مجنون چو حدیث عشق بشنید
اول بگریســــــــــت پس بخندید
دوست آشنا
همکار تالار مذهبی
مجنون چو حدیث عشق بشنید
اول بگریســــــــــت پس بخندید
در آستانه مهر قلم ها گوش تیز می کنند تا در دفتر انتظار اینگونه دیکته کنند ، ابری نیست ، ماه پشت ابر نیست ، او آمد ، او در باران آمد ...![]()
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
در میان قوم موسی چند کس
بی ادب گفتند کو سیر و عدس
منقطع شد خان و نان از اسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان
همکار تالار مذهبی
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا![]()
در آستانه مهر قلم ها گوش تیز می کنند تا در دفتر انتظار اینگونه دیکته کنند ، ابری نیست ، ماه پشت ابر نیست ، او آمد ، او در باران آمد ...![]()
این قافله عمر عجب می گذرد / دریاب دمی که با طرب میگذرد
" برای آنکه در زندگی پخته شویم نباید هنگام عصبانیت از کوره در برویم "
همکار تالار مذهبی
دانی چمن از چیست چنین خرم و شاد
بهر آن است که دلـهای حزین شاد کنـد
در آستانه مهر قلم ها گوش تیز می کنند تا در دفتر انتظار اینگونه دیکته کنند ، ابری نیست ، ماه پشت ابر نیست ، او آمد ، او در باران آمد ...![]()
دید شخصی فاضلی پرمایه ای
افتابی در میان سایه ای
میرسید از دور مانند هلال
نیست بود و هست بر شکل خیال
لیک بهر انک روز ایند باز
بر نهد بر پایشان بند دراز
در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)