استعداد برتر سایت
درست میگین استفاده از تجربه دیگران واقعا یک کار افراد زرنگ روزگاره. تجربه من در مورد ایده داشتن اینه که تا زمانی که ایده است زیاد ارزشی براشون قائل نشید. بخوام صریح بگم ادعا مهم نیست باید اثبات کنین تا ایده مورد توجه قرار بگیره. و حواس تون باشه سطح کار اختراعات داره بالا میره. خود من امروز که سازمان پژوهش ها رفته بودم پیش دکتر یاسی جلسه بررسی اختراعات بود.فیلم کارکرد یک اختراع رو دیدیم و طرف یه ربات ساخته بود که برای بالا بردن وسایل خانگی سنگین مثل یخچال و ماشین لباس شویی و غیره از پله ها عالی کار می کرد. جون میداد برای این شرکت های حمل و نقل وسایل خانگی! من که هنگ کرده بودم انقدر خوب کار می کرد! اما داوران گفتن که تا به چشم کارشو نبینن تایید نمی کنن. حق هم داشتن نمی شد با یه کلیپ این چیزا رو تایید کرد. میخوام بگم محدودیت هایی که دارید رو فراموش کنین و صد البته به هرچی که می دونید اعتقاد پیدا کنین. بزارید جامعه درست یا غلط بودنش رو به شما نشون بده.
استعداد برتر سایت
سلام عزیزم خوش اومدی منو ترور نکنی![]()
این یه مشکل خیلی خیلی بزرگه چون علمی که هیچ استانداردی براش تعریف نشده باشه رو نمیشه استاندارد یاد گرفت.
به همین دلیله که بیشتر افراد به سمت استفاده از تجربه دیگران روی میارن چون میدونن بلاخره با تکمیل و اصلاح راه آنها موفق میشن.
و این که اگر هم موفق نشن باز به موفقیت نزدیک اند و زیاد از مرحله پرت نیستن.
منم با این شیوه موافقم اما من با الگو قرار دادن دیگران به این مرحله از تجربه نرسیدم و چون این کلاس منه ازتون میخوام که یک اصل رو بپذیرید.
"از افراد با تجربه درس بگیرید اما آنها را الگوی خود قرار ندهید. رمز موفقیت شما در طی کردن راهی هست که منحصرا برای شماست و در سرنوشت شما نوشته شده.شما که دارید تلاش می کنید چرا باید زیر پرچم دیگران بایستید؟ چرا نباید خودتون پرچم دار باشید؟ چرا شما باید درختی از یک جنگل باشید در حالی می تونید ریشه یک جنگل باشید؟"
از بحث دور نشیم.
گفتیم که افراد تمایل دارند که با درس گرفتن از تجربه دیگران و همچینن تکمیل و اصلاح آن به یادگیری و تحقیق درباره علومی بپردازند که در ایران هیچ زیرساختی ندارد.
تمام افرادی که من دیدم در استفاده از این تکنیک جهت یاد گیری مفاهیم مورد نیاز خود مشترک بودند بنابراین از این جا به بعد بحث استفاده از ابزار های موجود برای آسانتر شدن کار هاست.
برعکس شما که دارید به کامپیوتر و ارتباط بیشتر با این افراد فکر می کنید من به کتاب فکر می کنم.بچه ها یه اصل کلی در کتاب هست که احتمالا تا حالا بهش توجه نکردید.
بزارید داستان خودم رو بگم.یه زمانی بود که تشنه یاد گیری مفاهیم بودم از همه چیز و همه علم.پیش افراد مختلف می رفتم و ازشون سوال می پرسیدم. یه چیز مشترک بین آنها منو خیلی آزار میداد. خیلی مغرور بودن و کلاس می گذاشتن! حتما شما هم همچین تجربه ای داشتید میتونید چی می گم. برام پیش اومده که طرف دق و دلی هفت نسل شو روی من خالی کرده یا بدتر منو به یک آدم احمق و خنگ تبدیل کرده و بهم گفته ازم بدش میاد! استاد دانشگاهش جلوی خودم بهم گفت عقب مونده...
