سیاستهای كلی اصل ۴۴ قانون اساسی
روح اصل ۴۴ اين بود كه ما بتوانيم اولاً سرمايههاى مردم و بعد مديريت مردم را وارد عرصهى اقتصاد كنيم. بايد سرمايههاى مردم و مديريت مردم - بخش خصوصى - وارد عرصهى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مديريتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد.
يك خط متعادلى وجود دارد. خط متعادل همين است: سرمايهى مردم و مديريت مردم اقتصاد را بر دوش بگيرد و كنترل و هدايت به عهدهى دولت باشد. اگر چنانچه انشاءاللَّه اين كار بخوبى انجام بگيرد - كه البته در كوتاهمدت هم انجام نميگيرد؛ اين جزو كارهاى ميانمدت و بلندمدت است و زحمت هم دارد - واقعاً يك فرجى براى اقتصاد كشور خواهد شد. ۱۳۸۹/۰۶/۰۸
ما در نگرشهايمان در مسئلهى اقتصاد كشور، در رفتارهامان و در ساختارهاى تشكيلاتى و اداريمان، قوانينمان و قواعد موضوعهمان، نقشها و سهمهايى كه هر كدام از دستگاهها دارند، بايد تغييراتى بدهيم و بر اساس اين سياستگذارى و اين سياستها، آيندهى خودمان را شكل بدهيم. اين جزو وظايف حتمىِ همهى دستگاههاى كشور است. بودجه بر اساس اين سياستها بايستى تنظيم و تصويب بشود؛ بايد فعاليتهاى اقتصادىِ بيرون از بودجه، بر اساس اين سياستها تنظيم بشود. در اين زمينه هم مجلس، هم دولت، هم قوهى قضائيه وظائف بسيار مهمى دارند، كه بايد انجام بدهند. ۱۳۸۵/۱۱/۳۰
توانمندسازی بخش خصوصی
بخش خصوصى را بايد توانمند كرد؛ هم به فعاليت اقتصادى تشويق بشوند، هم سيستم بانكى كشور، دستگاههاى دولتى كشور و دستگاههائى كه ميتوانند كمك كنند - مثل قوهى مقننه و قوهى قضائيه - كمك كنند كه مردم وارد ميدان اقتصاد شوند. ۱۳۹۱/۰۵/۰۳
مسئله فقط اين نيست كه ما بنگاههاى اقتصادى را واگذار كنيم و بگوئيم واگذار شد، خودمان را خلاص كرديم؛ در كنار اين واگذارى، كارهاى ديگرى لازم است: بايستى بخش خصوصى توانمند بشود، بايد امكان مديريتِ خوب پيدا كند. ۱۳۹۰/۰۵/۲۶
تقویت و حمایت از توسعه سرمایهگذاری بخش خصوصی و تعاونی در فعالیتهای اقتصادی كشور برابر با سیاستهای ابلاغی اصل ۴۴ قانون اساسی. ۱۳۸۹/۱۱/۲۹
توانمند سازی بخشهای خصوصی و تعاونی در اقتصاد و حمایت از آن جهت رقابت كالاها در بازارهای بین المللی. ۱۳۸۵/۰۴/۱۱
مصرف تولیدات داخلی
ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همهى زمينهها: زمينههاى مصارف روزمرّه و زمينههاى عمدهتر و مهمتر. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱
به نظر من يكى از قلمهاى مجاهدت اقتصادى مردم اين است كه بروند سراغ كالاى ساخت داخل؛ آن را بخواهند. البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاى ساخت داخل بايستى قانعكننده باشد؛ بايستى دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جورى باشد كه مشترى را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبى است. ۱۳۹۰/۰۲/۰۷
اهداف تحریم اقتصادی
هدف آنها از این تحریمها این بود كه ملت را در راه خودشان مردد كنند؛ بین ملت ایران و نظام اسلامی جدائی بیندازند؛ مردم را دلسرد كنند، ناامید كنند. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
دشمن با تحريم و با فشار اقتصادىِ گوناگون سعى كرد مردم را از ميدان خارج كند. ميگويند كه ما با مردم دشمن نيستيم. دروغ ميگويند؛ راحت، با وقاحت! بيشترين فشار براى اين است كه مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگيرند، مردم زير فشار قرار بگيرند، شايد بتوانند به اين وسيله بين مردم و نظام اسلامى فاصله ايجاد كنند. هدف، فشار بر مردم است.۱۳۹۲/۰۲/۰۷
آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنهها و عرصههای مختلف بود؛ عمدتاً عرصهی اقتصاد و عرصهی سیاست بود. در عرصهی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را بهوسیلهی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم. ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
جهاد اقتصادی
به نظر صاحبنظران، امروز در اين برههى از زمان، مسئلهى اقتصادى از همهى مسائل كشور فوريت و اولويت بيشترى دارد. اگر كشور عزيز ما بتواند در زمينهى مسائل اقتصادى، يك حركت جهادگونهاى انجام بدهد، اين گام بلندى را كه برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه كند، بلاشك براى كشور و پيشرفت كشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادى خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينهى حل مشكلات اقتصادى به همهى دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايهى اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
آنچه كه در عرصهی مجموعهی مسائل كشور انسان مشاهده میكند، كه در سال ۹۰ باید ما آن را وجههی همت خودمان قرار بدهیم، این است كه از جملهی اساسیترین كارهای دشمنان ملت ما و كشور ما در مقابلهی با كشور ما، مسائل اقتصادی است. البته در عرصهی فرهنگی هم فعالند، در عرصهی سیاسی هم فعالند، در عرصهی انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصهی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهائی كه دشمنان ملت ایران زمینهسازی كردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال كردند، به قصد این بود كه یك ضربهای بر پیشرفت كشور ما وارد كنند و آن را از این حركت شتابنده باز بدارند. البته خواستهی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجهای را كه انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میكنند. لذا این سال جاری را كه از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه كنیم به اساسیترین مسائل كشور، و محور همهی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میكنم و از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصهی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. حركت طبیعی كافی نیست؛ باید در این میدان، حركت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.۱۳۹۰/۰۱/۰۱
فرهنگ و روحیه جهادی
روحیّهی جهادی لازم است. ملّت ما از اوّل انقلاب تا امروز در هر جایی كه با روحیّهی جهادی وارد میدان شده، پیش رفته؛ این را ما در دفاع مقدّس دیدیم، در جهاد سازندگی دیدیم، در حركت علمی داریم مشاهده میكنیم. اگر ما در بخشهای گوناگون، روحیّهی جهادی داشته باشیم؛ یعنی كار را برای خدا، با جدّیّت و به صورت خستگیناپذیر انجام دهیم - نه فقط به عنوان اسقاط تكلیف - بلاشك این حركت پیش خواهد رفت. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
حمایت از تولید ملّی
يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئلهى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئلهى توليد داخلى را، آنچنان كه شايستهى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئلهى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامهريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبهى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئلهى توليد ملى، مسئلهى مهمى است.
اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئلهى تورم حل خواهد شد؛ مسئلهى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهدهى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئهى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.
سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايهداران و كارگران، تقويت چرخهى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همهى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱
مدیریت مصرف
مسئلهى مديريت مصرف، يكى از اركان اقتصاد مقاومتى است؛ يعنى مصرف متعادل و پرهيز از اسراف و تبذير. هم دستگاههاى دولتى، هم دستگاههاى غير دولتى، هم آحاد مردم و خانوادهها بايد به اين مسئله توجه كنند؛ كه اين واقعاً جهاد است. ۱۳۹۱/۰۵/۰۳
مصرف هم بايد مديريت شود. اين قضيهى اسراف و زيادهروى، قضيهى مهمى در كشور است. خب، حالا چگونه بايد جلوى اسراف را گرفت؟ فرهنگسازى هم لازم است، اقدام عملى هم لازم است. فرهنگسازىاش بيشتر به عهدهى رسانههاست. واقعاً در اين زمينه، هم صدا و سيما در درجهى اول و بيش از همه مسئوليت دارد، هم دستگاههاى ديگر مسئوليت دارند. بايد فرهنگسازى كنيد. ما يك ملت مسلمانِ علاقهمند به مفاهيم اسلامى هستيم، اينقدر در اسلام اسراف منع شده، و ما متأسفانه در زندگىمان اهل اسرافيم! بخش عملياتىاش هم به نظر من از خود دولت بايد آغاز شود. در گزارشهاى شماها من خواندم، حالا هم بعضى از دوستان اظهار كردند كه دولت درصدد صرفهجوئى است و ميخواهد صرفهجوئى كند؛ بسيار خوب، اين لازم است؛ اين را جدى بگيريد. دولت خودش يك مصرفكنندهى بسيار بزرگى است. شما از بنزين بگيريد تا وسائل گوناگون، يك مصرفكنندهى بزرگ، دولت است. حقيقتاً در كار مصرف، صرفهجوئى كنيد. صرفهجوئى، چيز بسيار لازم و مهمى است. ۱۳۹۱/۰۶/۰۲
مبارزه با مفساد اقتصادی
امروز كشور ما تشنهى فعاليّت اقتصادى سالم و ايجاد اشتغال براى جوانان و سرمايهگذارى مطمئن است. و اين همه به فضائى نيازمند است كه در آن، سرمايهگذار و صنعتگر و عنصر فعال در كشاورزى و مبتكر علمى و جويندهى كار و همهى قشرها، از صحّت و سلامت ارتباطات حكومتى و امانت و صداقت متصديان امور مالى و اقتصادى مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند. اگر دست مفسدان و سوءاستفادهكنندگان از امكانات حكومتى، قطع نشود، و اگر امتيازطلبان و زيادهخواهان پرمدّعا و انحصارجو، طرد نشوند، سرمايهگذار و توليد كننده و اشتغالطلب، همه احساس ناامنى و نوميدى خواهند كرد و كسانى از آنان به استفاده از راههاى نامشروع و غيرقانونى تشويق خواهند شد. ۱۳۸۰/۰۲/۱۰
شفافسازی
بايستى فعالان بخش خصوصى بدانند فرصتهاى سرمايهگذارى كجاهاست، كدامهاست؛ همه مطلع باشند، استفادههاى ويژهخوارانه نشود. محصور بودن اطلاعات، محدود بودن اطلاعات به بعضى از افراد، دون بعضى، موجب ويژهخوارىهاى عجيبى ميشود؛ كه گاهى ثروتهاى بادآوردهى يكشبه را براى افرادى كه سوء استفادهچى هستند، فراهم ميكند؛ به خاطر اينكه اطلاع دارند كه بناست فلان كالا بيايد، فلان كالا توليد بشود، فلان كالا جلويش گرفته بشود، قيمت فلان كالا بالا برود يا پائين بيايد، يا فلان قانون تصويب بشود. اينهائى كه مطلعند، سوءاستفاده ميكنند. اطلاعات بايد عمومى بشود. بايد شفافسازى اطلاعات صورت بگيرد. البته اين در دولتهاى قبل مطرح بود، در دولت نهم و دهم هم فعاليتهائى انجام گرفته؛ ليكن كافى نيست. بايستى در اين زمينه كار بيشترى انجام بگيرد. ۱۳۹۰/۰۵/۲۶
