کاربر فعال سایت
برای چی نگران ؟؟
همه چیز به خود فرد بستگی داره ..........شما میتونی با کنترل کردن فکر و ذهن ، کنترل خودتون رو به دست بگیرید
اگه مشکل عدم تمرکز دارین ، راه حلهایی که دادم ،میتونه کمک کننده باشه ......
اگه موقع درس دوست داری کاری رو انجام بدی ، چنانچه وقت زیادی ازت نمیگیره برو انجام بده ........ولی پیشنهاد من :
از اونجایی که هرچی به افکارت توجه و بها بدی بیشتر بهشون دامن میزنی ، بهتره که بهشون بی توجه بشی ، میدونم سخته ولی در طولانی مدت جواب میده ....
عادت میکنی ......بعضی وقتها این جزء محاسن آدمی هست که خیلی خوب میتونه خودش رو با شرایط وفق بده.........
یک فرد وسواسی رو در نظر بگیرین ، تو فکرش میگه حتما باید برم اینکارو بکنم وگرنه چی اتفاق میفته .....اگه عمل رو انجام بده اون لحظه آروم میشه ولی باز بعد سراغش میاد ولی پیشنهاد اینه که یکم به خودش سختی بده و اضطراب رو تحمل که ، اون افکار یواش یواش به مرور از ذهنش خارج میشن........
اینجا هم به همین ترتیب ، نمیشه یک دفعه حل بشه ، به مرور میتونی کنترل رو به دست بگیری.......
محیط خیلی خیلی خیلی برای مطالعه درس و تمرکز موثره.........
تمام مشکلات بالا ناشی از عدم تمرکز و مدیریت فکر میتونه باشه...........
پس نگران نباش دوست من......![]()
دوست آشنا
دست درد نکنه اینا رو گفتی....
منم همین مشکل رو دارم... البته نمیدونم مشکله یا نه...
دوم اینکمه مثلا توی فیزیک ... درس رو کامل میفهمم اما....نمیتونم فرمول ها رو حفظ کنم...
باور کنید اگه اجازه بدن فقط فرمولها رو روی کاغذ بنویسم و ببرکم سر امتحان از 19.5 کمتر نمیگیرم....
................
.................
درس ها رو خوب میفهمم اما نمیتونمم به ذهن بسپارم.....
نمیدونم چکار کنم که مشکلم حل بشه....
موقع درس خوندن یه کلمه درس میخونیپم سه تا ایده به ذهنم میرسه....
وقتی رو کاغذ ایده هام رو مینویسم نگاه ساعت میکنم...1 ساعت از وقتم رفت....
....................
ادبیات میخونم ایده شیمی به ذهنم میرسه.... یا سر کلاس ریاضی ایده فیزیک به ذهنم میرسه....
کلاس نقشه کشی سوال مباحث خوردگی به ذهنم میرسه...
این سوال ها و ایده ها داغونم میکنه...
درس رو به کل فراموش میکنم ....
نگاه استاد میکنم اما حواسم به استاد نیسشت و دارم در مورد سوالم فکر میکنم....
...................
البته سر هر کلاس ایده های اون درس هم به ذهنم میرسه ها...اما خوب ایده درسهای دیگه هم هست....
سر کلاس شیمی به ذهنم رسید که یه مقاله در مورد پژوهش بنویسم و نوشتم....
.........
..........
چکار کنم از این وضعیت در بیام... نمیدونم خوبه...بده...
...
وقتی یه سوال به ذهنم میرسه و نمیتونم جوابش بدم.... دیونه میشم تا جوابش رو پیدا کنم...اگه هم پیدا نکردم تا 2 هفته اعصابم خرده...چون فکر میکنم به درد هیچ کاری نمیخورم....
شما بگید چکار کنم....
ویرایش توسط شه پری : 10th January 2012 در ساعت 01:30 PM
کاربر فعال سایت
آره دقیقا!!! من فکر میکردم این فقط مشکل منه! حالا اختراع که ندارم، ولی هر چی ابتکار و ایده و راه حل و .... هست سر درس خوندنای امتحانا میاد!!!دست درد نکنه اینا رو گفتی....
منم همین مشکل رو دارم...
باز این دوستمون درسش خوبه مشکلی واسش پیش نمیاد ولی یکی مثل من ، سر امتحان تازه پشیمون میشه که ای کاش میخوندم...
