پرسش : چرا حضرت ابراهیم(ع) دوست خدا شد و لقب خلیل الله گرفت؟
پاسخ :
عنوان "خلیل الله" امتیازی است برای حضرت ابراهیم(ع) که در قرآن نیز به آن اشاره شده است که می فرماید:
«وَ مَنْ أَحْسَنُ دینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفًا وَ اتَّخَذَ اللّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً»[1]
«دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاکِ ابراهیم(ع) گردد؟ و خدا ابراهیم(ع) را به دوستیِ خود، انتخاب کرد».
آن چنانکه در تفسیر نمونه آمده است، در تفسیر واژه "خلیل"، دو نظریه عمده وجود دارد، یکی اینکه خلیل از ماده خُلّت به معنای دوستی است یعنی خداوند ابراهیم(ع) را به دوستی خود انتخاب کرد. نظر دوم آن است که خلیل از ماده خِلّت به معنای نیاز و احتیاج است و معنایش آن است که ابراهیم(ع) باور داشت که در همه چیز بدون استثناء نیازمند پروردگار است.
تفسیر نمونه تفسیر اول را ترجیح می دهد و در تأیید این تفسیر به روایتی از امام صادق(ع) استناد می کند که می فرماید:
"اگر خداوند ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل انتخاب کرد نه به خاطر نیاز به دوستی با او بود بلکه به این خاطر بود که ابراهیم(ع) بنده مفید پروردگار و کوشا در راه رضای او بود."[2]
اما درباره این که ابراهیم(ع) به چه دلایلی، خلیل الله شد در روایات به علل مختلفی اشاره شده است که نمونه ای از آن در روایت فوق مورد اشاره قرار گرفت.
در روایت دیگری از امام رضا(ع) می خوانیم:
«إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا لِأَنَّهُ لَمْ یَرُدَّ أَحَداً وَ لَمْ یَسْأَلْ أَحَداً قَطُّ غَیْرَ اللَّهِ تَعَالَی»
«خداوند، ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل خود انتخاب کرد زیرا هرگز تقاضا کننده ای را محروم نساخت و هیچ گاه از کسی غیر از خدا، تقاضایی نکرد.»[3]
سایر عللی که در روایات مورد اشاره قرار گرفته است، عبارتند از:
کثرت سجود، اطعام گرسنگان، نماز در دل شب و کوشا بودن در راه اطاعت پروردگار.[4]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]سوره نساء، آیه 125.
[2]به نقل از مجمع البیان، ذیل آیه مذکور.
[3]وسائل الشیعة، ج 9، ص 442.
[4]برای مطالعه بیشتر می توان به تفسیر نمونه، ج 4، صص 145- 146 و سایر تفاسیر ذیل آیه 125 سوره نساء مراجعه کرد.
منبع
***
امروز تو یه برنامه ای اتفاقی شنیدم که حضرت ابراهیم (ع) می فرمودند : '' انی مهاجر الی ربی '' = '' همانا من مهاجر به سوی پروردګارم هستم ''
و تفاوت مهاجر با مسافر هم در اینه که مهاجر وقتی میره به سمت مقصد ، قصد برګشت به مبدأ رو نداره تا هر کجا به پیش بره اما مسافر از زمانی که میره به سوی مقصد ، قصد برګشت هم داره .
تو این مهاجرت اتحاد و هماهنګی بنده ها قشنګ ترش می کنه ...
![]()
ویرایش توسط "VICTOR" : 22nd December 2013 در ساعت 10:20 PM
روزی حضرت ابراهیم (ع) مشغول خوردن غذا به تنهایی بود . به بیرون خانه رفت و پیرمردی را دید که بر دوشش هیزم داشت . از او خواست که با او غذا بخورد .هنگامی که پیرمرد شروع به خوردن کرد نام خدا را نیاورد . ابراهیم(ع) از او دلگیر شد . پیرمرد گفت من ملحد هستم و خدا را ستایش نمی کنم . و از انجا برفت . وحی آمد که ما در این مدت او را اطعام کردیم و از او چیزی نخواستیم . تو یک بار اطعام کردی و خواستار ستایش خدا از جانب او هستی . برو و او را باز آر. ابراهیم (ع) پیش پیرمرد رفت و ماجرا را تعریف کرد . پیرمرد گریست و به خدا ایمان آورد.
منبع
توضیحات مختصر :
نام مبارك حضرت ابراهيم(عليهالسلام) در بيست و پنج سوره قرآن، حداقل شصت و نه بار تكرار شده است. راجع به اين پيامبر و حالات گوناگون او از كودكي تا شيخوخيت قريب صد و نود و پنج آيه و نيز سورهاي مستقل به نام او در قرآن وجود دارد.