هدفمندی یارانهها
اهداف مهم اين كار، در درجهى اول، توزيع عادلانهى يارانههاست. دستگاه مديريت كشور يارانههائى را بين مردم تقسيم ميكند. با شكل قبلى، اين يارانهها به كسانى كه بيشتر پول داشتند، بيشتر مصرف ميكردند، بيشتر ميرسيد؛ اما به كسانى كه كمتر پول داشتند، كمتر مصرف ميكردند، اين يارانهها كمتر ميرسيد. با هدفمند كردن يارانهها، توزيعِ عادلانه انجام ميگيرد؛ يعنى به همه، به نسبت واحدى ميرسد. اين، يك گام بلند در جهت ايجاد عدالت اجتماعى است. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
خودكفایی
كشور در مسائل حیاتی و اساسی باید خودكفا باشد. نه اینكه از دیگران بهكلّی بینیاز باشد، نه؛ امّا اگر به كسی یا كشوری، در چیزی احتیاج دارد، طوری روابطش را تنظیم كند كه اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشكل نشود؛ او هم چیزی داشته باشد كه مورد نیاز آن كشور است؛ خودكفایی یعنی این. ۱۳۸۵/۰۸/۱۸
استقلال اقتصادی
استقلال اقتصادی، یعنی ملّت و كشور، در تلاش اقتصادی خود روی پای خود بایستد و به كسی احتیاج نداشته باشد. معنایش این نیست كه ملّتی كه استقلال اقتصادی دارد، با هیچكس در دنیا داد و ستد نمیكند؛ نه. داد و ستد، دلیل ضعف نیست. چیزی را خریدن، چیزی را فروختن، معامله كردن، گفتگوی تجاری كردن، اینها دلیل ضعف نیست. امّا باید طوری باشد كه یك ملّت، اوّلاً نیازهای اصلی خودش را بتواند خودش فراهم كند. ثانیاً، در معادلات اقتصادی دنیا و مبادلات جهانی، وزنهای باشد. نتوانند او را به آسانی كنار بگذارند؛ نتوانند او را به آسانی محاصره كنند؛ نتوانند او را به آسانی فرو دهند و هر چه میخواهند به او املا كنند. ۱۳۷۲/۰۲/۱۵
امنیت غذایی
اين ملت عزيز و سربلند، در امر تغذيه و تهيه مواد غذايى اصلى خود، نبايد به بيرون مرزها هيچ احتياجى داشته باشد. از اوّل انقلاب تا امروز، تكيه بر مسأله كشت و زرع، براى تأمين اين منظور بوده است.
ما براى گندم و برنج و روغن و لبنيات و خوراك دام و بقيه مصارف عمده و اصلى كشورمان نبايد نيازمند ديگران باشيم.۱۳۸۰/۱۰/۱۲
امنيت غذايى براى كشورى بزرگ، پُرجمعيت و داراى هدفهاى بلند، بسيار مهم است؛ لذا بخش كشاورزى و دامدارىِ ما يك بخش ويژه و استثنايى است و همه بايد براى آن تلاش كنند. ۱۳۸۲/۱۰/۱۴
ارتباط صنعت و دانشگاه
با توجه به نياز مبرم صنايع به فنآورى روز و رفع نيازهاى كشور در زمينههاى مختلف، متأسفانه هنوز شاهديم ارتباط سازمانيافتهاى ميان صنعت و دانشگاه برقرار نشده است. برقرارى نظام صحيح ميان صنعت و دانشگاه، علاوه بر حل معضل بيكارى و ايجاد اشتغال، باعث صرفهجويى ارزى و استقلال صنعتى خواهد شد. ۱۳۸۲/۰۲/۲۲
ارتباط مؤثر بين دانشگاهها و مراكز پژوهشى با صنعت و بخشهاى مربوط جامعه. ۱۳۸۷/۱۰/۲۱
نقشه جامع علمی
ما بايد بدانيم نقشهى جامع علمى كشور چيست. كدام علم، به چه اندازه، در كجاى اين نقشه جا دارد. اينجور نباشد كه مثل يك ورزشكارى كه فقط روزى بازو كار ميكند و بازوهايش ميشود اينقدر، در حاليكه پا و سينه و شانهاش مثل يك آدم لاغر است، باشيم! اين، فايدهاى ندارد.