ببینید هر کتاب رو معمولا 1 تا 3 نویسنده تالیف می کنه. میدونید این به چه معناست. فرض کنین شما یک کتاب نوشتید.
اولین چیزی که به فکرم میرسه اینه که حتما باید خیلی چپ تون پر باشه که ازش یک کتاب در بیارید نه؟
یک اصل کلی می گه: " هر کتاب تجلی افکار، عقاید، علم، دیدگاه و استاندارد هایی هست که از یک یا چند شخص به جای می ماند."
خنده داره شما زمانی که یک کتاب خریداری می کنید مثل این می مونه که تعدادی استاد یا دانشمندی رو از بازار خریده و به خانه بیاورید و هر چقدر که دوست داشته باشید ازش سوال بپرسید.
هر چند که کتاب در انتقال اطلاعات با محدودیت روبرو هست اما اگر سوالی داشته باشید می تواند به شما سرنخ هایی بدهد که به جواب سوال خود برسید.
بنابراین اگر از طریق اینترنت به دنبال فردی با تجربه می گردید تا شما رو راهتمایی کنه راه بهتر اینکه که در مورد افراد و دانشمندان مختلف مرتبط با علم خودتون تحقیق کنین و کتابی رو که نوشته رو دانلود کنین.جان؟ نه ببخشید از بازار بخرید.
استعداد برتر سایت
جلسه سوم درس دوم
چرا بعضی از مسائل رو اصطلاحا نمی فهمیم؟
چکیده:
در این جلسه جوری صحبت می کنم که بفهمید چرا نوفهمید.
مقدمه:
خیلی اوقات میشه که معلمان، اساتید، دانشمندان و غیره یه حرفی میزنن مغز شما هنگ می کنه. معمولا زیاد هم بهش فکر نمی کنین چون نیازی نیست اینکارو بکنین.
واقعا دارم میگم. مثلا انیشتن میگه که" منتظر فردا نیستم چون خودش میاد!" معنی و مفهوم این حرف چیه واقعا؟
همه شما هنگام گوش دادن و خواندن این حرفا باید چند پیش زمینه رو در خودتون داشته باشید.
اول اینکه شما از زاویه درست به موضوع نگاه کنین و دوم هم هر جور که شده چند تا سوالی که وجودتون رو اذیت می کنه به زبان بیارید.
باور کنین دیگه گذشت اون زمانی که مردم فکر می کردند علم یعنی کشف چیزای جدید. از زمان پلانک به بعد شده درک بهتر چیزای قدیمی!
البته نه اینکه کشف کردن ارزش نداشته باشه اتفاقا جایزه نوبل هم به کاشف ها داده میشه.
اما با این فرض که شما با یادگیری علوم جدید سعی در درک بهتر مسائل داشته باشید خیلی آسونتره.
متاسفانه همه ما هر وقت که کتاب رو باز می کنیم دنبال کشف چیزای جدیدیم اما ذهن خود رو جوری برنامه ریزی کنیم که وقتی در مورد کشف جدیدی خوندیم هنگ کنیم.
کلید موفقیت شما در درک علوم جدید و افزایش گسترده دید تون تنها در تعویض این فکر هستش.
درک چیست؟ کشف چیست؟
درک کتیم یا کشف؟
داشمندان چگونه کار می کردند؟
چطور میشه یک مسئل قدیمی رو درک کنیم؟
چطور میشه مسئله جدیدی رو کشف کنیم؟
مطمئنا این سوالات هم ذهن شما رو به خودش مشغول کرده.
درک چیست؟
درک یک قرار داد نانوشته است بین حداقل دو انسان. اسم قرارداد رو روش گذاشتم چون در واقع شرط هست.
