جدایی از دنیای بیرونی
آمیشها هم به دلیل نگرانی از تأثیر غیبت یکی از والدین بر زندگی خانوادگی و هم برای به حداقل رساندن تماس با انگلیسیزبانها (به قول آمیشها «غیرآمیش») ترجیح میدهند در منطقه خودشان کار کنند. اما به هر حال به دلایل گوناگون خیلی از آنها مجبورند دور از مزرعه به کار مشغول شوند.
مراسم ازدواج
مراسم ازدواج در روزهای سه شنبه و پنجشنبه در نوامبر و اوایل دسامبر پس از برداشت محصول برگزار میشود. عروس یک لباس نوی کتان آبیرنگ میپوشد که در مراسم رسمی دیگر در آینده نیز آن را به تن خواهد کرد. او هیچ آرایشی ندارد و به دلیل مممنوعیت داشتن جواهرات، حلقه ازدواج دریافت نمیکند. مراسم عروسی ممکن است چندین ساعت به طول بینجامد، سپس یک مهمانی جمعی شامل ضیافت، ترانهخوانی و قصهگویی برگزار میشود. عروس و داماد شب اول را در خانه پدر عروس به سر میبرند. کرفس یکی از غذاهای نمادین مراسم عروسی است. همچنین خانه را به جای گل با گلدانهای کرفس تزیین میکنند.
تکنولوژی مدرن
آمیشها، بویژه کهن شیوهها، احتمالاً به خاطر پرهیزشان از مظاهر تکنولوژی معروف هستند. معمولاً پرهیزشان از مواردی مانند اتومبیل و برق اشتباه فهمیده میشود. آمیشها به تکنولوژی بهعنوان یک شیطان نگاه نمیکنند. آنها دلایل خاص خود را برای پرهیز از برخی فناوریها دارند، بهعنوان نمونه معتقدند که بکارگیری برق، به استفاده از کالاهایی مانند تلویزیون منتهی میشود که میتواند سنت زندگی بیپیرایه آمیشها را به خطر بیندازد. اما از انرژی برق در موارد کاربردی دیگر مانند موارد فنی استفاده میکنند. به هر حال برخی از خانوادههای آمیش از برق برای روشنایی و لوازم ضروری خانگی هم استفاده نمیکنند و چراغها و یخچالهای نفتی را بکار میبرند. همچنین از برخی وسایل مدرن در کشاورزی بهره میبرند، اما باز از استفاده گسترده از تکنولوژی در کشاورزی پرهیز دارند. در این مورد، اینطور استدلال میکنند که استفاده از این فناوریها، کشاورزان آمیش را به خرید زمینهای دیگران و زیادهخواهی وسوسه میکند.
کرایهکردن اتومبیل و اتوبوس با راننده برای بعضی استفادهها مجاز است، اما انجام این کار در یکشنبهها ممنوع است، همانطور که هرگونه رد و بدل کردن پول قدغن است. برای موارد معمول و کار در مزرعه استفاده از اسب رواج دارد.
همچنین اغلب پرهیز آنها از فناوری تلفن اشتباه فهمیده شده است. آمیش از تلفن بیزار است چرا که مخل جدایی آنها از دنیا است و دنیای بیرون را در خانه میآورد. در واقع این پدیده یک ورود بدون اجازه در خلوت و شکستن تقدس خانواده دانسته میشود. اما آمیشها با نصب تلفن در خارج از خانهها و استفاده در موارد ضروری مخالفتی ندارند.
زبان
علاوه بر انگلیسی، بیشتر آمیشها به یک گویش خاص از زبان آلمانی به نام آلمانی پنسیلوانیایی یا هلندی پنسیلوانیایی سخن میگویند که خود آمیشها به آن «دایچ» (deitsch) میگویند. گویش هلندی پنسیلوانیایی هیچ ارتباطی با زبان هلندی ندارد، اما ظاهراً با یکی از لهجههای آلمانی نزدیکی دارد.
لباس
در فرهنگ آمیش، ارزش زیبایی در سادگی دانسته میشود. لباسها هرگز نباید وسیلهای برای جلب توجه باشند. چاپ هیج طرحی بر روی لباس مجاز نیست. زنان لباسهایی ساده و بلند به رنگ یکدست (مثلاً آبی) بر تن میکنند. اغلب در خانه از پیشبندهای سفید یا سیاه استفاده میکنند. همچنین زنان با توجه وضعیتشان، سرپوشهای سیاه یا سفید بر سر میکنند.
مردها معمولاً شلوار تیرهرنگ میپوشند و یک جلیقه یا کت تیره بر تن دارند. همچنین بند شلوار، کلاههای لبهدار حصیری یا نمدی سیاه از دیگر ویژگیهای پوشش مردان است. مجردها ریش و سبیل خود را میتراشند و مردان متأهل ریش خود را بلند میکنند اما سبیلشان را میتراشند. گذاشتن سبیل به دلیل ارتباط با نظامیگری (به طور سنتی) و فراهم کردن فرصت خودپسندی غیرمجاز است.
تحصیلات
کودکان آمیش تا کلاس هشتم بیشتر مورد درس نمیخوانند. چرا که عقیده بر این است که برای آماده کردن بچهها برای سبک زندگی آمیش، همین قدر کفایت میکند. تقریباً هیچ آمیشی به دبیرستان یا دانشگاه نمیرود. بیشتر گروههای آمیش، خودشان آموزشگاههای یک اتاقه با آموزگاران آمیش را برای کودکان راه اندازی کردهاند.
روابط با دنیای بیرون
در مجموع، فرقهٔ آمیش فشار دنیای مدرن را احساس میکند. بهعنوان مثال قوانین کار کودکان، شیوه قدیمی زندگی آنها را تهدید میکند. کودکان آمیش میآموزند که در سن پایین به کارهای سنگین مشغول شوند. اما قوانین کار کودکان، تعیین میکنند که کودکان قادر به انجام کارهای زیان آور هستند یا نه. بر خلاف اعتقاد عموم، بعضی از آمیشها رای میدهند و بهعنوان نمونه، عدالتخواهان جذب احزاب چپگرا و محافظه کاران وارد احزاب راست میشوند. از خدمت در ارتش امتناع میکنند و ذاتاً اهل دفاع و مقاومت نیستند. آنها به هیچ وجه از مزایا و کمکهای دولتی بهرهای نمیبرند، در صورتیکه مانند سایر شهروندان آمریکایی مالیات میپردازند.
رامشپرینگا
رامشپرینگا به طور تحتالفظ به معنای «پرسه زدن» و «اینور و آنور دویدن» و[۱] در سنت آمیشها دورهای است که نوجوانان وقتی به سن ۱۶ سالگی میرسند، طی میکنند تا پس از آن، دست به انتخاب بزنند. آمیشها فرزندانشان را که تا این سن، تابع مقررات خانواده بودهاند، آزاد میگذارند تا خارج از محدودهٔ جامعهٔ آمیشها، زندگی در دنیای مدرن را تجربه کنند و آزادانه تمام لذتهای (گاه بیبند و بارانه) آن را مزه مزه کنند. پس از این دوره چند ماهه یا چند ساله، مجبورند از دو گزینه وفاداری به فرقه آمیش و یا ترک همیشگی آن یکی را انتخاب کنند. جوانان آمیش معمولاً تا سن ۲۱ یا ۲۲ سالگی فرصت دارند تا به اجتماع خویش بازگردند. بیشتر جوانان بازگشت به اجتماع آمیش را بر میگزینند.












پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)