زن
من منم من يك زنم آزادگي پيراهنم
عشوه از پا تا سرم ليكن ز سنگم اهنم
من منم من مادرم دوستم رفيقم،همسرم
شيره ي جانت ز من چادر مينداز بر سرم
تاب گيسوسم سرابي بيش نيست
نقش بيهوده بر ابي بيش نيست
وين لب لعل و حديث چشم مست
بر لب مست خرابي بيش نيست
وصف ابروي كمان و تير مژگان سياه
حربه و ابزار جنگ شعر نابي بيش نيست
من منم من يك زنم عطر هوس دارد تنم
نطفه ي هستي درم از جان و از دل مي تنم
روبهك من شير زنم خاموش تو من روشنم
با سلاح دين دگر اتش مزن بر خرمنم
تا بداني چيست جان و جوهرم
دستي اندازو تو درياب گوهرم
نيمه ي تنها مرا از خود بدان
من برابر با تو جنس ديگرم
بال و پر بگشا كه اندر راه عشق
بال پرواز گر تويي من شهپرم
شاعر زيبا شيرازي








پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)