همه ما برای این حرف می زنیم ، می نویسیم و نقاشی می کنیم که اطلاعاتی از خود رو منتشر کنیم.
در واقع مفهوم اطلاعات از این جا سرچشمه می گیره و همچنین درک هم زیر مجموعه این مفهوم به حساب میاد.
همه ما اطلاعات خود را منتشر می کنیم تا دیگران از آن بهره مند شوند و در واقع آن را درک کنند.
مطمئنا اگر کسی نوشته های من رو درک نکنه مشکل از منه نه از اون.
خود شما یه صفحه مطلب بنویسید و ببینید دیگران درکش نکرده اند ناراحت نمیشین؟
اما واقعیت اینجاست که اگر من نوعی اطلاعاتم رو درست درک کرده بودم می تونسم از زاویه ای به شما تقدیمش کنم که براتون قابل درک باشه.
انیشتن میگه "زمانی واقعا یک موضوع رو درک کردید که بتونید جوری برای مادر بزرگ خودتون توضیحش بدید تا درکش کنه"
واقعیت اینه بچه ها نخبگان هم زیاد مسائل رو درک نمی کنن.رمز موفقیت ما در چیز دیگه است. میخوایم یک اصل رو خوب یاد بگیرید:
" برای درک مفاهیم از آسون به سخت در مرحله اول ببینید مخفیانه میتونید به تجارب معمولی زندگی خود ربط اش دهید؟"
به راستی که نخبگی کار آسون و زیباییه. چون برای درک مسائل نیازی به سواد بالا ندارید. کافیه به تجربه هایی که در گذشته داشتید تکیه کنین.
مثلا برای درک قانون جاذبه نیوتون کافیه به سد های هیدروالکتریک فکر کنین.بعدش براتون اثبات خواهد شد که جاذبه وجود داره.
بعدش فرمول های ریاضیه. میدونستید فرمول جاذبه نیوتون با فرمول رفتار دو ذره باردار کولن یکیه؟
تنها پارامتر ها اولیه عوض شدن مثلا به جای جرم، بار الکتریکی دارید و به جای ثابت جهانی گرانش، ثابت کولن رو میزارین همین.
حتی مجذور فاصله هم در هر دو یکیه! میشه گفت کولن فرمول خودش رو از نیوتون کپی گرفته!
ببینید در فلسفه علم، استقاده از تجربه های پیشین یکی از مهم ترین پیش نیاز های هر دانشمنده.در واقع کولن با فرض کردن فرمول نیوتون تقلب نکرده.
ولی کافی نیست و تا زمانی که فرضیه های جدیدی که برمبنای تجارب پیشین بیان شده اند اثبات نشن نمیشه بهشون استناد کرد.بنابراین شما با استفاده از تجربه های پیشین خودتون ادعایی نکردید که نیاز به اثبات داشته باشه بلکه برعکس شما چیزی رو که شنیدید به اولین چیزایی که به ذهن تون رسیده ربط میدید و اگر درست باشه بهتر اون موضوع رو درک می کنین.
برای شروع درک یک مسئله همین موضوع کافیه.نیازی نیست حتما سواد بالایی داشته باشید.
کشف دقیقا برعکس درک هستش. در این مورد شما تجاربی دارید که در علم توضیحی در باره اش وجود نداره. مثلا نظمی که در عالم وجود داره ریشه اش چیه؟
در این حالت شما خودتون با توجه به درکی که از مسائل علمی قدیمی دارید(و البته از توجیه موضوع شما عاجر اند) سعی می کنین موضوع جدیدی رو مطرح کنین که هم مسائل علمی قدیم رو تایید کنه و هم پیش بینی های دقیقتر از تجارب روزمره داشته باشه. این تعریف رسمی کشف هستش.
برای کشف یک موضوع جدید شما بازم نیازی به سواد ندارید چون به صورت قراردادی اگر کل علوم دنیا هم بدونید باز نمی تونن آن موضوع توصیف کنید.