باز درسای تخصصی رو خب آدم در طول ترم باهاشون سروکار داره خلاصه یه چیزی مینویسه اما عمومی ها.... این ترم هم من ژنتیک و قارچ رو نرسیدم بخونم
با اینحال شدم 18 اونیکی 19! اما اندیشه 13 تاریخ 10 !!! بحث کارنامه رو هم از خجالت مطرح نمیکنم تا کسی نپرسه!
اصلا کلا خیلی بد درس میخونم!!! مدت زمان زیادی میگذره من هنوز اندر خم یک کوچه ام!!! همه 6-7 دور میزنن من یدورم تموم نمیکنم!! در طول دوران تحصیلاتم دیگه خیلی زیاد شاید یکی دوبار ( اونم یادم نمیاد ! ) یدور کامل خونده باشمآخه نمیرسم! برنامه ریزی ندارم! داشته باشم هم نمیشه عمل کنم!هر ترم میگم ازاین ترم دیگه میخونم اما باز نمیشه!
انگیزه ندارم با اینکه همش خودمو دعوا میکنم! و میگم خب واسه کار واسه عضویت تو کارگروه های دانشگاه واسه باشگاه پژوهشگران و...و...و... هیچکس نمیاد اطلاعاتت رو بسنجه!! هیچکس نمیاد ببینه چقدر مهارت داری!! هیچکس نمیخواد یه آزمایشو انجام بدی تا تجربت روبسنجه !! هیچکس نمیبینه علمت بروز هست یا نه!! هر جا بخوای بری همین معدل!! سرنوشت سازه!!!
اما باز بگوشم نمیره که نمیره!!
خو منم که اصن افسرد شدم با این امتحان
شمام فکر کنم همه باید دانشجو باشین خو ولی من دبیرستانیم
من تا حالا اصن عادت نداشتم درس بخونم
حالا مجبورم درس بخونم نمره بیارم
اونم هرچی میخونم نصفه میخونم برا بقیش حوصله ندارم
سر امتحان که 5 سوال بود به سوال 3 دیگه انقد خسته بودم قدرت استنباطمو از دست داده بودم
تمرکز و دقتم سر جلسه صفر هیچ وقتم حوصلم نمیکشه دوبار سوال و بخونم بیشتر وقتا سوالامو نصفه حل میکنم چون همیشه نصفه میخونم
دیگه خلاصه معلما همچین از ادم انتظار دارن بدتر با این نمره ها روحیه ادم خراب میشه
فک کنم تموم شد
الان خسته شدم انقد حرف زدم به منم کمک کنین مشکلم حل شه متشکر میباشم
- - - به روز رسانی شده - - -
خو منم که اصن افسرد شدم با این امتحان
شمام فکر کنم همه باید دانشجو باشین خو ولی من دبیرستانیم
من تا حالا اصن عادت نداشتم درس بخونم
حالا مجبورم درس بخونم نمره بیارم
اونم هرچی میخونم نصفه میخونم برا بقیش حوصله ندارم
سر امتحان که 5 سوال بود به سوال 3 دیگه انقد خسته بودم قدرت استنباطمو از دست داده بودم
تمرکز و دقتم سر جلسه صفر هیچ وقتم حوصلم نمیکشه دوبار سوال و بخونم بیشتر وقتا سوالامو نصفه حل میکنم چون همیشه نصفه میخونم
دیگه خلاصه معلما همچین از ادم انتظار دارن بدتر با این نمره ها روحیه ادم خراب میشه
فک کنم تموم شد
الان خسته شدم انقد حرف زدم به منم کمک کنین مشکلم حل شه متشکر میباشم
من و خدا هر روز فراموش میکنیم:
او خطاهایم را
و من بخشش هایش را...
سلام
من چندتا سوال داشتم
اول اینکه برای ارشد گروهای پزشکی کدوم موسسه خوبه ؟
دوم اینکه در مورد رشته خودم ارشد مامایی یه خرده اطلاعات میخوام منظور تراز شهر هایی که این رشته رو دارن و هر کدوم در چه سطحی هستن؟
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... . .