نقشهى جامع علمى، چيزِ لازمى است: جايگاه علوم گوناگون، هركدام؛ مقدار دانشجو، نوع دانشجو، جنس دانشجويان - دختر، پسر - مناطق گوناگون؛ اينها بايد روشن بشود؛ ما بدانيم چهكار ميخواهيم بكنيم. اين كارها البته شروع شده، لكن بايد جديت بكنيد دنبال بشود. ۱۳۸۶/۰۶/۱۲
بعد از آنكه نقشهى جامع علمى تهيه و فراهم شد، كارهاى ديگرى هم بايستى انجام بگيرد؛ از جمله: ايجاد نظام مهندسى اين نقشه، تبديل نقشهى جامع علمى به صدها پروژهى علمى، و سپردن اين پروژهها به پيمانكاران امينى كه عبارتند از همين دانشگاهها و اساتيد و مراكز تحقيقاتى دانشگاهها. بعد، ايجاد شبكهى نظارت بر اين پيشرفت علمى؛ حسن اجراء. و درگير كردن استاد، دانشجو، محقق، اينها حتما بايد در اين طرح مهندسى نقشهى جامع علمى ديده شود. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
نظام ملی نوآوری
يك خلأيى وجود دارد - و همين خلأ موجب شده نقشهى جامع علمى هم آنچنان كه بايد و شايد عملياتى نشود - و آن عبارت است از همين خلأ نظام ملىِ نوآورى، كه عبارت است از يك شبكهاى از فعاليتها، تعاملهاى زنجيرهاى، در سطحهاى كلان و ميانى و خرد، بين دستگاههاى علمى كشور؛ چه در درون محيط علمى، چه بيرون محيط علمى. يك تعامل اينچنينى بايد به وجود بيايد، كه اين به عنوان نظام ملىِ نوآورى شناخته شود؛ كارش هم عبارت است از اين كه جريان دانش و نوآورى را مديريت كند، رصد كند، ارزيابى كند، هدايت كند. اين امروز يك چيز لازمى است و به نظر من مسئولان و مديران بايد به اين مسئله فكر كنند. ۱۳۹۱/۰۵/۲۲
تجارت جهانی و جهانی شدن
جهانیشدن، اسم خیلی قشنگی است و هر كشوری فكر میكند بازارهای جهانی به رویش باز میشود. امّا جهانی شدن به معنای تبدیل شدن به یك پیچ و مهرهای در ماشین سرمایهداری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملّت مستقلی باشد. اگر قرار است جهانی شدن به معنای درست كلمه تحقّق پیدا بكند، باید كشورها استقلال خودشان - استقلال اقتصادی و استقلال سیاسی - و قدرت تصمیمگیری خودشان را حفظ كنند؛ والّا جهانی شدنی كه دهها سال پیش از طریق بانك جهانی و صندوق بینالمللی پول و سازمان تجارت جهانی و امثال اینها - كه همه ابزارهای امریكایی و استكباری بودند - به وجود آمده، ارزشی ندارد؛بنابراین، یك اصل مهم، مسئلهی استقلال است؛ كه اگر این نباشد پیشرفت نیست، سرابِ پیشرفت است. ۱۳۸۸/۰۲/۲۷
مدیریت واردات
من نسبت به مسئلهى مديريت واردات به دولتىها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد ميكنم. من نميگويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهائى لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جائى واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهائى بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته مسئولين محترم دولتى به من گفتند كه قوانينى كه مجلس تصويب كرده، به ما اجازه نميدهد جلوى واردات را بگيريم؛ من خواهش ميكنم اين قضيه را حل كنند. اگر واقعاً قانونى وجود دارد كه دولت را ممنوع ميكند از جلوگيرى از واردات، اين قانون را اصلاح كنند؛ جورى باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملى بالا برود. ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
سرمایههای انسانی
اين ملت، ملتى با شصت ميليون نيروى انسانى و با ذخيره بسيار باارزشى از تجربهها و سرمايهها - سرمايههاى مادّى، سرمايههاى انسانى، سرمايههاى معنوى و دانش و تجربه است. اين ملت، خيلى چيزها را در درون خود دارد. ما اگر همهى دروازههايمان را هم ببنديم، از پا نخواهيم افتاد. ۱۳۷۶/۰۱/۲۷
مسأله اشتغال، مسأله جوانها، مسأله اين همه سرمايه انسانى انباشته بر روى هم، يكى از مسائل بسيار مهمّ است. مسؤولان كشور بايد به فكر اين باشند. ۱۳۸۰/۰۲/۱۱
- - - به روز رسانی شده - - -






توانمندسازی بخش خصوصی
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)