اگر می خواهید موضوع جدیدی رو کشف کنید اول یک محیط آزمایشگاهی رو به وجود بیارید(معمولا ذهن بهترین آزمایشگاهست) بعد با تکیه بر مسائل علمی قدیمی که براتون اثبات شده اند، گزینه هایی رو اضافه و یا کم کنین و "مدل رفتاری" تعریف کنین.
"مدل رفتاری یه جور توصیف کار هایی هست که سیستم برای رسیدن به اهداف خاص طی می کند. "
مثلا یک چکه آب به سمت زمین سقوط می کند... این یک مدل رفتاری هست.
خب چه چیزی باعث شده که چکه آب این رفتار رو انجام بده؟ با توجه به این که در گذشته ثابت شده بعضی نیرو ها (اختلاف پتانسیل) باعث حرکت ماده میشن بنابراین "فرض می کنیم" که یک نیرو باعث این سقوط شده.
محیط آزمایشگاهی ما با توجه به مدل رفتاری چکه آب داره بهمون ثابت میکنه که نیروی مورد نظر کاملا به سمت پایین و مرکز زمین هستش.
و این که مقدار این نیرو بی نهایت نیست چون میشه بهش غلبه کرد.
تا اینجا من به کمک محیط آزمایشگاهیم، گرانش رو کشف کردم و این موضوع برای یادداشت آن کافیه.
برای میزان این نیرو ها و دیگر موارد نیاز به محیط های آزمایشگاهی دیگری دارید.در واقع چرخه ای تکراری:
برای کشف میزان این نیرو(که الان برای شما مجهول هست) نیاز به وارد کردن چند پارامتر جدید دارید. مثلا جرم، فاصله، دما، فشار، عدد ثابت و هرچیزی که فکر می کنید دخالت دارند.
این اصل را یاد بگیرید:"برای هر کدام از پارامتر هایی که در فرضیه خود وارد می کنید نیاز به یک محیط آزمایشگاهی برای اثبات ارتباط آن به موضوع مورد نظر دارید."
در واقع برای اثبات ربط یک پارامتر باید تمامی پارامتر های دیگه رو ثابت نگه دارید و با تغییر دادن پارامتر مورد آزمایش و میزان تغییر "نتیجه" ربطش رو پیدا کنین.
در حالت کلی اگر با افزایش مقدار یک پارامتر، نتیجه هم افزایش پیدا کنه این دو پارامتر مثلا جرم و گرانش با هم رابطه "مستقیم" دارند.چون با افزایش جرم ، گرانش هم افزایش پیدا می کند(این پارامتر ها در فرمول باید در صورت نوشته بشن)
اگر با افزایش یک پارامتر، نتیجه کاهش پیدا کند! آن دو با هم ارتباط "معکوس" دازند مثلا فاصله و گرانش با هم رابطه معکوس دارند چون محیط آزمایشگاهی شما بهتون ثابت کرده که با دور شدن دو جرم از همدیگه، جاذبه بین شان هم کاهش پیدا میکنه.(این پارامتر ها باید در مخرج فرمول نوشته شوند.)
بعضی از پارامتر ها هم هستند که با تغییرشان تقریبا هیچ تغییری در نتیجه حاصل نمیشه یا اگه بشه هم قابل چشم پوشی هستش. مثلا دما تاثیر مستقیم و یا معکوسی در گرانش ندارد. بنابراین این دو پارامتر به هم بی ارتباط اند و دما جایی در فرمول گرانش ندارد.(این نوع پارامتر ها در فرمول نوشته نمی شوند)
اطلاعات دیگری که محیط آزمایشگاهی شما بهتون میده خیلی جالبه. اینکه با تغییر پارامتر مورد نظر، نتیجه با چه شدتی افزایش و یا کاهش پیدا می کند.
شما در قدم آخر باید میزان شدت این تغییرات را یادداشت و با فرمول های علم ریاضی مقایسه کنین.
