کاربر فعال سایت
ولی از این صحبت شما من فهمیدم که همه شاهان مستعمره بودن ولی این رضاخان یه زرنگی کرده که هم به حرف اونها گوش داده و هم یه کاری رو از اونها تحویل گرفته پس آدم زرنگی بوده که دو طرفه کار میکرده هم بقولی به استعمارگرها باج میداده و از اون طرف یه کاری رو هم بزور ازشون میکشیده در واقع یه جورایی گوش استعمارگرها رو میبریده
خب اگه همین کار رو مثلا ناصرالدین شاه میکرد ما باز الان خیلی جلو میفتادیم
پس رضاخان برای خفظ قدرتش هم خواسته های حامیان رو برطرف کرده و هم در قبال این کار یه حالی به مردم داده که جای تحسین و تمجید داره ولی خب ما مستعمره بودیم
چو کوروش از اهورا یاد می کرد زمین از عدل او بیداد می کرد
ترفند امروز......... سایر موضوعات دیجیتالی.......... کلاس فتوشاپ
دوست آشنا
ولی با این اوصاف باز هم خدا لعنتش کنه . انشا الله رهبر عزیزمون سال های سال بالا سر ملت ایران باشه
![]()
جسمش زیر خاک قبرستان
روحش در اوج اسمان
صدایش در گوشمان
و
.
.
.
یادش همیشه در قلبمان
الهی؛ تشنگی ام را در کسب علم و عملم را در آنچه رضایت توست قرار بده.
آمین
کـــــــاربر فــــعال
با سلام
دوستان بزرگواری که تمایل دارند بحث رو به حواشی دلخواه خود هدایت کنند تقاضا دارم در تاپیک مجزایی از علاقمندان به مشارکت در این موضوعات دعوت به عمل آورند تا بیش از این بحث را گسترده و به مباحث غیر موضوعی نکشانند
با تشکر
دوستان همگی سلام
کاش عوض این همه تعصب یکم انصاف داشتین
تجدد برای اولین بار در زمان قاجار وارد ایران شد.عزیزانی که می فرمایند فقط اسلام،قبل از قاجار کدام خلیفه ها و سلسله ها و ... به فکر ترقی بودند؟؟؟کدامیک دانشجو به خراج از کشور اعزام می کردند؟؟؟؟
رضاخان هم استبداد داشت. ولی پایه های اصلی یک نظام حکومتی را ایجاد کرد.نظام بانکی و نظام ثبتی و ... را نمی شود انکار کرد.
با کسانی که که قانع نمیشوند یا نمیخواهند قانع شوند کاری ندارم.چرا که این وظیفه من نیست او را قانع کنم.
دوست آشنا
کـــــــاربر فــــعال
اشتباهات رضا خان
جنبش دانشجويي دردوره رضاخان
با تاسيس مراکز آموزش عالي و بطور مشخص دانشگاه تهران درسال 1313 که طي آن گروهي از جوانان در مکاني علمي گردهم آمدند فرصت و مجالي شد که بخش مهمي از تحولات سياسي اجتماعي کشور در مکاني به نام دانشگاه شکل بگيرد . اين فعاليت با گسترش مراکز علمي و در گذر زمان نظام مند شده و مفهومي به نام جنبش دانشجويي درقاموس سياسي کشور پديد آمد .رضاشاه به رغم اقدام هايي که براي گسترش آموزش هاي جديد درايران و به ويژه سازماندهي دانشکده هاي پراکنده و تاسيس دانشگاه تهران کرد ، همواره نگران اين موضوع بودکه محصلين و دانشجويان به افکار آزاديخواهانه در تمدن غرب رو بياورند . وي انتظار داشت دانشجويان از تمدن غرب فقط آموزه هاي صنعتي و آداب فرنگي را ياد بگيرند و چگونگي نظام هاي سياسي و آزادي هاي موجود درآن جوامع را نياموزند يا درکشور ترويج نکنند ، اما درعمل ، منع دانشجويان از يادگيري جنبه هاي سياسي و اجتماعي اين تمدن امکان پذير نبود .ازطرف ديگر ديکتاتوري رضا شاه و وابستگي آن به غرب و نابرابري هاي موجود درجامعه ، زمينه هاي بخشي از نارضايتي دانشجويان را فراهم آورده بود . درسال 1309 دانشجويان ايراني مخالف مقيم اروپا با تشکيل کنگره اي درکلن ، خواستارآزادي همه زندانيان سياسي و ايجاد جمهوري شدند و رضا شاه را آلت دست امپرياليسم انگليس خواندند.درسال بعد ، گروهي از دانشجويان مقيم مونيخ که با اعضاي باقيمانده فرقه کمونيست ايران همکاري نزديکي داشتند ، نشريه جديدي به نام " پيکار " منتشرکردند .
