لاله زار را می توان به نوعی مبدا شهرسازی نوین تهران دانست.پس از اینکه ناصرالدین شاه در یکی از سفرهایش به اروپا از شهر پاریس دیدن کرد، خیابانی در تهران دایر کرد که کاربری "شانزه لیزه"پاریس را در تهران داشته باشد.به تدریج، و به خصوص پس از جنگ جهانی اول این خیابان تبدیل به مکانی تفریحی برای طبقه مرفه جامعه شد که این امر ابتدا با راه اندازی تراموایی برقی آغاز شد و پس از آن ساختمان گراند هتل و فروشگاه بزرگ پیرایش به آن اضافه شدند.گشایش کافه ها ،سینماهایی به سبک شهرهای اروپایی و سالنهای تئاتر، لاله زار را پر رونق کرد.وجود این مکانهای نو ظهور که تا قبل از آن برای جامعه ایرانی غریب می نمود، به همراه وجود سفارت خانه های متعدد در آن ناحیه ذره ذره برخورد شهرنشینان تهرانی را با مظاهر تجدد زیاد کرد.گویی لاله زار تبدیل به مکانی شده بود برای آزمون مدرنیته و سبک متفاوت زیست شهری.
در دوران سلطنت رضاشاه، لاله زار همچنان به عنوان تنها خیابان نوین شهر شناخته می شد که جشنها و مراسم سلطنتی را در آن برگزار می کردند و با امتداد یافتن آن -خیابان لاله زار نو- پاساژها و بوتیکهای فرنگی مآب در آن ساخته شد تا پاسخگوی شمار افزایش یافته جمعیت طبقه متجدد، به خصوص پس از سقوط رضاشاه باشد.با ورود به دوره پهلوی دوم، در حالیکه فعایتهای سیاسی و میتینگ ها در خیابانهای اطراف شکل می گرفت، لاله زار بیش از همه چیز مکانی برای اجرای تئاترهای موزیکال و تاریخی بود و کنش سیاسی شاخصی که در خیابان شکل گرفت متعلق به گروههای مذهبی بود که مسجد هدایت را در حد فاصل دو نیمه خیابان در اختیار داشتند.
در دوران سلطنت محمد رضاشاه، لاله زار به تدریج تبدیل به مکانی برای رفت و آمد طبقه متوسط، قشر کارگر و روشنفکران جامعه شد.این منطقه، دیگر در انحصار تفرج طبقه ای متمایز و خاص نبود بلکه دگرگونی و پویایی مدام آن، که مفهوم تغییر را به کام مردم عادی می چشاند، آن را به یکی از بارز ترین مکانها برای ایجاد یک تجربه زندگی شهری تمام و کمال کرده بود.برخورد و تعامل اقشار مختلف اجتماع در بستر یک مدرنیته نوپا در ایران باعث تناوردگی و غنای تفکر شهروندان و گسترده شدن پهنه روابط میان فردی شده بود.از یک سو، مردمی عادی که از تلاطم زندگی روزمره خود به ستوه آمده بودند، ساعتی را در لاله زار می گذراندند تا ملال را از ذهن خود دور کنند و از سویی دیگر هنرمندان و روشنفکران مکانی را یافته بودند تا گردهم آیند و از رهگذر تبادل افکار، فرهنگ جامعه رو به تغییر خود را پربار تر کنند.
اما در این میان لازم به ذکر است ماهیت این پویایی و تعامل ، همواره در جهتی مثبت و سازنده تبلور نمی یافت.از آن رو که تجربه مدرنیته در هر جامعه دیگر و در هر زمان دیگر، عوارض و آفات خاص خود را نیز به همراه داشته.به همین ترتیب لاله زار را نیز از یک جهت می توان محلی برای نابهنجاریها و نابسامانیهای اجتماعی مناسب دانست که با بودن مکانهایی نظیر کاباره ها، ...صحنه هایی مغایر با فرهنگ مسلط اجتماعی را پدید می آورد و جریان انقلاب هم این جزء از لاله زار را به کلیت آن تعمیم داد و همین امر، علت اصلی به حاشیه راندن لاله زار بععد از سال 57 شد که در سطور بعد بیشتر به آن می پردازیم.
.اختلاط مردم عادی، طبقه نخبه (به تعبیر تاریخ زمان خود، انتلکتوئل) و حتی حاشیه نشینان در فضایی که زمان گویی از فرم رسمی و قراردادی خود خارج می شد و در دو سوی طیف گذر زمان- از یک طرف زمان فارغ از عقلانی گری توقف یافته و از طرفی دیگر زمان شتابان به سوی تغییر-به تدریج به سمتی پیش می رفت که افراد جامعه را با یکدیگر آشنا و آشناتر کند و به این ترتیب کلیت جامعه، خود را آماده پوست اندازی و دگرگونی ببیند، دگرگونیی از جنس انقلاب.
پس از رخ دادن انقلاب و تسلط گفتمان آن بر فضای اجتماعی، لاله زار معنایی متفاوت یافت و به حاشیه رانده شد.عزیمت گاه شهر مدرن در ایران، به کانون فساد دوره پهلوی تعبیر شد و منطقه ای که در سالهایی نه چندان دور پیشتاز دگرگونی تهران بود ،آرام آرام از رونق افتاد و با پسرفت مداومش در کنار توسعه مناطق دیگر شهر، تبدیل به بافتی عقب مانده شد.بناهایی که زمانی مرکز فعالیتهای هنری محسوب می شدند یکی یکی تعطیل شدند و کلیت عملکردی آن، تبدیل به مجموعه ای از مغازه های ابزار آلات الکتریکی شد که ناهمگونی و آشفتگی افراطی آن، هیچ ارتباطی با زمانه پیشین خود به جای نگذاشته است.
