یار همراه
پرم از تنهایی
کوهی از آتیشم
عکستو می بینم
تا یکم خالی شم
تو دلم آشوبه
ذهن من آشفته س
بی تو بازم جاده
بی تو بازم بن بست
حسرتم آب شد و روی آئینه نشست
بغض من لرزید و دل آئینه شکست
خسته از کابوس و خسته از تکرارم
من از این تنهایی به خدا بیزارم
ساعت دیواری از نفس افتاده
نیستی،تنهایی کار دستم داده
از : صابر قدیمی
آهنگران سرشان شلوغ است ...
بايد نعل تازه بسازند براي اسب ها ...
کاربر جدید
عمریست به دنبال خودِ خویشتنم من
زین روی مدام در تعب و در مِحَنَم من
.
من مست غرورم خودِ من در خواب است
خوابی که در آن روح و تنم بی تاب است
.
بیهوده پیِ روزنه ای می گردم
تا فارغ ازین درد و ازین غم گردم
.
تا ما نشوم هیچ نگردد حاصل
این چرخ بچرخد ولی بر باطل
.
گر تو نشوی یار من اینک چه کنم ؟
دستم تو اگر یار نگـــیری چه کنم ؟
.
بی تو صنما هیچ نیَم ، گمشده ام ، گمراهم
آشفته ، پریشانم و با حزن و غمت همراهم
محتاج توام ، یار ، پناهی دگرم نیست
عشقی به جز عشق تو جانا به سرم نیست
یارب به من گمشده در خود نظری کن
از کوچه ی تاریک دل ما گـذری کن
اللهم صل علی محمد و آل محمد
کاربر جدید
شود روزگاران بهاران خدارا چه دیدی
سرآید غم بیقراران خدارا چه دیدی
نپاید شب تیره ی دردمندان و گردد
سحر شام شب زنده داران خدارا چه دیدی
نبردیم جز غم ز تکرار دوران نصیبی
رسد موسم عیش یاران خدارا چه دیدی
ز فیض دعاهای شب زنده داران و پاکان
فرو ریزد از ابر باران خدارا چه دیدی
زمان غم انگیز این خشکسالی سر آید
برآید گل از شاخساران خدارا چه دیدی
ببارد به کوه و در و دشت باران رحمت
بهاری شود سبزه زاران خدارا چه دیدی
زند نغمه های دل انگیز و شیرین چکاوک
بخوانند دلکش هزاران خدارا چه دیدی
ز گرد ره آیند یاران دیرین و آید
خروش گروه سواران خدارا چه دیدی
خداباوران پا در اینجا گذارنند و گردد
زمین پاک از نا بکاران خدارا چه دیدی
« نکوئی » چه دانی که نور امیدی بر آید
به دلهای امیدواران ، خدارا چه دیدی
اللهم صل علی محمد و آل محمد
کاربر اخراج شده
بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستارهانتظار تو کشیدم تا که برگردی دوبارهدر غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستمزیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)