در حالت کلی پارامتر ها یا به صورت خطی افزایش پیدا می کنند(یعنی میزان تغییر آنها با تغییر نتیجه برابر است.)
یا به صورت نمایی(توانی) افزایش پیدا می کنند( یعنی میزان تغییر نتیجه چند برابر تغییر آنهاست.)
یا به صورت لگاریتمی افزایش پیدا می کنند.( یعنی یا تغییر پارامتر، نتیجه اول با شدت بالا تغییر می کند و بعد با شدت پایین تغییر خواهد کرد)
به صورت رسمی برای درک موضوعات باید حتما دیو تجربه های پیشین و هیولای آزمایش جدید رو به خدمت خودتون بگیرید.
در نهایت سوال بپرسید و جواب بگیرید.
ببخشید اگه یکم این جلسه نامفهومه کافیه صحبت های الان من رو با تجربه های پیشین خود مقایسه کنین و با توجه به آن جواب برخی از سوالات تون رو پیش بینی کنین. سایت و این تاپیک هم محیط آزمایشگاهی شماست. بپرسید من جواب میدم.
موفق و پیروز باشید.
استعدادهای برتر
خییییلی پیچیده شد داداش من که حوصله ندارم
من نیازی به اینهمه توضیح نمیبینم
خیلی ساده تر از ایناس
همه ی این پیچیدگی ها رو خود مغز جبران میکنه
فقط لازمه یکم تمرین کرد
البته اگه سال اول کارم بود همه ی این دستورالعملهارو میجوییدم تا کامل یادبگیرم
در ضمن من دستورالعمل خاصی برای به دست اوردن استعداد در نظر ندارم
فقط دستورالعملهایی میشه نوشت برای استفاده ی صحیح و یا با کمترین زیان مالی از این استعداد
در ضمن مهمترین مسئله در این موقعیت شرایط و امکاناته که به دست اوردن این قسمت از همه مهمتره
من دارم با یه گروه نرم افزاری بررای طراحی یه مکانیزم فراهم اوری امکانات و اموزشها و منابع و در کل تامیین کل نیازهای کاربران به شکل اتوماسیون همکاری میکنم
که تا چند ماه دیگه در کنار چند پروژه ی کوچیک به اطلاع همه میرسونیم
ولی فعلا در حال هماهنگی اولیه هستیم و معلوم نیست بشه یا نه !!!!!
دعا کنید بشه
استعداد برتر سایت
جلسه بعدی گوش دادن به صدای درون هستش. من از عمد تمام متن رو نصفه نیمه نوشتم تا بهتر بتونیم صدای درون خودتون رو بشنوید. در مورد این صدا که صدای مغز متفکر شماست خواهید فهمید و آن را از کودک درون تون تمیز خواهید داد.تمرین خواهید داشت تا در مواقع نیاز بتونید ازش استفاده کنین.موفق باشید.
استعداد برتر سایت
کاربر جدید
بحث بعدی که نوشتید رو واقعا موافق هستم چون خود من که هیچ خواهر یا برادری ندارم بعضی موقع ها با مغز خودم و صدای درون خودم صحبت میکنم و به راهنمایی هاش گوش میدم خیلی خوبه![]()
FOR EVER TRUSTING WHO WE ARE ! AND NOTHING ELS MATTERS
استعدادهای برتر
همکار تالار شیمی عمومی
ی وقتایی من یه موضوع درسی نمیفهمم هرچی بیشتر دنبالش میرم مطالب بیشتر میخونم سوالاتم بیشتر میشن و گیج تر میشم
اخرشم میبینم دارم از موضوع اصلی منحرف میشم
کلا بیخیالش میشم
و متاسفانه مثل بقیه بچه ها دانشگاه مطلبو حفظ میکنم تا حداقل نمرشو از دست ندم
شما وقتی گیج میشید چکار میکنید ؟
دوست جدید
برگ وقتی از درخت افتاد که فکر کرد طلاست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)