به طور كلي سه نوع الگوي فكري(پارادايم) در جامعه شناسي قابل تشخيص است: الگوي فكري تضاد گرا، نظم گرا و تلفيق گرا. تضاد گرايان جامعه را پر از كشمكش، دگر گون شونده و داراي نظمي اجباري مي پندارند. با اين توصيف، ماركس و طرفداران وي جامعه شناسي را علمي اجتماعي تعريف مي كنند كه به بررسي نابرابري، تضاد و تغيير اجتماعي مي پردازد. از ديدگاه اين نظريه پردازان نابرابري اجتماعي پديده مطلوبي نيست و به اين خاطر وجود دارد كه عده اي كه از اين وضعيت سود مي برند. اما نظم گرایان جامعه را دارای نظمی اختیاری و بر اساس ارزشهای مشترک تصور می کنند. بنابر اين نظم گراياني همچون پارسنز، جامعه شناسي را علمي اجتماعي تعريف مي كنند كه به بررسي كاركرد پديده هاي اجتماعي در جهت حفط تعادل نظام اجتماعي، مي پردازد. در اين ديدگاه نابرابري اجتماعي مطلوب و به نفع نظام اجتماعي است زيرا كاركرد مثبتي دارد و این کار کرد مثبت، ايجاد انگيزه در افراد براي كسب موقعيتي بهتر در جامعه است. بسیاری از نظریه پردازان معاصر تلفیق گرا هستند. آنها انگاره "فقط تضاد يا فقط نظم" نظريه پردازان پيشين را نپذيرفته، انگاره نوين "هم تضاد و هم نظم" را مطرح مي كنند. در اين ديدگاه نابرابري اجتماعي به عنوان پديده اي در نظر گرفته مي شود كه بايد از آن كاست اما محو كردن كامل آن غير منطقي و به ضرر نظام اجتماعي است. رالف دارندرف از اولين نظريه پردازان اين گروه محسوب مي شود. شهرت جامعه شناساني همچون هابرماس(1) و گيدنز نيز به خاطر گرايش هاي تلفيقي آنهاست گرچه گرايش آنها به نظم و تضاد 50 ، 50 نيست. من نيز از دكتر محمد عبدالهي – استاد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي ـ آموخته ام، تلفيق گرا يي را علمي تر و به واقعيت نزديكتر است و همان طور كه در صفحات اوليه پايان نامه ام خطاب به جامعه شناسان آينده گفته ام" تلفيق نظري نه تنها در حوزه نظريه هاي جامعه شناسي بلكه در بين نظريه هاي جامعه شناسي و ارتباطات ضرورت دارد ." زيرا جامعه كنوني "جامعه اطلاعاتي جهاني " است و ساختار هاي نسبتا پايدار اجتماعي جاي خود را به "شبكه هاي اجتماعي پویا و مبتني بر IT" داده اند. پيشرفت علم جامعه شناسي موجب ايجاد گرايشها و حوزه هاي پژوهشي نويني شده است كه برخي از آنها را آورده ام.
حوزه هاي(گرايشهاي) جامعه شناسي:
1. جامعه شناسي فرهنگي
2. جامعه شناسي اقتصادي
3. جامعه شناسي سياسي
4. جامعه شناسي قشر ها و نابرابري هاي اجتماعي
5. جامعه شناسي جنگ و نيروهاي نظامي
6. جامعه شناسي كار و شغل7. جامعه شناسي روستايي
8. جامعه شناسي آموزش (به غلط آموزش و پرورش)
9. جامعه شناسي قوميت ها (شامل ايلات و عشاير)
10. جامعه شناسي انحرافات اجتماعي
11. جامعه شناسي جوانان
12. جامعه شناسي نظري
13. جامعه شناسي رياضي
14. جامعه شناسي مسايل اجتماعي
15. جامعه شناسي علم (و معرفت)
16. جامعه شناسي صنعتي
17. جامعه شناسي فمنيستي
18. جامعه شناسي اجتماعي شدن و سالخوردگي
19. جامعه شناسي سازمانها (به معني عام)
20. جامعه شناسي گروههاي اجتماعي
21. جامعه شناسي احزاب
22. جامعه شناسي ارزشها
23. جامعه شناسي جنسيت
24. جامعه شناسي جرم
25. جامعه شناسي خانواده
26. جامعه شناسي دين
27. جامعه شناسي انقلاب
28. جامعه شناسي جنبشهاي اجتماعي
29. جامعه شناسي حيوانات (شايد عنوان اين حوزه برايتان خنده دار باشد، اما خنده دارتر اينكه برخي از جوامع حيواني (زنبورها، مورچه ها و ...قانون مند تر از جوامع انساني هستند.)NGOs)
30. جامعه شناسي هنر
31. جامعه شناسي سازمانهاي غير دولتي (
32. جامعه شناسي ورزش
33. جامعه شناسي حقوق
34. جامعه شناسي موسيقي
35. جامعه شناسي جمعيت
36. جامعه شناسي پزشكي
37. جامعه شناسي ادبيات
38. جامعه شناسي مرگ و مير
39. جامعه شناسي اوقات فراغت
40. جامعه شناسي جهان سوم
41. جامعه شناسي مسايل جنسي (جنسيت در جامعه شناسي متفاوت از جنس است)
۴۲. جامعه شناسي توسعه
43. جامعه شناسي شهري
44. جامعه شناسي تغييرات اجتماعي
45. جامعه شناسي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي
46. جامعه شناسي گردشگري
47. جامعه شناسي جهاني شدن
48. جامعه شناسي جامعه اطلاعاتي
49. جامعه شناسي فضاي سايبري (با اندكي مسامحه فضاي اينترنتي)
50. جامعه شناسي فناوري اطلاعات
51. جامعه شناسي آينده
52. جامعه شناسي جامعه سايبري






پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)