کاربر جدید
مادرم برگشته توی خونس اما نمیتونه راه بره ظاهرا به داروی شیمی درمانی پاسخ داده اما مشکل جای دیگس از اول بهش گفتیم سکته خفیف بوده خودش از وضعیتش خبر نداره اگه بفهمه ؟ وقتی ریزش موهای سفیدش شروع بشه روحیش از دست میره واین چیزیه که دکتر معا لجش در موردش بهمون اخطار داده .اگه بفهمه یه تومور بدخیم توی سرش داره ؟ مدت تعیین شده براش خیلی کوتاه میشه خیلی کوتاه
همکار تالار مهندسی برق
خداروشکر
ببینید من هم مادربزرگ پیری دارم که به قول پدرم ما باهاشون زندگی میکنیم هردومون هم خیلی همو دوست داریم هرچیزی بهش بگم گوش میده
به قول مامانم فقط به من نمیتونه نه بگهمنم خیلی دوستش دارم (الهی دورش بگردم...)
بگذریم اما چرا اینو گفتم ، مطمئنا مادرتون به کسی خیلی اعتماد و علاقه داره و افکار خودشو بخاطر اون کسی که دوستش داره دور خواهد انداخت
بهش بگید این سکته یه سکته خفیف فقط راه درمانش مشابه بیماریهای دیگه س و ما اینو انتخاب کردیم تا زودتر خوب شی و همینطور راجع به ریزش مو اگر من بجای شما بودم به این شکل میگفتم :
عزیزم ،عزیزجونم اینا که از زیباییت کم نمیکنه؟
ضمنا این اتفاقات یکی از مراحلیه که نشون میده تا خوب شید
به خودتون مسلط باشید امیدتون به خدا اگر لازم به موندن ایشون باشه اونی که دردو داده درمونم میده
منم به جای خودم برای سلامتیشون نگرانم و دعا میکنم
...خدایا....
من به تو اعتماد میکنم که رمز ایمان واقعی من است...
همکار تالار مهندسی برق
داستان خدا و گنجشک !!!!
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
" فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست."
گنجشک گفت: " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. " گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد
یادتون باشه هیچ کار خدا بی حکمت نیست
...خدایا....
من به تو اعتماد میکنم که رمز ایمان واقعی من است...
همکار تالار اخبار اختراعات و نوآوری
برای مادرتون صمیمانه آرزوی بهبود و سلامتی دارم انشالله بحق آقایی که این روزا سیاه پوشش هستیم هر چه زودتر مادرتون و تمامی کسانی که روی تخت بیمارستانن شفا پیدا کنن
روایتی رو دیدم از یکی از معصومین که اگه کسی 10 بار خالصانه بگه یا الله ندا میاد که حاجتت رو بگو
یا الله یا الله یا الله یاالله ......
اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخره
نامت را می برم و زیبا می شوم
کاربر جدید
خدایا به حق اشکهای پنج تا خواهر پریشان و ترسان من دل تمام کسانی رو که به من محبت دارن وبرای مادرم دعا میکنن پریشان نکن اجازه بده با مادراشون وعزیزانشون باقی بمونن و به خودشون وخانوادشون سلامتی بده آمین
همکار تالار مهندسی برق
اللهم اشفع کل مریض خدا مادرتون رو هرچه زودتر شفا بده .ماهم دعا میکنیم .به حضرت فاطمه متوسل بشید انشا لله جواب میگیرید .
کشتی هایم به دریا رفته اند.
حتی اگر بادبان ها و دکل های شکسته بازگردند،
به دستی اعتماد دارم که هرگز شکست نمی خورد!
و از پلیدی،نیکی به بار می آورد.
حتی اگر کشتی هایم در هم شکنند
و همۀ امیدهایم غرق شوند
فریاد میزنم:خدایا به "تو" اعتماد میکنم!
اگر لایق باشم من هم برای سلامتی هرچه زودتر مادرعزیزتون دعامیکنم....
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو....
دوست آشنا
سلام پستت رو خوندم به نظرم هیچ جمله من نمیتونه آرومت کنه ولی واقعیت رو قبول کن از همین حالا که هستی واز همین شرایط نهایت استفاده رو بکن به مامانت روحیه بده اون کنارته مثل قبل فقط یه کمی اوضاع فرق کرده همین .و امیدوارم حالشون بهتر شه داره بارون میاد میگن تو بارون هر دعایی کنی قبول میشه من شفای مریضها ومامانت رو از خدا میکنم آآآآآآآآآمین .
کاربر جدید
گویند مرا چو زاد مادر ....
این اخرین اموختنی چه درد اور است مادر
این اخرین اموختنی پشتم رامیشکندمادر
این اخرین اموختنی قلبم را میفشارد مادر
این اخرین اموختنی در گرداب اشکها غرقم میکند مادر
این اخرین اموختنی طوفانیست که ساحل نداردمادر
این اخرین اموختنی.......
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)