
کاربر جدید
چشمانم را می بندم
میبینم زمینی را که بی قرار عشق شده
واز فراق عشق ابتدا زرد شد
وناگاه قلبش از جفای دوست ترک خورد
ولی زمین غم دوست را عزیز شمرد
این گذشت تا که مجنون از فراق لیلی پیر شد
وقتی که از دل شب نویدی از آسمان ها به مجنون رسید
و عشقی نو در دل مجروح مجنون جریان یافت
نمی دانم آن روز مجنون زنده بود یا نه؟؟؟!!![]()
امروز همان فردایی است که دیروز آرزویش را داشتم
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.




پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)