دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 538

موضوع: (✿◕‿◕-)اجتماع دختران دوستدار حجاب(✿◕‿◕-)

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #11
    همکار تالار صنایع دستی
    رشته تحصیلی
    فوق دیپلم فرش وتابلو فرش
    نوشته ها
    655
    ارسال تشکر
    1,152
    دریافت تشکر: 3,505
    قدرت امتیاز دهی
    10084
    Array
    Tadaei's: جدید47

    پیش فرض پاسخ : اجتماع دختران دوستدار حجاب

    نمی ذارن چادر بپوشم....
    در مقطع دبیرستان که بودم یکی از همکلاسی هام اسمش هما بود.
    چهره ی زیبایی داشت ولی ظاهرش نامناسب بود، اطرافیانش اکثرا بچه خلاف های مدرسه بودند.
    بر خلاف قوانین مدرسه تلفن همراهش همیشه دنبالش بود و بیش تر زنگ تفریح ها در کنار دوستاش دور از چشم مدیر و معاونین مدرسه با تلفنش صحبت می کرد و صدای خنده هاشون توجه همه رو جلب می کرد.
    یه بار که اومد مدرسه دیدیم چادر سرش کرده و مقتعه اش رو یه کم کشیده جلو



    خیلی تعجب کرده بودیم؛ چون اصلا اهل این چیزا نبود.
    دلیل چادری شدنش رو ازش پرسیدیم.
    گفت توی کوچه و خیابون خیلی اذیت می شم؛ دیگه دوس ندارم مثل قبل زندگی کنم.
    این در حالی بود که در روابطش با پسران نامحرم مشکلاتی براش پیش اومده بود؛ نگاه ها و عکس العمل های پسران و مردان گرگ صفت امانش رو بریده بودند. از ترس آبروش هم که بود ترجیح داده بود چادر بپوشه.
    می گفت اینجوری خیلی راحت ترم.
    خیلی خوشحال شدیم، خدا رو شکر کردیم که به خودش اومده و فهمیده که این رفتارها، ظاهرش و روابطش عاقبت خوبی نداره و مشکلات زیادی براش به همراه داره.
    تا چند وقت با همون چادرش می اومد مدرسه. از طرز گرفتن چادرش معلوم بود که تا حالا چادر سرش نکرده بود.
    ولی با این حال چون می دونست این طوری خیلی به نفعشه هم چنان می پوشیدش.
    یه کم آروم تر از قبلش شده بود، انگار دیگه خیلی از دل مشغولی های قبلش رو نداشت.
    بعد از چند هفته که گذشت، یه روز که اومد توی کلاس دیدیم چادر سرش نیست و مثل همیشه اش خندون نبود.
    بهش گفتم: هما چی شده؟ چادرت کو پس؟ خیلی اذیتت می کرد؟
    با لب و لوچه ی آویزون گفت:
    « خونواده ام، فامیلامون، دوستام ، همسایه هامون، همشون مسخره ام می کنن. امروز که می خواستم بیام چادرم نبود، می دونم خونوادم قایمش کردن. نمی ذارن چادر بپوشم. دیگه تحمل دلهره و ترس از ریختن آبرومو ندارم،

    نمی دونم چی کار کنم ...! »

    منبع:وبلاگ نجوا

  2. 6 کاربر از پست مفید Tadaei سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 3rd April 2013, 12:18 AM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th September 2010, 03:07 PM
  3. آموزشی: آموزش ایلوستریتور- ساخت اشکال پیچشی در فتوشاپ و ایلوستریتور
    توسط آبجی در انجمن آموزش و ابزارهای فتوشاپ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17th June 2010, 12:48 AM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1st May 2010, 11:38 AM
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1st December 2008, 03:52 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •