هدایت هزار نفر
ادریس همچنان با بیانات شیوا و اندرزهای دلپذیر و هشدارهای كوبنده، قوم خود را به سوی خدا دعوت می كرد. در این مسیر با طایفه ای از قوم خود ملاقات نمود كه همه بت پرست و در انواع انحرافها و گمراهیها گرفتار بودند. ادریس به اندرز و نصیحت آنها پرداخت و آنها را از انجام گناه سرزنش نموده و از عواقب گناه هشدار داد و به سوی خدا دعوت كرد. آنها یكی پس از دیگری تحت تأثیر قرار گرفته و به او پیوستند. نخست تعداد هدایت شدگان به هفت نفر و سپس به هفتاد نفر رسید.
به همین ترتیب یكی پس از دیگری هدایت شدند تا به هفتصد نفر و سپس به هزار نفر رسیدند.
ادریس از میان آنها صد نفر از برترین ها را برگزید، و از میان صد نفر، هفتاد نفر، و از میان هفتاد نفر ده نفر، و از میان ده نفر، هفت نفر را انتخاب نمود. ادریس با این هفت نفر ممتاز، دست به دعا برداشتند و به راز و نیاز با خدا پرداختند خداوند به ادریس وحی كرد، و او و همراهانش را به عبادت دعوت نمود، آنها همچنان با ادریس به عبات الهی پرداختند تا زمانی كه خداوند روح ادریس علیه السلام را به ملأ اعلی برد.
آروزی ادریس برای ادامه زندگی به خاطر شكرگزاری
فرشته ای از سوی خداوند نزد ادریس علیه السلام آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولی اعمالش مژده داد. ادریس بسیار خشنود شد و شكر خدای را به جای آورد، سپس آرزو كرد همیشه زنده بماند به شكرگزاری خداوند بپردازد.
فرشته از او پرسید: «چه آرزویی داری؟»
ادریس گفت: «جز این آرزو ندارم كه زنده بمانم و شكرگزاری خدا كنم، زیرا در این مدّت دعا می كردم كه اعمالم پذیرفته شود كه پذیرفته شد، اینك بر آنم كه خدا را به خاطر قبولی اعمالم شكر نمایم و این شكر ادامه یابد.»
فرشته بال خود را گشود و ادریس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اینك ادریس زنده است و به شكرگزاری خداوند اشتغال دارد.
مطابق بعضی از روایات، ادریس پس از مدّتی كه در آسمانها بود، عزرائیل روح او را در بین آسمان چهارم و پنجم قبض كرد، چنانكه خاطرنشان می شود.
قبض روح ادریس علیه السلام بین آسمان چهارم و پنجم
امام صادق علیه السلام فرمود: یكی از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزیره ای انداخت. او سالها در آنجا در عذاب به سر می برد تا وقتی كه ادریس به پیامبری رسید. او خود را به ادریس رسانید و عرض كرد: «ای پیامر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم كند.»
ادریس برای او دعا كرد، او خوب شد و تصمیم گرفت به طرف آسمانها صعود نماید اما قبل از رفتن، نزد ادریس آمد و تشكّر كرد و گفت: «آیا حاجتی داری زیرا می خواهم احسان تو را جبران كنم.»
ادریس گفت: «آری، دوست دارم مرا به آسمان ببری، تا با عزرائیل ملاقات كنم با او اُنس بگیرم، زیرا یاد او زندگی مرا تلخ كرده است.»
آن فرشته، ادریس را بر روی بال خود گرفت و به سوی آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید، در آنجا عزرائیل را دید كه از روی تعجّب سرش را تكان می دهد.
ادریس به عزرائیل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت می دهی؟»
عزرائیل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم: چگونه چنین چیزی ممكن است با اینكه بین آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بین آسمان سوم و دوّم نیز همین مقدار فاصله. (و من اكنون در سایه ی عرش هستم و تا زمین فاصله فراوانی دارم و ادریس در زمین است، چگونه این راه طولانی را می پیماید و تا بالای آسمان چهارم می آید!!). آنگاه عزرائیل همانجا روح ادریس را قبض كرد. این است سخن
خداوند ( آیه ی 57 سوره ی مریم) كه می فرماید:
«وَ رَفَعناهُ مَكاناً عَلِیّاً؛ و ما ادریس را به مقام بالایی ارتقا دادیم.»
پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: در شب معراج، مردی را در آسمان چهارم دیدم، از جبرئیل پرسیدم: «این مرد كیست؟» جبرئیل گفت: «این ادریس است كه خداوند او را به مقام ارجمندی بالا آورده است.» به ادریس سلام كردم و برای او طلب آمرزش نمودم، او نیز بر من سلام كرد و برایم طلب آمرزش نمود.
دست خط ادریس نبی (ع) :
![]()






پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)