اگر فکر مي کني که رفتنت
.باعث شکستنم مي شود
اگر فکر مي کني که از پس رفتنت
اشک مي ريزم
اگر فکر مي کني که با نبودنت
. لحظه هايم خالي مي شوند
اگر فکر مي کني که هر لحظه دلم
براي بوسه هايت تنگ مي شود
اگر فکر مي کني که بي تو مي ميرم.
بسيار درست فکر کرده اي.
خب تو که مي داني نبودنت
را تاب نمي آورم....
پس بمان .......
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه نه هیزماش زیاد بشه تبر ما آدما هم باورمونه نه آرزوهامون
قلبم تير مي كشد !.!.!
اين تنها طرحيست كه از تو
در سينه ام يادگار مانده است !.!.!
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه نه هیزماش زیاد بشه تبر ما آدما هم باورمونه نه آرزوهامون
دوست آشنا
هر غروب
خلوت هر پارک:
وعده گاه آشنایی ها
صبحدم،اما
رفتگر می گرید از سوز جدایی ها
می کند جارو
تکه های قلب هایی را که لای برگ ها
افتاده اند
زیر پای بی وفایی ها...
دوســتــت دارم را هزار بار دیگر تکرار کن . . .
اینجا نه بینی کسی دراز می شود ! . . .
نه گرگی به گله ات میزند !
آدم برفی از خجالت آب شد ... وقتی که دید ... کودکی گرسنه به هویج دماغش زل زده
دوست آشنا
ای اشک،آهسته بریز که غم زیاد است
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم،کسی یار کسی نیست
خسته ام از تکرار شنیدن
"مواظب خودت باش"
تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی...!
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه نه هیزماش زیاد بشه تبر ما آدما هم باورمونه نه آرزوهامون
دوست جدید
وقتی که چشم بسته روی طنابی که یک سرش در دست تو بود بند بازی می کردم..
دریافتم که همیشه در عشق مسله اعتماد بوده است..
میان چشمهای من و دستهای لرزان تو..
آدم برفی از خجالت آب شد ... وقتی که دید ... کودکی گرسنه به هویج دماغش زل زده
دوست جدید
به هیچ کس اعتماد نکن..!
به هیچ کس راز دل نگو...
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو...
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی...
نه ، نه ، نگو...
نه،نه،به هیچ کس اعتماد نکن...
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش...
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند...
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش...
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش..!
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو..!
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است..!
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است..!
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است..!
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را..!
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند.
آری گل تازه شکفته ات به دست عابران چیده می شود..!
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود...
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن!!؟؟
پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن...
دوست آشنا
آنقدر از تو نوشتم که "من" یادم رفت
خنده دارتر اینکه
تو هرگز نخوانده ای آنچه نوشتم
صبح قلم می شکنم
شب دست به قلم می برم
مادرم میگفت نخند سرت می آید
اما "آرزوهای بزرگ "که می دیدم می خندیدم
فکر می کردم خانم هابیشام دیوانه است.....
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)