کاربر فعال سایت
ببینین ، خب به همین پدر بگیم ، احتمالا میگه ، برو دلت خوشه ها ، من فرصت تماشای غروب افتاب ندارم یا دل من بااین چیزا باز نمیشه !!!
اشتباه هم همینجاست ، تماشای غروب آفتاب وقت چندانی نمیگیره ، شاید اگه یکبار امتحان کنه و لذتش رو احساس کنه ، دفعه دیگه برای رفع تنش اینکار رو انجام بده
ببینین من نمیگم که حتما صد در صد باید غروب آفتاب رو تماشا کنیم تا شاد بشیم ، ولی تمرکز روی چیز دیگه ای هست ، هدف آرامش روان هست ، رهایی از تنش
نمیگم خودتون رو بذارید جای اون پدر، اما فقط کسی میتونه اون پدر رو درک کنه که به حال و روزش افتاده باشه.
ایشالا که شما هیچ وقت به چنین حال و روزی نیفتید، درک کردن اون پدر کار من و شما نیست.
اون پدر دیگه چیز زیبایی تو دنیا نمیبینه جز زن و بچه اش که شرمنده ی این زیبایی ها هست چون نتونسته براشون یه زندگی عالی یا متوسط رو فراهم کنه
برای همه ی شیعیان زندگی شاد و آرام و راحتی را آرزومندم
کاربر فعال سایت
درسته من جای اون پدر نیستم ، ولی انسانم و احساسی که دارن رو درک میکنم
ببینین خودتون تو این نوشته پاسخ دادین ، چیزهایی که من ازش لذت میبرم میتونه با اون چیزایی که شما لذت میبرین ، متفاوت باشه
اولویت لذتی که اون پدر کسب میکنه در لبخند و آرامشی هست که به خانوادش میده ، وقتی به این مهم رسید ، لذت بعدی
قبول دارین ؟؟
آرزوی زیبایی بود ، آرزوی همه ماست![]()
یار همیشگی
حرف شما درسته دل خوش میخواد تا بعضی کارها رو که ساده هم بنظر میرسه انجام داد.
ولی صحبت سر اینه که ما برای خوش کردن دل شاید فقط به یه سری کارهای خارق العاده بینیدیشیم، در صورتیکه لازم نیست، همین پدری که شما مثال زدید و در جامعه ما هم کم نیستن، میتونه با یه سری کارهای کم خرج ولی خوب بازده کمبود مالی رو حداقل فقط خودش بیشتر حس کنه و این بار رو از خانواده اش تا حدودی کم کنه.
ولی متاسفانه اینقدر به نداری دامن میزنیم که راهکارهای ساده خوشی رو از یاد میبریم و یا ناممکن میدونیم.
به امید بردن لذت واقعی همه خانواده ها .
مشکل اینجاس که شما درد نداری و بی پولی و بدهکاری رو نکشیدید،اگر میکشیدید میفهمیدید که اون پدر شاید در چهره اش لبخند باشه اما از درون داره گریه میکنه، اون لبخند ظاهری رو برای خوش کردن دل خانوادش میزنه
یار همراه
اما من کشیدم دوست مهربونمون... من 2 سال این درد کشیدم.. ... دردی که ممکنه ادم های خیلی کم این درد کشیده باشن....
شما درست میگی وقتی که ادم مشکل داشته باشه و قرض و.... شادی از یادش میره اما چرا؟؟؟
به نظرت با از بین رفتن شادی همه چیز درست میشه؟؟؟ نه اینجوری نیست... چون کشیدم میگم
من 3 سال اشک ریختم برای میز تحریر.. چون بابام تموم پولاش میداد برای ورشکستگی برادرم... 50 میلیون کم نیست برای یک خانواده معمولی
اما وقتی دیدم میتونم روی همین زمین خدا درسم بخونم. شادی به دلم اومد... یا مثلا با دادن یک چایی و یکم حرف زد با خانواده ام. همشون شاد میشدن....
به قول شما شاید تو دلش غم باشه اما شادی کمی که حتی به ظاهر باشه. بازم ارومت میکنه وباعث میشه بهتر بتونی فکر کنی برای کار هات
امیدوارم منظورم فهمیده باشید
![]()
من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم،
زیراترسیم کردنسریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.
(لوکوربوزیه)
دوست آشنا
شاد بودن کار زیاد سختی نیست
وقتی احساس میکنید خیلی ناراحت هستید
خیلی سریع (مثل همون فورا به مراکز بهداشت و درمان مراجعه کنید) برای خودتون جک بیارید چیزای خنده دار بیارید(میتونید از ریپورتر بگیرید
)
خب تا اینجا میشه 50درصد ولی برای کامل تر شدن اونو با دوستاتون به اشتراک بذارید
مثلا از قابلیت فرستادن برای همه در یاهو استفاده کنید
یا چت ها
همین کار رو که کردید دیگه احساس تنهایی نمیکنید و وقتی دیدید کسی هم داره با شما توی شاد بودن شریک میشه شادیتون 2 برابر میشه
مثلا شما به 5 نفر اینو ارسال میکنید اونا حتما واکنشی نشون میدن مثلا کوچک ترینشیا
یا
یا شایدم اونا هم جک بگند و بخواند با شما توی شادی شریک بشن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)