رضاشاه براي رويا رويي با اين گونه فعاليت ها ، دولت آلمان را وادار کرد تا از انتشار آن جلوگيري کند و به مجلس فرمان داد تا قانوني براي حفظ امنيت ملي تصويب کند .
بر اساس اين قانون ، اعضاي سازمان هايي که " پادشاهي مشروطه " را به خطر مي انداختند يا " مرام اشتراکي " را تبليغ مي کردند ، به 10 سال زندان محکوم مي شدند .
البته وضع و تصويب چنين قوانيني نتوانست از مخالفت ها جلوگيري کند .
اعتراض هاي دانشجويي در اروپا دنبال شد و در داخل کشور نيز روشنفکران تندرو ، خود را بازيافتند .درسال هاي 1313 و1315 اعتصاب هايي توسط دانشجويان پزشکي و تربيت معلم صورت گرفت .دراين دوران فعاليت دانشجويان و استادان مذهبي با توجه به فضاي ضد مذهبي حاکم برجامعه دانشگاهي و محافل روشنفکري و نيزاقدام هاي ضد مذهبي رضا شاه با محدوديت زيادي مواجه بود
درسال 1316 نيز دانشجويان دانشکده حقوق در اعتراض به هزينه هاي بيهوده براي آماده ساختن دانشگاه جهت بازديد وليعهد ، درکلاس ها حاضرنشدند ، آنها شکايت داشتند که اکنون اکثر روستاها ، امکانات آموزشي ندارند ؛ ولي بيش از 000/120 ريال براي خريد ادکلن جهت معطرکردن سالن هاي دانشگاه هزينه شده است . چرا ؟ درهمان سال ، 20 فارغ التحصيل دانشگاه که بيشتر آنها درحال گذراندن خدمت سربازي بودند ، به جرم پشتيباني از " فاشيسم " و توطئه براي قتل شاه بازداشت شدند ، رهبرگروه ، دانشجوي 26 ساله رشته حقوق وداراي درجه ستوان دومي ، به طورپنهاني اعدام شد .
دراين دوران ايدئولوژي مارکسيسم که پس از انقلاب اکتبر 1917 م به عنوان يک طرز تفکر مترقي بيشترتبليغ مي شد ، اميدهايي را در دل برخي از تحصيلکردگان ايراني زنده کرد و به تدريج درصدد دستيابي به جايگاهي درسطح دانشگاه بود .
اين گروه پس ازاستقرار ديکتاتوري رضاشاه با برنامه ريزي خاصي ، و به صورت مخفي ، حول محور مجله " دنيا " که توسط دکترتقي اراني منتشر مي شد ، به ترويج افکار خويش پرداختند .دکتر اراني در همين دوران ، گروهي را سازمان داد که پس ازدستگيري به گروه 53 نفر مشهور شد . اعضاي اين گروه عمدتاً از دانشجويان و استادان دانشگاه تهران بودند .
از ديدگاه اين گروه ، دولت رضاشاه يک دولت بورژوازي وابسته به اردوگاه سرمايه داري ، به ويژه انگلستان بود . ازاين رو تلاش براي برداشتن چنين سيستمي يکي ازاهداف آنان را تشکيل مي داد .دکتر اراني راه حل نجات جامعه ايران ازعقب ماندگي را انقلاب مي دانست . وي ارتباط هايي با حزب کمونيست ايران و حزب کمونيست آلمان داشت .
