همکار تالار زیست شناسی
در این غروب، در این لحظه مرگ روز آفتابی، به انتظار شبی دیگر به ساز دل گوش فرا میدهم وبه صدا در میاورم نی لبک تنهایی را و با بغض آتشین در گلو بریده بریده میگویم که کجایی؟تو نیستی و پاسخی برایم نیست و من فقظ طنین صدا و هق هق هایم را در فضای خالی و سرد اتاقممیشنوم و چشمانم را که میبندم این جملات به ذهن آشفته ام سرک میکشنددیروز گذشت، امروز هم میگذرد در واپسین قدمهای ساعت نگو :دریغ،دریغبیا تا فرداها را بسازیم...
- - - به روز رسانی شده - - -
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
![]()
همکار تالار زیست شناسی
دلم خوش است به گل های باغ قالی هاکه چشم باران دارم ز خشکسالی هابه باد حادثه بالم اگر شکسته٬چه باک!خوشا پریدن با این شکسته بالی ها!چه غربتی است٬عزیزان من کجا رفتند؟تمام دور و برم پر ز جای خالی ها
زلال بود و روان رود رو به دریایمهمین که ماندم، مرداب شد زلالی هاخیال غرق شدن در نگاه ژرف تو بودکه دل زدیم به دریای بی خیالی ها
همکار تالار زیست شناسی
به نیمه های شب قسم!
که من بهانه جو شدم
به بند بند اسم تو
اسیر آرزو شدم !...
...
سرک کشیده خواهشی
به ناکجای خانه ام
پرنده های یاد تو
نشسته روی شانه ام!
...
نفس نفس ،سکوت من
به دست تو ترانه شد
تمام انتظار تو ...
به سوی من روانه شد!
...
به شاخه های سرو من
کبوتری نمی پرد ...
صدای خواهش تو را
نسیم شب نمی برد !
...
ستاره های بغض من
عروس ابر پاره شد
نگاه تو ،به دست من
اشاره ای دوباره شد!
...
به سوی نردبان تو
مسیر من نمی رسد ...
به التهاب واژه ها
هجوم گریه می رسد!
...
بخوان به نام زندگی
سروده های بی ریا
و دعوتت نمی کنم...
خودت بسادگی بیا!
...
که من خزان خانه را
پر از جوانه می کنم
برای خنده رو شدن...
تو را «بهانه» می کنم
همکار تالار زیست شناسی
شبی باهم کنار یک پنجره
ببستیم پیمان عشق،نبودند همه
بگفتیم از لحظه های آشناییچه خندیدیم باهم خدایی
به هم گفتیم همیشه باهم هستیماگر بودیم،وفادار هم هستیمهمیشه زمان این دل حزین بوددل ما ازهمه عاشقترین بود
تو ای سازونوای عاشقی هامنشونی ازهمه دلواپسی هاموجودم بی تو تنهاترین استدلم ز یاد تو زیباترین است
چه وقتا که زدوری گریه کردیمولی با این همه نفرین نکردیمقسم خوردیم به خدای یگانهنریم از پیش هم حتی یه لحظه
ولی عاشقی چه رسمی استدل و دلدادگی که حتمی استبه چشمانت قسم ای عزیزمتو رو دوست دارم ای بهترینم
همکار تالار زیست شناسی
❈ چنــدان هـــم دور نیستــــی ؛❈
❈ فقط به انــدازه ی یک نمیـــدانم از مــن فاصـــله گـرفتــه ای !❈
❈ آری ، "نمیـــدانم" کجـــایی ؟❈✽تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی آمــــوخت✽
✽فقــط یــک کلمـــــــه اسـت✽
* میگـــــــــــذرد *
✽امـــــا دق میدهــد تا بگـــــــذرد✽
همکار تالار زیست شناسی
همکار تالار زیست شناسی
در بدرقــــــه چشمان تو نميتوان غربت را فراموش كرد و
كوچــــــه سرارسر ميشود از وداعي عاشقانــــه...
دلِ سبــــــزم را گــــــ ــــ ـره زد ..
و رفتـــــــ ــــ ــ تا بـــــــه آرزوهـــایش برســــد ..
گـل یا پــوچ؟
دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن
بگذار فقط تصــــــور کنم ..
که در دستانتــــ
برایـــم کمی عشق پنهـــان است ..
همکار تالار مهندسی برق
حقیقتی است بی انکار.... گذر زمان همیشه آدم ها رو تنهاتر می کنه . در آخرم تک و تنها تو یه جا آرام باید بگیریم. این قانون طبیعته
همکار تالار زیست شناسی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)