دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: اشعار غدیر

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #3
    یار همراه
    رشته تحصیلی
    مهندسی برق-الکترونیک
    نوشته ها
    1,622
    ارسال تشکر
    6,930
    دریافت تشکر: 5,062
    قدرت امتیاز دهی
    7460
    Array

    پیش فرض پاسخ : اشعار غدیر



    کار من نیست که بنشینم و املات کنم
    شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

    عین توحید همین است که قبل از توبه
    باید اول برسم با تو مناجات کنم

    سالی یک بار من عاشق نشوم می میرم
    سالی یک بار اجازه بده لیلات کنم

    همه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا
    تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم؟

    پدر خاکی و ما بچه ی خاکی توایم
    حق بده پس همه را خاک کف پات کنم

    باتو ای پیر طریقت که سر راه منی
    آن قدر معجزه دیدم که مسیحات کنم

    از خدا خواسته ام هر چه که دارم بدهم
    جای آن چشم بگیرم که تماشات کنم

    تو همانی که خدا گفت: تو رب الارضی
    سجده بر اشهد ان لایی الّات کنم

    مثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو
    اشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

    آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم
    آتشی هستم و لبریز گلستان شدنم

    چند وقتی است به ایوان نجف سر نزدم
    بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم

    سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه نجف
    بیشتر از همه آماده ی مهمان شدنم

    آن که از کفر در آورد مرا مهر تو بود
    همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم

    از چه امروز نیفتم به قدومت وقتی
    ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم

    علی اللهی ما را به بزرگیت ببخش
    پیش تو مستحق این همه حیران شدنم

    ده ذی الحجه ی من هجده ذالحجه ی توست
    هشت روز است که آماده قربان شدنم

    جان به هرحال قرار است که قربان بشود
    پس چه خوب است که قربانی جانان بشود

    شان تو بود اگر این همه بالا رفتی
    حق تو بود که بالاتر از این جا رفتی

    شانه ی سبز نبی با تنش عرش الله است
    تو از این حیث روی عرش معلّا رفتی

    انبیاء نیز نرفتند چنین تا معراج
    انبیاء نیز نرفتند تو اما رفتی

    به یقین دست خدا دست پیمبر هم هست
    پس تو با دست خودت این همه بالا رفتی

    باید این راه به دست دگری حفظ شود
    علت این بود که تا خیمه ی زهرا رفتی

    تو ولی هستی و منجی ولایت زهراست
    تو هدایت گری و نور هدایت زهراست

    آی مردم به خدا نیست کسی برتر از این
    ازلی طینت، اول تر و آخرتر از این

    تا به حالا که ندیدند و بعد از این هم
    اسد الله ترین حضرت حیدرتر از این

    هیچ کس نیست گه عقد اخوت خواندن
    بهر پیغمبر اسلام برادرتر از این

    رفت از شانه ی معراج نبی بالاتر
    به خدا هیچ کجا نیست کسی سرتر از این

    آن دو تا ذات در این مرحله یک ذات شدن
    این پیمبرتر از آن، آن پیمبرتر از این

    دستِ گرم پدر فاطمه در دست علی ست
    بعد از این بارِ نبوت همه در دست علی ست


    علی اکبر لطیفیان



  2. 7 کاربر از پست مفید چکامه91 سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •