3 ـ اختراع سلاح هاى مرگبار و هزينه هاى سنگين
مايه بسى تأسّف و كمال شرمسارى است كه دنياى متمدّن امروز، به نام حفظ امنيّت جهان، مصارف سنگينى را براى ساختن سلاح هاى پيشرفته تحمّل مى نمايد; ولى يك دهم آن پولها را در راه انسان سازى، و پرورش حسِّ وظيفه شناسى، و احياى سجاياى انسانى ـ كه عامل اصلى حفظ امنيّت است ـ صرف نمى كند.
دكتر آدولف هوده، نويسنده كتاب «بشريّت مضطرب» در يكى از روزنامه هاى آلمانى چنين نوشته:
«چهار هزار ميليارد دلار هزينه مسابقات تسليحاتى جهان در ده سال آينده است. چرا جهان به خود نمى آيد؟ و چرا اين پولها را صرف آموزش و پرورش و مبارزه با فقر نمى كند؟ به راستى نمى توان با اين پول، فكر جنگ را از ذهن بشر خارج كرد. چرا بشر بيدار نمى شود؟ چرا شب و روز فكر و ذكرش اين است كه خود را براى جنگ آماده سازد؟! اگر تمدّن ما به اين ترتيب پيش رود سقوط ارزشهاى اخلاقى به بار خواهد آمد.
در جهان كنونى هزينه تسليحات، خيلى بيش از هزينه آموزش عمومى است. سازمان ملل مى گويد: هزينه متوسط يك سرباز در سال، 7800 دلار است و هزينه متوسّط آموزش سالانه يك كودك از 100 دلار تجاوز نمى كند. اين چه جهانى است؟ چرا نشسته ايم و كارى براى نجات بشر انجام نمى دهيم؟».( [1] )
در اينجا مى پرسيم: آيا هدف از اين همه مخارج سنگين و هزينه هاى هنگفت و سر سام آور چيست؟ آيا دوران انسانيّت و زندگى انسانى سپرى شده است؟ آيا بشر از پرورشهاى معنوى و احياى اخلاق انسانى مأيوس گرديده است؟ آيا انسان در دوران تمدّن صنعتى تا اين پايه دچار انحطاط اخلاقى شده است كه فقط آتش و خون و اختراع سلاح هاى مدرن و مرگبار مى تواند جلوى تجاوز و تعدّى او را بگيرد؟! آيا مسابقه تسليحاتى و ازدياد روز افزون سلاح هاى كشنده و ويرانگر، روشنگر اين واقعيّت نيست كه ـ متأسفانه ـ بشر در دنياى امروز به درنده خويى، تجاوز گرى و زور گويى گرايش يافته، و انسانيّت را پشت سر انداخته، و مى رود تا با چنگال هايى درنده تر، و دندانهايى برنده تر از درندگان، فاجعه اى عظيم و هولناك بيافريند، و با دست خود بشر را محو و نابود كند؟
آيا اين دنيايى كه در آن هر روز سلاح هاى جديدتر با قدرت تخريبى بيشتر ساخته مى شود و در دست جنايتكاران و زمامداران خودسر و بى ريشه قرار مى گيرد، با آن حسّ خود خواهى، جاه طلبى و جنون قدرتى كه در برخى از اين زمامداران بى مسئوليت سراغ داريم، به سوى فاجعه پيش نمى رود؟! آيا مى توان گفت: اين همه سلاح هاى پيشرفته و خطرناك كه با هزينه هاى سنگين اختراع كرده اند، كه تنها با ارقام نجومى قابل بيان است، بيهوده و بى جهت ساخته اند؟! بنابراين، با توجّه به اين حقيقت كه:
«آگاهان بين المللى مى گويند: تنها، حجم بمبهاى هسته اى موجود در زرّاد خانه هاى دولتهاى بزرگ جهان براى نابود ساختن تمام آباديهاى كره زمين، «نه يك بار، بلكه هفت بار!» كافى است».( [2] )
آيا اين امر نشان دهنده اين واقعيّت نيست كه جهان كنونى بيمار است و به سوى فاجعه اى هولناك و مرگبار پيش مى رود؟
«شكى نيست كه در يك نظر ابتدايى، قراين گواهى مى دهد كه دنيا به سوى «فاجعه» پيش مى رود. فاجعه اى كه زاييده ترك عواطف، افزايش فاصله ميان جوامع ثروتمند و فقير، شدّت گرفتن اختلافات و برخوردهاى دولتهاى بزرگ و كوچك، سير تصاعدى جنايات، نابسامانيهاى اخلاقى و روحى و فكرى و فراورده هاى نامطلوب و پيش بينى نشده زندگى ماشينى و مانند آن است».( [3] )
4 ـ جنگ جهانى سوّم، ارمغان تمدّن صنعتى
از روايات اسلامى و پيشگويى هاى پيشوايان استفاده مى شود كه: پيش از ظهور حضرت ولى عصر(عليه السلام)، فتنه ها، شورشها و انقلابهاى نظامى اتّفاق مى افتد و طى جنگى جهانى، يك سوّم جمعيّت روى زمين به هلاكت مى رسد، و به دنبال آن بيمارى طاعون شايع مى شود، و يك سوّم ديگرش را نيز نابود مى كند.
براى روشن شدن مطلب به چند روايت كه در اين زمينه مى آوريم، توجّه فرماييد.
1 ـ در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) روايت شده كه فرمود:
«لا يَخْرُجُ الْمَهْدِيّ حتّى يُقْتَلَ ثُلْثٌ، وَ يَمُوتَ ثُلْثٌ، وَ يَبْقى ثُلْثٌ».( [4] )
«مهدى(عليه السلام) قيام نخواهد كرد تا اين كه يك سوّم مردم كشته شوند، و يك سوّم بميرند، و يك سوّم باقى بمانند».
2 ـ در حديث ديگرى از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود:
«بَيْنَ يَدَىِ الْقائِم(عليه السلام) مَوْتٌ أحْمَرُ وَ مَوْتٌ أبَيَضُ . . . فَأمّا الْمَوْتُ الاْحْمَرِ فَبالْسَّيفُ، وَ أمّا الْمَوْتُ الأبْيَضُ فَالْطّاعُونُ».( [5] )
«پيشاپيش ظهور حضرت قائم(عليه السلام) دو نوع مرگ خواهد بود: مرگ سرخ (كشته شدن) و مرگ سفيد (مردن) . . . مرگ سرخ به وسيله شمشير و مرگ سفيد با طاعون محقق مى شود».
3 ـ در حديثى كه ابو بصير و محمّد بن مسلم از حضرت صادق(عليه السلام) نقل كرده اند، چنين آمده است:
«لا يَكُوْنُ هذَا الأمْرُ حتّى يَذْهَبَ ثُلْثا النّاسِ. فَقِيلَ لَهُ: فإذا ذَهَبَ ثُلثا النّاسِ فَما يَبْقى؟ فَقالَ(عليه السلام): أما تَرْضَونَ أنْ تَكُونوا الثُّلُثَ الْباقِي؟».( [6] )
«اين امر ـ ظهور ـ صورت نخواهد گرفت تا اين كه دو سوّم مردم از ميان بروند.
عرضه شد: اگر دو سوّم مردم از ميان بروند، چه كسى باقى مى ماند؟
فرمود: آيا خوشحال نيستيد كه شما يك سوّم باقى مانده باشيد؟».
4 ـ در حديثى كه بزنطى از هشتمين پيشواى معصوم شيعه، حضرت على بن موسى الرضا(عليهما السلام) نقل نموده، چنين آمده است:
«قُدّامَ هذا الأمْرِ قَتْلٌ بَيوُحٌ. قلْتُ: وَما الْبَيُوحُ؟ قالَ: دائمٌ لا يَفْتُرُ».( [7] )
«پيشاپيش اين امر ـ ظهور ـ كشتار بسيار داغى هست.
عرض كردم: «بيوح» به چه معناست؟
فرمود: كشتار مداومى كه سرد نشود و سستى نپذيرد و از شدّت و حِدّت آن كاسته نشود».
5 ـ در ضمن حديثى كه به خط امام حسن عسكرى(عليه السلام) در پشت جلد كتابى يافت شده، و بزرگان شيعه آن را نقل كرده اند، چنين آمده است:
«شِيعَتُنا الْفِئةُ النّاجِيَةُ والفِرقَةُ الزّاكِيَةُ، صارُوا لَنا رِدْءاً وصوناً، وَعَلَى الظَّلَمَةِ إلْباً وَعَوْناً، سَيُفَجَّرُ لَهُمْ يَنابِيعُ الْحَيَوانِ بَعْدَ لَظى النيرانِ».( [8] )
«شيعيان ما گروه رستگاران و طايفه پاكيزگان هستند. آن ها بازو و پشتيبان ما هستند و در برابر ستمگران يار و ياور ما مى باشند. پس از شعله ور شدن آتش ]فتنه ها و جنگ ها[ چشمه هاى زندگى حقيقى برايشان روان خواهد شد».
