دیشب یه خوابی دیدم که تعریفش واقعاً سخته ولی به درد فیلم های ایرانی می خورد
یه قسمتش که تموم شد همون که شبیه فیلما بود ، یه خواب جدید شروع شد که راحته ، با دوستم یه جایی رفته بودیم که یه عالمه دختر همسن خودمون بودن ، فرش رو زمین تو یه محوطه ی مخصوص یه عالمه پهن کرده بود هر کس ، ما هم جدا ، یکی از دوستان قدیمی هم به جمعمون پیوست ، شب شد ، تاررررررررریک ، یه سری وسیله می خواستیم جمع کنیم ، خیلی سخت بود ، هی برو هی بیا ، هی زیاد میشد عوض اینکه کم شه ، یه جا اومدم همه رو بردارم مال هممون بود ، بدجور طاقت فرسا بود بردنش ، خودم تنها بودم ، دوستم رفته بود تو ماشین نشسته بود ، هر چی بګم کمه ، خیــــــــــــــــلی خسته کننده بود به زور راه می رفتم ، اینقدر عذاب آور بود ، بی خیال خواب شدم ، بلند شدم ، راحت شم ... فکر می کنم یه جوریه ...







پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)