
کاربر فعال سایت
حالا که شده نوبت وام من ، از این رو
اینقدر مشو جان رضا ضامن آهو زُوّار تو هستند ز هر قوم و ز هر رنگ
سر گرم طواف تو به هر شکل و به هر بو پرسید کسی ، میرسد آیا به جلو دست؟
گفتم که: من اینجا ، چه خبر دارم از آن تو ! چون قوّت چشمان مرا حدّ و حدودی ست
حتی اگر اقدام کنم با خم ابرو ! در صحن هم آقا ! به خدا بود نصیبم
گه دسته ی جارو و زمانی خود جارو پهلوی ضریح توام اما به چه وضعی!
خدّام تو نگذاشت برایم پک و پهلو با فلسفه و منطق و طب کار ندارم
بیمار تو را نیست نیازی به ارسطو صد بار برانی اگرم از درت ، آقا !
این زائر آواره مگر میرود از رو ؟!
ناصر فیض
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.




پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)