سلام// سلام
چندتا سوال :
- همیشه از این فکرایی که به ذهنت میرسه احساس ناراحتی بهت دست میده ؟ همیشه نه بعضی وقتا که فکرای بدی مثلا زبونم لال
وقتی اعضای خانواده ام بلایی سرشون بیاد من چی به سرم میاد.یا مثلا با یکی از عزیزام دعوام شده ویکی از ما اونیکی
میکشه و.. میشه گفت مثل فیلمها فک میکنم که مثلا بعد از سالها برادرم دیدم وبعدش باهم اشتی کردیم واینجور چیزا خیلی
زیاد فک میکنم.
- چه آهنگ هایی بیشتر گوش میدی ؟ بیشتر اهنگ های غمگین گوش میدم. اما کردی شاد هم گوش میدم( وقتی حالم خوب
باشه) اهنگ های تند و تکنوو..... اما بیشتر وقتا اهنگ های غمگین گوش میدم . میشه گفت هر روز
- این افکار چه موقع هایی به ذهنت میرسه ؟ وقتایی که تا میام خونه وتنها میشم .حتی وقتایی که تموم خانواده ام باشن بعضی
وقتا اصلا خودم جاهایی تصور میکنم که به کل فراموش میکنم تو خونه هستم.. اما وقتی مهمونی بریم یا مهمون بیاد وبرم
دانشگاه ویا سرم شلوغ باشه وشاد باشم خیالات وفکر ها تقریبا یادم میره ودر زمان حال زندگی میکنم
- چه فکرایی راجع به مرگ میکنی ؟ فکرهایی مثل اینکه من تو دانشگاه مریض شدم وبعد تا خونواده ام میرسن من مردمیا دارم
از دانشگاه رد میشم میام خونه .. زبونم لال یکی از خونواده ام اتفاقی واسش افتاده واز اینجور چیزا
- راجع به این "بعضی وقتا پیش خودم راجع به یکی فک میکنم وبعدش ازش متنفر میشم یا بیشتر دوسش میدارم .. که اونم متوجه میشه. ورفتارش باهام بد میشه" ، بیشتر توضیح بدین
یعنی اینکه اگر به یکی پیام بدم واون جوابم نده میگم اون از من خوشش نمیاد وسریع بهش پیام میدم ومیگم باشه دیگه
مزاحمت نمیشم وشمارت حذف میکنم تا مزاحم وقتت نشم و حتی اون اگرم بهم بگه شارژ نداشتم یا گوشی پیشم نبوده من
باور نمیکنم وازش بدم میاد.. واین موضوع باعث میشه بین هر دو طرف اختلاف وناراحتی پیش بیاد. که بعدا اتفاقی میقته که
متوجه میشم اشتیاه کردم . اما دیگه فرصتی واسم نمونده .
البته این موضوع در باره دوست پسر واینا نیست هااا چون من ندارم. این موضوع مثال زدم. .
یا خود به خود را جع به یکی حتی اگر بد ترین فرد باشه فکرای مثبت میکنم وتو دلم جا پیدا میکنه .وهرکس بهم بگه اشتباه
میکنی قانع نمیشم
- موقع خواب هم فکرایی به ذهنت میرسه ؟ چقدر طول میکشه تا خوابت ببره ؟ بله من باید فکر کنم تا خوابم ببره مگر درموارد استثنا که خیلی خسته باشم ونفهمم چطور خوابم برده.اما معمولا هرشب درباره اینده یا در باره موضوعات وکارایی که باید انجام بدم .یا مثلا به طور خیالاتی احساس میکنم یکی پیشمه مث خواهر وبرادر یا فامیلو... وداریم باهم حرف میزنیم وهمینطوری پیش میره تا خوابم میبره
زیاد طول میکشه تا خوابم ببره . مثلا ساعت 12 برم بخوابم تا 2یا 3 خوابم نمیبره .ومجبورم دوباره بیدار شم وخودم سرگرم کنم
تا خسته بشم وخوابم ببره // بعضی وقتا تا 5 یا 6 صبح بیدارم
- ایکه خیلی مشکلات داشتی ، چه مشکلاتی داشتی ؟مشکلاتی مث اینکه برای بابام پاپوش درست کردن . که حتی کارش به دادگاه رسید وخواستن اون باز داشت وزندانی کنن که خدارو شکر مشکل حل شد و فهمیدن پاپوش. واینکه برادرم چند نفر پولاش برده بودن و پولش ندادن ودااشم ورشکست شد وچکاش برگشت خورد و پلیس در خونمون میومد. وترس واسترس و... داشتم. ومیشه گفت 9 ماه سال 91 من با این استرس ها زندگی کردم واینکه چند سال پیش بعد مرگ شوهر خاله ام . به خاطر اینکه مادرم خواهرم برده بود کلاس زبان ثبت نام کنه و از اونجا دختر خاله ام مامانم ودیده وسرش گذاشته روی پای مادرم وگریه کرده که من وببر پیش مادرم ودر اون زمان عمو هاش میرسن به مادرم تحمت میزنن که مادرم خواسته بچه ها ببره وحتی اون به دادگاه میکشونن ..و در خونمون با مشت ولگد میگرفتن وبه بابام توهین میکردن به جرم اینکه بچه یتیمی اومده تو خونش وقتی مادرش رفته سرکار ... همه اینا دوران کودکی ونوجوانی من خراب کرده وهیچ لذتی از ش نبردم ..
البته اینا بخشی از مشکلاتم بودن که خلاصه کردم
بازم شرمنده که انقدر پر حرفی کردم
ممنون
ممنون







یا دارم
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)