ابراهيم (عليهالسلام) نامي است سرياني به نام «اُبٌ رَحيم» بوده يعني پدر مهربان، سپس «حاء» آن به «هاء» تبديل گرديده، و بعضي گويند معني ابراهيم از «بَريٌ مِنَ الاَصنام» و «هامَ اِلي رَبِّه» ميباشد، يعني از بتها دوري ميجسته و به خداوند خويش گرويده است. آن حضرت سه هزار و سيصد و بيست و سه سال بعد از هبوط حضرت آدم (عليهالسلام) به دنيا آمد.
اهل تاريخ نام پدر ابراهيم(عليهالسلام) را تارح (با حاء و خاء) نوشتهاند. و نام مادرش «اوفا» دختر آذر، و برخي نام وي را «نونا» فرزند كربتا بن كرثي، و گروه سوم «رقيه» دختر لاحج ميدانند.
ابراهيم(عليهالسلام) دومين پيامبر اولوالعزم است، كه داراي شريعت و كتاب مستقل بوده، و دعوت جهاني داشته، او حدود هزار سال بعد از حضرت نوح(عليهالسلام) ظهور كرد و سلسله نسب او تا نوح را چنين نوشتهاند: «ابراهيم بن تارخ بن ناحور بن سروح بن رعو بن فالج بن عابر بن شالح بن ارفكشاذ بن نوح».
ابراهيم(عليهالسلام) هنوز متولد نشده بود كه پدرش از دنيا رفت و آزر عموي ابراهيم(عليهالسلام) سرپرستي او را به عهده گرفت. از اين رو ابراهيم(عليهالسلام) او را به عنوان پدر ميخواند.
اين پيامبر بزرگ در شهر «اور» از شهرهاي بابل به دنيا آمد و سرانجام در سن صد و هفتاد و پنج سالگي فوت كرد. او را در باغ عفرون بن صرصر، پهلوي قبر ساره دفن كردند و اكنون مدفن او شهر الخليل (در كشور فلسطين) نام دارد.
ولادت ابراهيم(عليهالسلام) در دوران «نمرود بن كنعان بن كوش بن حام بن نوح»بوده است.
نمرود علاوه بر بابل، بر ساير نقاط جهان نيز حكومت ميكرد، چنانكه امام صادق(عليهالسلام) فرمود: چهار نفر بر سراسر زمين سلطنت كردند، دو نفر از آنها از مؤمنان به سليمان بن داوود و ذوالقرنين(عليهماالسلام) و دو نفر از آنها از كافران به نام نمرود و بخت النصر بودند.
در عصر ابراهيم(عليهالسلام) علاوه بر بت پرستي، پرستيدن ستاره و ماه و خورشيد هم وجود داشته، «بابليان خدايان زيادي داشتند ... به اين ترتيب كه هر شهري خدايي داشت، كه نگاهبان آن بود و شهرهاي بزرگ و روستاها، خدايان كوچكتري داشتند كه آنها را پرستيده و به آنان اظهار علاقه ميكردند.
منبع
ویرایش توسط "VICTOR" : 24th December 2013 در ساعت 11:57 AM
ماجرای به آتش افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع):
مردم، هيزم هاي جمع آوري شده را در گودالي كه از پيش در نظر گرفته بودند، انباشتند. روز موعود فرا رسيد. نمرود بر فراز ساختمان بلندي كه براي او ساخته بودند، قرار گرفت. بسيار شادمان بود. مي خواست از بالاترين نقطه، سوختن ابراهيم عليه السلام را بنگرد و لذت ببرد. هيزم ها را آتش زدند. شعله ها به سوي آسمان زبانه مي كشيد. حالا نمرود به اين مي انديشيد كه چگونه ابراهيم عليه السلام را در آتش افكند. منجنيقي ساختند و ابراهيم عليه السلام را از زندان
بيرون آوردند و در درون آن نهادند تا به وسيله آن، او را به درون آتش پرتاب كنند.
ابراهيم تنها بود. او از هيچ چيز نمي ترسيد، حتي از اينكه تا لحظات ديگر در ميان شعله هاي آتش افكنده شود. او در اين لحظه به خدا پناه برد و پيش از پرتاب شدن، خدا را چنين خواند: «اي خداي يكتا و بي همتا! اي خداي بي نياز!اي خدايي كه هرگز نزاده و زاده نشده و هرگز شبيه و نظير ندارد! مرا به لطف و رحمتت،
از اين آتش نجات بده».1
در حالي كه ابراهيم عليه السلام، در آسمان معلّق بود، جبرئيل نزد او آمد و گفت: «آيا به من نياز داري؟»
ابراهيم عليه السلام گفت: «به تو نيازي ندارم، ولي به پروردگار جهان نياز دارم».2
جبرئيل، انگشتري به ابراهيم عليه السلام داد كه در آن نوشته بود: معبودي جز خداي يكتا نيست، محمّد رسول خداست. به خدا پناهنده مي -
شوم و به او اعتماد كردم و كارم را به او سپردم. در همين لحظه، فرمان خطاب به آتش صادر شد: «اي آتش، براي ابراهيم عليه السلام سرد باش».
