
همکار تالار نجوم
اشک را گفتم چرا می ریزی ای دیوانه گفت / روزن امیدی از این گوشه پیدا کرده ام
پشه از شب زنده داری خون مردم می مکد / زینهار اندیشه کن از مردم شب زنده دار
پیوسته است سلسله موجها به هم / خود را شکست آن که دل ما شکسته است(هرکی زد و رفت وشکست، یه روز، یه جا، کم میاره....)
همه عیب خلق گفتن نه مروت است و مردی / نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه کردی
دانی که چرا راز نهان با تو نگویم / طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
گر هنری داری و هفتاد عیب / دوست نبیند مگر آن یک هنر
گویند مردمان غم دیوانگان خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد
![]()
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.


پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)