گروه 53 نفردر ارديبهشت 1316 به اتهام تشکيل سازمان مخفي ، انتشار بيانيه ماه مه ( روزکارگر) ، سازماندهي اعتصاب هاي دانشکده فني و کارخانه نساجي اصفهان و ترجمه کتاب هايي مانند " کا پيتال مارکس " و " مانيفست کمونيست " دستگير و به مجازات هاي مختلف محکوم شدند .دراين دوران فعاليت دانشجويان و استادان مذهبي با توجه به فضاي ضد مذهبي حاکم برجامعه دانشگاهي و محافل روشنفکري و نيزاقدام هاي ضد مذهبي رضا شاه با محدوديت زيادي مواجه بود ، زيرا بعد از انقلاب مشروطيت ، گروهي علت عقب ماندگي و مشکلات موجود جامعه ايران را در معتقدات ديني مي دانستند و تبليغات دولتي و چپ نيزاين موضوع را دامن مي زد ، به گونه اي که دينداري و عمل به احکام ديني ، نشانه عقب ماندگي بود ، اما همين گروه تحقيرشده براي حفظ هويت خود ، زمينه راهيابي انديشه ديني به دانشگاه را درسالهاي بعد فراهم کرد .به هرحال ، وجود حکومت خودکامه و ديکتاتوري رضاشاه فقدان آزادي هاي سياسي ، استيلاي بيگانگان ، سياست هاي فرهنگي ضدديني و گسترش فرهنگ غربي وايده هاي شوونيستي ايران باستان و سياست هاي توسعه شبه مدرنيستي ، زمينه هاي نارضايتي بخشي از دانشجويان و دانشگاهيان را فراهم کرد ، اما امکان فعاليت سياسي گسترده از همگان سلب کرده بود .ديکتاتوري رضا شاه و وابستگي آن به غرب و نابرابري هاي موجود درجامعه ، زمينه هاي بخشي از نارضايتي دانشجويان را فراهم آورده بود
بنابراين مي توان گفت که جنبش دانشجويي در هفت سال نخست خود که مي توان ازآن به عنوان دوره جنيني يادکرد به دليل استبداد خشونت آميز رضاشاهي در مقابل فضاي ضد ديني حاکم بردانشگاه ها کاملاً سکوت اختيارکرده ودراين دوره شاهد تحرک خاصي ازسوي اين جنبش نبوده ايم .
منبع : تبیان
کاربر جدید
سلام من هم با نظر شما صددرصد موافق هستم
مگه ما در زمان معاصر کم خدمت داشتیم که حالا کارمون به جایی رسیده که بخوایم از خدمات چنین آدم هایی صحبت کنیم. که اگر هم خدماتی بوده تنها به مصلحت خودشون بوده و شرایط کشور و مردم اصلا مد نظر این آقایون نبوده.
یک بنده خدایی داشت تعریف می کرد می گفت که پیر زنی شمالی بهش گفته که خدا رضا شاه رو بیامرزه. اون زمان برای ما خط آهن آورد و ایشون در پاسخ گفتند که: مادر خط آهن آورد ولی آیا برای مردم بود؟ شما اصلا سوار قطارهای اون شدی؟ اون خط آهن برای جابجایی تسلیحات نظامی بود نه برای مردم.
بهتره در جامعه از کارهای انجام شده ای یاد بشه که برای سربلندی مملکت و بهتر شدن کیفیت زندگی مردم باشه نه منافع شخصی................
خــدایامن در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی دارم وتو چون خودی نداری
کاربر جدید
درسته که این بخش، بخشی از تاریخ ماست . ولی در موارد تاریخی و به خصوص برای مواردی که از آن به عنوان معرفی شخصیت برداشت می شود بهتر است به جای گفتن خوبی ها و خدمات و موارد مثبت همه چیز گفته شود. گاهی اوقات نگفتن تمام حقیقت مانند گفتن دروغ است. چون اکثر بچه های ما به دنبال کشف حقایق تاریخی نمی روند وبه شنیده ها استناد می کنند .
یکی از مشکلات جوانان عزیز ما در این عرصه همینه. چون به دنبال مستندات نمی روند و مدارک و اسناد معتبر و مستدلی در دست ندارند. بنابراین متاسفانه هر چیزی را که شنیدن باور می کنند
خــدایامن در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی دارم وتو چون خودی نداری
کاربر جدید
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)