آتش آن چنان سرد شد كه دندان هاي ابراهيم از سرما به لرزه درآمد. سپس خداوند به آتش فرمان داد كه:
بر ابراهيم، سالم و گوارا باش. (انبيا: 69)
آري، آتش نمرودي، اين گونه به گلستاني زيبا تبديل شد. ناگفته پيداست كه با سالم ماندن ابراهيم در ميان آتش، صحنه به كلي دگرگون شد. غريو شادي فرونشست. دهان ها از شگفتي بازماند. با مشخص شدن قدرت خداي ابراهيم، موجوديت دستگاه نمرود در خطر قرار گرفت. براي حضرت ابراهيم، معجزه هاي ديگري نيز نقل شده است كه مي توان به داستان زنده شدن پرندگان به دست آن حضرت اشاره كرد.
***
1. تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 68.
2. محمد بن على بن الحسين، ابن بابويه، علل الشرايع، منشورات المكتبة الحيدرية، 1385 ه . ق، صص 23 و 24.
منبع
ویرایش توسط "VICTOR" : 24th December 2013 در ساعت 11:56 AM
یاد امام حسین (ع) از توکل کامل ابراهیم به خدا
در ماجرای کربلا، امام سجاد ـ علیه السلام ـ سخت بیمار بود، به طوری که با زحمت ـ آن هم با تکیه بر عصا ـ میتوانست برخیزد، امام حسین ـ علیه السلام ـ با او دیدار کرد و فرمود: «پسرم! چه میل داری؟!» امام سجاد ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «اشتهی ان اکون ممن لا اقترح علی الله ربی ما یدبره لی؛ میل دارم به گونهای باشم که در برابر خواستههای تدبیر شده خدا برای من، خواسته دیگری نداشته باشم. » امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: احسن و آفرین! تو هم چون ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ هستی که جبرئیل از او پرسید: آیا خواهش و حاجتی داری؟ او در پاسخ گفت: «هیچ گونه پیشنهادی به خدا ندارم، بلکه او مرا کفایت میکند و نگهبان نیکی است».
منبع
روزی رسول الله به اباجهل فرمود:
آیا داستان ابراهیم را شنیده ای که خدا او را به ملکوت اعلی برد و دید چشمان او را قویتر نمود.ابراهیم از آنسوی آسمانها دید زن و مردی به فحشا مشغول اند پس در دم نفرینشان کرد و هلاک شدند. پس دو نفر دیگر را دید و آنها را هم نفرین کرد و هلاک شدند.در گوشه ای دیگر از زمین دو نفر دیگر را دید و نفرین کرد و هلاک شدند و ....
کار که به اینجا رسید خدا به ابراهیم وحی کرد:
ای ابراهیم دست از نفرین کردن بر بندگان من بردار .به درستی که من خدای بخشنده و مهر گستر ام .گناه بندگانم به من ضرر نمی رساند همانگونه که طاعتشان بهره ورم نمی کند.من هر گز آنها را اینگونه که تو تدبیر و سیاست می کنی سیاست نمی کنم...
بنده گان من سه گونه هستند:
یا از کسانی هستند که گناه می کنند و به درگاه من توبه می کنند ومن آنها را می بخشم و عیبشان را می پوشانم و عذابشان نمی کنم.یا توبه نمی کنند و من فعلا آنها را عذاب نمی کنم چون می دانم به زودی فرزندانی اهل ایمان از آنها خواهند بود ... و پس از اینکه این امر شد آنها را عذاب می کنم.....
بدان ای ابراهیم عذاب من بر بندگانم به حسب جلال و کبریایم می باشد.پس میان من و بندگانم را خالی بگذار که همانه من بر آنها مهربانتر از تو هستم...
منبع
مرقد حضرت ابراهيم (ع)
محل ولادت حضرت ابراهيم(ع)
مقام حضرت ابراهيم(ع)
( هیچ وقت این رد پاها برام تفهیم نشد ...)
مقبره ساره همسر حضرت ابراهيم(ع)
حضرت ابراهیم (ع) در شهر الخلیل در فلسطین اشغالی مدفون و دارای گنبد و بارگاه است.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14900
http://www.niksalehi.com/fun/page/001562.php
فرزندان حضرت ابراهیم (ع) :
حضرت ابراهیم (علیهالسلام) دارای هشت یا سیزده فرزند بود:
اسماعیل (علیهالسلام) از هاجر،
اسحاق (علیهالسلام) از ساره و
فرزندان دیگر او از مادری به نام قطورا بودند.
حضرت ابراهیم (علیهالسلام) جدّ عبرانیان از طریق اسحاق و جدّ عرب مستعربه (عرب غیرخالص) از طریق اسماعیل است.
مدت زندگانی ابراهیم (علیهالسلام) را از یکصد و هفتاد و پنج تا دویست سال نوشتهاند.
آرامگاه آن حضرت در مزرعة خود ایشان به نام «حبرون» است که امروه همانجا شهر «الخلیل» نامیده میشود.
کلمه ابراهیم 69 بار در قرآن به کار رفته است.
***
فرزندان ابراهیم :
بنا بر روایت تورات ابراهیم حداقل ۸ فرزند پسر داشت. اولین فرزند و نخست زاده او از هاجر، کنیز مصریِ سارا، بود و اسماعیل نام داشت. دومین فرزند او ۱۴ سال بعد از اسماعیل (یعنی ۲ دوره ۷ ساله)، از سارا به دنیا آمد و نام وی اسحاق بود. پس از این دو فرزند، و رحلت سارا، ابراهیم همسر دیگری به نام قطوره اختیار کرد و او ۶ فرزند پسر برای ابراهیم به دنیا آورد که نامهای آنها از این قرار است: زمران و یُقشان و مَدان و مِدیان و یِشباق و شوحا از هر یک از این فرزندان قبائلی از عرب و عبرانیان به وجود آمدهاند و همه آنان جزء نسل ابراهیم هستند
پسران ابراهیم بر اساس همسرانش و به ترتیب تولد
سارا اسحاق
هاجر اسماعیل
قطوره زمران يُقشان مَدان مِديان يِشباق شوحا
منبع
منبع
ویرایش توسط "VICTOR" : 31st December 2013 در ساعت 12:53 PM
صفات و ویژګی های حضرت ابراهیم (ع) در قرآن :
*ابراهیم عهدهدار امامت و رهبری مردم:
اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً (بقره /124)
* ابراهیم برگزیدة خدا در دنیا:
وَ لَقَدِ اصْطَفَیناهُ فِی الدُّنیا (بقره /130)
*ابراهیم از شایستگان آخرت:
وَ اِنَّهُ فِی الآخِرهِ لِمَنَ الصّالِحینَ (بقره /130)
* ابراهیم حقگرای فرمانبردار:
ما کانَ اِبْراهیمُ یَهودیّاً و لا نَصْرانِیَّاً و لکِنْ کانَ حَنیفاً مُسْلِماً (آل عمران /67)
* ابراهیم حقگرای موحّد:
فَاتَّبِعوا مِلَّهَ اِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشرِکینَ (آل عمران /95)
* ابراهیم دوست خدا:
وَ اتَّخَذَ الله اِبْراهیمَ خَلیلاً (نساء / 125)
*ابراهیم جزو نیکوکاران:
وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ (انعام / 84)
* ابراهیم دلسوز و بردبار:
اِنَّ اِبْراهیمَ لَاَوّاهُ حَلیمُ (توبه /114)
*ابراهیم بردبار، نرمدل و اهل انابه:
اِنَّ اِبْراهیمَ لَحَلیمٌ اَوّاهٌ مُنیبٌ (هود /75)
*ابراهیم پیشوایی مطیع:
اِنَّ اِبْراهیمَ کانَ اُمَه قانِتاً لِلّه (نحل /120)
* ابراهیم شکرگزار نعمتهای الهی:
شاکِرَاً لِاَنْعُمِهِ (نحل /120)
*ابراهیم برگزیده و هدایتیافته الهی:
اِجْتَباهُ وَ هَداهُ اِلی صِراطٍ مُستَقیمٍ (نحل /121)
*ابراهیم شخصیتی رشدیافته:
وَ لَقَدْ اتَیْنا اِبْراهیمَ رُشْدَه (انبیاء /51)
*ابراهیم صاحب قلب سلیم:
اِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلیمٍ (صافات /84)
* ابراهیم دریافتکنندة سلام الهی:
سَلامٌ عَلی اِبْراهیم (صافات /89)
* ابراهیم از بندگان مؤمن خدا:
اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤمِنین (صافات / 111)
*ابراهیم صاحب قدرت و بینش:
وَاذْکُر عِبادَنا اِبراهیمَ … اُولِی الْاَیدی وَ الْاَبْصار (صاد /45)
* ابراهیم اسوه و الگوی نیکوی اهل ایمان:
قَدْ کانَتْ لَکُمْ اُسْوَهُ حَسَنَهٌ فی اِبْراهیمَ وَ الذَّینَ َمَعَهُ (ممتحنه /4)
منبع
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)