کـــــــاربر فــــعال
مثل همیشه از خواب بیدار میشم ...رختخوابمو جمع میکنم و میرم به ریخت و هیکلم یه سرو سامونی بدم...مسواک میزنم
موهامو درست میکنم...صبحانه میخورم .....کارای روزمو بررسی میکنم...لباس میپوشم....از افراد توی خونه خداحافظی میکنم و میام بیرون
دوستان عزیز
اگر تا به حالا توی این مورد و هزاران مورد دیگه دچار سردرگمی شدین
یعنی احساس میکنین که یک سری کارارو انجام ندادین
بیاین اینجا بنویسین
رشته روانشناسی یکی از مسایل روزه ....وباید بهش پرداخته بشه مثل معماری
شما هرروز با این دورشته سرو کار دارین
ازتون میخام که اگه تاحالا سر موضوعی دچار سردرگمی شدین بیاین اینجا بنویسین و تا براش راه حل پیدا کنیم
ممنون![]()
کاربر فعال سایت
سلام !
مرسی داداش
البته انقد تند خوندم نمیدونم درست متوجه شدم یا نه اما سردرگمی خودمو میخوام بگم!
هیچی بعد از استعفا از کارو تموم شدن طرح بیمارستان اومدم جزوه هایی رو که از آموزشگاه X خریده بودم باز کردم بخونم!!!
هی یکی اشتباه دو تا اشتباه! به دانسته های خودم شک کردم!! یروز سر ازمون زبان یسری بچه هایی دیدم که برا همون آموزشگاه بودن! اونا هم به این اشکالات اشاره کردن!
به اموزشگاه اطلاع دادیم گفتن که بله داریم ویرایش میکنیم بیاین بگیرین!
خلاصه یه هفته بعد گرفتیم جزوه ها زمین تا اسمون فرق داره!!!!
تازه این درس بیوشیمی هست!!! بقیه درسا هم همینطوره ولی هنو ویرایش نکردن!
هیچی دیگه بدبخت شدیم رفت!!! الانم هرچی میخونم اشتباهات رو پیدا میکنم جزوه رو دلم میخواد پرررررررررررتتتتتتتتتتتتت تتتتتتتتتتت کنم تو دیوارکه کار درستی نیست و اینکارو نمیکننم!
الان نمیدونم برم بشینم کتابای رفرنس رو بخونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!( هر کدوم یکی دوهزار صفحه هست)
یا برم از یه اموزشگاه دیگه جزوه بخرم!
آخه یکی که رشتشون همین رشته ی مورد نظر من هست رو توو نت دیدم بهم گفت از فلان اموزشگاه خریدم و فقط هم جزوه خوندم 80 زدم
اونیکی رو 78 زدم!!!
الان من چیکار کنم؟؟؟؟ جزوه ازین آموزشگاه یا کتابا؟؟؟
کتابارو که نمیرسم بخونم!
جزوه هم اگر این جزوه هم.....
از استرس فوق العاده گیجمممممممم! و الکی دور خودم میچرخم!!هرکاری میخوام انجام بدم دوباره هی باید برم سر یکار دیگه!! آروم و قرار ندارمدست و پامم یخخخخخخخخخخخخخخخ به تمام معنا جوری که ناخنام بنفش اند اینروزا...
دیگه فکر کنم از حیطه روانشناسی خارج شدم باید برم به بخش روانپزشکی مراجعه کنم
![]()
ویرایش توسط سونای : 26th November 2013 در ساعت 09:00 PM
ستاره ها نهفتم در اسمان ابري
دلم گرفته اي دوست، هواي گريه با من
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خیلی تاپیک خوبیه ، ممنون
ولی مشکل اینه که سردرګمی های ذهن من درمان بشو نیستن به طور سریع ، زمان بر هستن ، اونم هم چه جور !!! و این خودش یه معضلیه که باز باعث سردرګمی میشه
به نظرم آدم وقتی سردرګم میشه ، باید همه چی رو فراموش کنه ، یا ما بقی راه رو هر جور هست ادامه بده .
یه جمله که یه ماه و اندی پیش شنیدم ، این بود که برای موفقیت زودتر از دیګران بفهمید ، زودتر از دیګران تصمیم بګیرید و هنګامی که تصمیم ګرفتید ، چشمانتان را ببندید و به آن عمل کنید . ( نزدیک به 10 بار این جمله رو از اون موقع به آشنایان ګفتم)
دیګه تصمیم رو عوض نکنید و به چیزای دیګه فکر نکنید ، این خودش باعث سردرګمی میشه .
در هر صورت آدم باید با ذهن سفید بره سراغ کارهای روزمره ش ، سخته ولی شدنیه !
شاید این مورد رو بشه کاری کرد ، وقتی می خوام برم سراغ درس سردرګم میشم کدوم رو بخونم
واقعاً میګما ، اصلاً بین این همه کتاب می مونم کدوم رو انتخاب کنم ، حس هیچ کدومش نمیاد ، میګن به خودت این حس رو القا کن ، خب چه جور ؟ میګن با انګیزه و فکر به هدف !!! ولی خیلی زیاد برای من تأثیر ګذار نیست ، نمیګم بی تأثیره ، خب از سال ګذشته بهتر شدم ولی اونجور که باید نه !!!
و مورد دیګه عدم تمرکز واسه هر کاری هست !! اینم راه پیشنهاد بدید ممنون میشم.![]()
کـــــــاربر فــــعال
سلام ممنون از دوستان خوبم
اول این نکته رو مد نظر قرار بدین که باید در زندگی با برنامه بود
البته گاهی مشکلاتی هست که این برنامه رو بهم میریزه ولی خب نه همشو
منتظر نظرات هستیم
بازم ممنون ازتون![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)