پيغام گير نيما :
چون صداهايي که مي آيد
شباهنگام از جنگل
از شغالي دور
گر شنيدي بوق
بر زبان آر آن سخن هايي که خواهي بشنوم
در فضايي عاري از تزوير
ندايت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخي گيرد ز من از دره هاي يوش
پیغام گیر مهدی اخوان ثالث:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی
به این علت مگر رفتم من از منزلگه ام بیرون
که شاید آتشی یابم
قبس واری کزان یک شعله بر گیرم
و برگردم به اینجا عاقبت من زود
تو بگذار ای مسیحای سراسر نیک
پیغام سراسر آبی و روحانی خود را
که تا برگردم و سر از گریبان برکشم بیرون
ترا شایسته و بایسته پاسخ
از درِ اشعار خواهم داد
پيغام گير شاملو :
بر آبگينه اي از جيوه ی سکوت
سنگ واره اي از دستان آدميت
آتشي و چرخي که آفريد
تا کليد واژه اي از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابي گويم
تا آنگاه که توانستن سرودي است
پيغام گير فروغ :
نيستم.. نيستم..اما مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
با بوته ها که چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پيغام گذاشته اند
...سلامي دوباره خواهم داد
پیغام گیر سهراب:
من به اندازه ی روییدن یک چلچله در سقف اتاق
و به اندازه ی بوییدن یک دانه ی ماه
رفتم از خانه و برمی گردم...
تو که از راهی دور
تو که با یک گوشی
و کمک کردن یک دنیا سیم
به سراغم می آیی
نرم و آهسته پیامت بگذار
می دهم از سر شوق
پاسخت خیلی زود
پيغام گير سايه :
اي صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پيامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتي و شنودي باشد
به حقيقت با تو همراز شوم بي نياز کتمان
آقای عسکری اینم سهراب سپهری برای شما امر دیگه؟؟؟؟![]()







.gif)
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)