6 ـ در حديثى كه حضرت ولى عصر(عليه السلام) در باره برخى از نشانه هاى ظهور به يكى از تشرّف يافتگان محضر اقدسش فرموده، چنين آمده است:
«عَلامَةُ ظُهُورِ أمْرِي كثْرَةُ الْهَرْجِ وَالْمَرْجِ وَالْفِتَنِ».( [9] )
«نشانه ظهور من، كثرت هرج و مرج و فتنه و آشوب است».
رواياتى كه در باره نشانه هاى ظهور و فتنه و آشوبهاى آخرالزمان از پيشوايان معصوم(عليهم السلام)رسيده، فراوان است و ما به همين مقدار بسنده مى كنيم.
در اينجا مى خواهيم مطلبى را به موضوع مورد بحث اضافه كنيم و آن اين كه: ممكن است برخى تصوّر كنند كه آنچه درباره حوادث آخرالزمان و جنگ هاى آن دوران روايت شده، كمى مبالغه آميز است; ولى قطعاً چنين نيست. زيرا حوادث مربوط به آخر الزمان در كتب مقدّسه آسمانى نيز از زبان پيامبران عظيم الشأن پيشين بازگو شده، و نشان مى دهد كه جنگ آينده براى جهان يك امر غير قابل اجتنابى است كه دير يا زود شعله آن فروزان مى شود، و حوادث فراوانى كه امروز در سراسر جهان جارى است جز با ظهور آن يكتا منجى جهان، پايان نمى پذيرد.
اينك فرازهايى از كتب مقدّسه تورات و انجيل كه در اين باره آمده است، نقل مى نماييم:
در تورات مى خوانيم:
«و خداوند مى گويد: در تمامى زمين دو حصّه منقطع شده، خواهند مرد، و حصّه سوّم در آن باقى خواهد ماند. و حصّه سوّم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفّى ساختن طلا ايشان را مصفّى خواهم نمود. و اسم مرا خواهند خواند و من ايشان را اجابت نموده، خواهم گفت كه، ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت كه، يهوه خداى ما مى باشد».( [10] )
در انجيل مى خوانيم:
«و در آفتاب و ماه و ستارگان، علامات خواهد بود و بر زمين، تنگى و حيرت از براى اُمّتها روى خواهد نمود به سبب شوريدن دريا و امواجش، و دلهاى مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعى كه بر ربع مسكون ظاهر مى شود».( [11] )
آرى خوانندگان گرامى! از مجموع روايات و پيشگويى هاى پيشوايان استفاده مى شود كه: مسأله جنگ و خونريزى و درگيريها و نابسامانيها و كشمكشهاى امروز جهان همچنان ادامه خواهد داشت تا زمانى كه به جنگ جهانى سوّم و ظهور يگانه منجى عالم منتهى گردد، و خورشيد تابناك امامت از افق مكه معظّمه طلوع نمايد، و همه ستمكاران و متجاوزان را طعمه شمشير سازد، و انتقام خون مظلومان را از ستمگران تاريخ بستاند، و هر حقى را به صاحب حق برساند، و به تمام بدبختيها، خاتمه دهد. ان شاء اللّه
[1] ـ گفتار فلسفى، اخلاق، ج 2، ص 29 و 30، به نقل از كيهان، مورخ 21/2/1351.
[2] ـ مهدى انقلابى بزرگ، ص 17.
[3] ـ مهدى انقلابى بزرگ، ص 17.
[4] ـ عقد الدرر، ص 63.
[5] ـ غيبت نعمانى ص 277، ح 61 ; غيبت شيخ طوسى، 267 ; عقد الدرر، ص 65 ; بحار الانوار، ج 52، ص 211، حديث 59.
[6] ـ بحار الانوار، ج 52، ص 207، ح 44.
[7] ـ بحار الانوار، ج 52، ص 182، ح 6 ; بشارة الاسلام، ص 162، باب 9، في علامات الظهور عن علي بن موسى(عليه السلام).
[8] ـ بحار الانوار، ج 75، ص 378; بشارة الاسلام، ص 168 و نوائب الدهور، ج 3، ص 336.
[9] ـ بحار الانوار، ج 51، ص 320; بشارة الاسلام، ص 169.
[10] ـ تورات، كتاب زكرياى نبى، باب 13، بندهاى 8 و 9.
[11] ـ انجيل لوقا، باب 21، بندهاى 25 و 26.





پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)