دوست آشنا
دوست آشنا
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
دوست آشنا
در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد, نه در چیزی که به آن می نگری...
دوست آشنا
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون
نیش آن خار که از دست تو در پای من است
همیشه رفتن رسیدن نیست.ولی برای رسیدن باید رفت در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز را بیاموزیم
![]()
دوست آشنا
تو که نزدیک تر از من به منی می دانی
دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد
هر زمان نغمه ی عشقی ست که من می شنوم
از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد
دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق
بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد
ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را
غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد
كا ش مي گفتي چيست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست!!!!...
دوست آشنا
دلا تا کی در این منزل فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد, نه در چیزی که به آن می نگری...
دوست آشنا
دوست آشنا
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که با یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد, نه در چیزی که به آن می نگری...
دوست آشنا
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز به راز
کاربر فعال سایت
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)