خیابان لاله زار اکنون از میدان امام خمینی آغاز می شود، در میانه خیابان جمهوری اسلامی را قطع کرده تا در انتها به خیابان انقلاب وصل شود.در ابتدای ورود به خیابان، همه چیز آنقدر در هم تنیده و آشفته می نماید که به سختی می توان تصور کرد روزگاری این مکان گرانیگاه فضاهای فرهنگی و هنری شهر بوده است.فضاهایی که اکنون، جای خود را به مغازه های کوچک و به هم چسبیده وسایل الکتریکی داده است.در تقسیم بندی معضلات این خیابان، ابتدا به ذکر ویژگیهای بارز کالبدی در راستای اصلی خیابان پرداخته می شود و سپس در اشاره ای جداگانه وضعیت کوچه ها و خیابانهای فرعی متصل -به دلیل پتانسیل بالای بهسازی-مورد بررسی قرار می گیرد:
1-بناهای مسکونی و فرهنگی (سینماها و تئاترها) متروکه، اغلب در طبقه فوقانی واحدهای تجاری قرار دارند و نمای فرسوده و تخریب شده آنها، ظاهر بصری خیابان را به شدت مخدوش کرده.سینما لاله (رکس سابق) که در 1324 تاسیس شده و اکنون نشان "سازمان زیباسازی شهر تهران "را بر تابلوی خود دارد.تئاتر ایران، سینما ایران، سینما رودکی که در دو سه سال گذشته تعطیل شد نمونه هایی از این بناها هستند.
2-با توجه به عرض کم خیابان، تردد بیش از اندازه موتورسیکلتها و گاریهای دستی، معبری به شدت فشرده ایجاد کرده که علاوه بر تولید آلودگی صوتی، امکان شکل گیری هرگونه فضای آرام شهری را سلب کرده.
3-نصب بی رویی و خارج از قاعده انواع تابلوها و بنرهای تبلیغاتی، بیش از پیش موجب ازدحام بصری محیط شده.
4-وجود پاساژهایی که برخی از آنها کاملا نوساز هستند :گروهی نمای ناهمگون و بدون قرابتی با بافت پیرامون خود دارند.و گروهی دیگر با انتخاب مصالح مناسب تا حدی خود را با اطراف هماهنگ کرده اند.
در این میان می توان به دو سه مجتمع تجاری نیز اشاره کرد که ساختار کلی آنها دست نخورده مانده که از قابلیت ترمیم مناسبی برخوردارند:پاساژرزاق منش با راهرویی مسقف و بافتی دست نخورده در طبقه فوقانی و پاساژ گراند هتل-قدیمی ترین هتل ایران-
5-نبود ضوابط معین برای حفظ یکپارچگی نمای شهری، گاهی ساختمانهایی با ظاهر کاملا بی ارتباط در کنار هم دیده می شود.نمونه بارز اینگونه عدم ارتباط و هماهنگی (گرچه مربوط به دو بنای مجزا نیست) را می توان در ساختمان بانک تجارت که ابتدای خیابان لاله زار قرار گرفته مشاهده کرد.
در میان 17 کوچه که به محور اصلی خیابان ختم می شوند، کم و بیش باز هم می توان به موارد ذکر شده در ارتباط با خیابان اصلی برخورد اما در هر گروه ازکوچه ها، ویژگیهایی مثبت و منفی را می توان یافت که به ذکر آنها می پردازیم:
1-سیستم دفع آب دورریز در کوچه های پیرنیا ،مهران،باربد به صورت جوی آبی سطحی است که در میانه کوچه تعبیه شده و این مسئله علاوه بر ایجاد منظره ناخوشایند، باعث افزایش آلودگی محیطی می گردد.
2-وجود ردیفهای درختان چنار در دوسوی کوچه رفاهی و خیابان منوچهری به تلطیف فضای رفت و آمد کمک کرده که این امر، لزوم گسترش فضای سبز به نواحی دیگر خیابان را بیشتر می کند.
3-کاربری مغازه های فروش پوشاک در کوچه های برلن و مهران، این دو کوچه را تبدیل به پررفت و آمد ترین معابر خیابان کرده.ویژگی شاخص این دو معبر، نصب موانع فیزیکی در ابتدای آنها است که از این طریق، باعث جلوگیری از ورود وسایل نقلیه به داخل کوچه شود که می توان با نصب این موانع در ورودیهای دیگر، از ازدحام معابر فرعی کاست.گرچه این دو کوچه هم مشکلات خاص خود نظیر وجود جوی آب نامناسب، سیم کشی نامناسب روشنایی و داشتن ساختمانهایی سه طبقه با نماهایی مغشوش در پشت تابلوهای متعدد و کولر و کانالها را داراست.
4-قطعات مخروبه و رها شده در کوچه های تئاتر دهقان، اتابک و مجمر پتانسیل بسیار مناسبی برای ساخت بناهایی با کاربری دلخواه- بدون محدودیتهای بناهای از قبل ساخته شده- را دارند.











پاسخ با نقل قول






علاقه مندی ها (Bookmarks)