمال آرامش جمله ای را گفت و رفت :گفت مرد حسابی همه بازار دارند بدون اجازه به خانمت نگاه می کنند و لذت می برند تو هیچ نمی گویی ، من آمدم اجازه بگیرم و لذت ببرم تا حداقل عذاب وجدان نداشته باشم ، اشکالی دارد ؟!!
اما مرد ناگهان ساکت شد و به اطراف خود نگاهی کرد ، بعد از آن سرش را پائین انداخت ، انگار چیزی فهمیده بود !
ویرایش توسط masoume.a.92 : 15th July 2014 در ساعت 03:40 PM
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)