یار همیشگی
سلام دوست من
برای گروه پزشکی من بیشتر درمورد سنا شنیدم....خودم استفاده نکردم اما از دوستان بودن که میرفتن....معمولا شرکت کننده هاش هم زیاد تره و از این نظر رقابتی تر هم هست
رتبه بندی دانشگاه ها در رشته مامایی در جدول زیر در مقطع کارشناسیه .... که خب میتونه مشخص کنه در مقطع ارشد هم کدوم دانشگاه ها میتونن برتر باشن حالا با کمی جابجایی شاید(جدول مخصوص ارشد رو پیدا نکردم)......البته دانشگاه تربیت مدرس هم در مقطع ارشد هست که سوالاتش انگار متفاوته و سخت تر و جزء دانشگاه های خیلی خوبه
رتبه بندی کلی دانشکده های ارائه کننده رشته مامایی در مقطع کارشناسی رتبه دانشکده امتیاز دانشکده فرضی برتر ۱۰۰ رتبه اول اصفهان ۷۲/۲۰ رتبه دوم شهید بهشتی ۶۵/۲۹ رتبه سوم تهران ۶۲/۷۷ رتبه چهارم مشهد ۶۱/۳۴ رتبه پنجم ایران ۵۷/۶۷ رتبه ششم ارومیه ۵۵/۲۹ شیراز ۵۴/۸۸ رشت ۵۴/۴۶ رتبه هفتم یزد ۵۰/۰۷ کاشان ۴۹/۶۶ تبریز ۴۹/۵۰ رتبه هشتم کرمانشاه ۴۸/۹۰ اهواز ۴۸/۷۹ ساری ۴۸/۵۰ رتبه نهم همدان ۴۷/۸۴ رتبه دهم بابل ۴۲/۵۵ رتبه یازدهم گرگان ۴۱/۷۲ رتبه دوازدهم
کرمان ۴۰/۵۰ رتبه سیزدهم
زاهدان ۳۹/۱۵ رتبه چهاردهم
شاهرود ۳۷/۷۶ رتبه پانزدهم
اراک ۳۵/۹۳ رتبه شانزدهم
بوشهر ۳۴/۷۴
ویرایش توسط yas-90 : 10th December 2013 در ساعت 07:10 PM
طلب كردم ز دانائي يكي پند .......مرا فرمود: با نادان نپيوند
همکار تالار مذهبی
سلام
یک سوال در مورد کنکور دارم:
رشته هایی مثل فرهنگیان و ... بیش از ضرفیت پذیرششون دانشجو قبول می کنن تا با امتیاز دهی از بین این افراد نصفشونو انتخاب کنن
خب حالا یک سوال پیش میاد : اگر ما یکی از این رشته ها را انتخاب کردیم و برای مصاحبه قبول شدیم ولی در خود مصاحبه قبول نشدیم آن وقت تکلیفمان چیست ؟ باید دوباره سال بعد کنکور بدهیم ؟ یا این که می شود یک رشته دیگر انتخاب کرد ؟
در آستانه مهر قلم ها گوش تیز می کنند تا در دفتر انتظار اینگونه دیکته کنند ، ابری نیست ، ماه پشت ابر نیست ، او آمد ، او در باران آمد ...![]()
یار همراه
سلام. دوستان. من درس خوندن دوست دارم. رشته ام معماری.. اما واقعا مسیر رفت وامد دانشگاه واینکه طرح میزنم. به خاطر اینکه تو دانشگاه استاد نگه بده وبرو عوضش کن و... به خصوص جلو پسرا.. بعضی روزا نمیرم دانشگاه.. تازه میرنه به سرم ترک تحصیل کنم... واقعا خسته ام واینم خستگی راه.. فکر کنید من در طول روز 3 ساعت رفت وبرگشت تو مینبوسم. دیگه حس خوندن درس از ذهنم میپره...کمک مخوام... زده به سرم ترک تحصیل کنم...
من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم،
زیراترسیم کردنسریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.
(لوکوربوزیه)
یار همیشگی
سلام دوست من
اول درمورد طرح زدن.....ببین خانمی وقتی میریم دانشگاه برای اینکه یاد بگیریم بالاخره ممکنه اشتباه هم باشه علامه دهر که نیستیم هان؟؟ پس بهتره در این مواقع بی خیالی طی کنی ... شما تلاشتو میکنی بالاخره یا طرحی که زدی خوبه یا نه فوقش استاد ایرادا رو میگه و شما طرح رو اصلاح میکنی.....بسته به دید خودت هم داره .....اینکه میگی جلوی پسرا خوب حق میدم این موضوع در همه رشته ها برای خانم ها مطرح هست و خیلی وقتا هم جلوی فعالیتشون رو میگیره اما اگر میخوای پیشرفت در کارت باشه باید با بی توجهی از کنار این موضوع بگذری یا حداقل خیلی سخت نگیری بعدش هم یعنی خودشون همه طرح هاشونو بدون ایراد میزنن؟؟
البته این حس خودش به خودی خود باعث میشه برای عملکرد بهتر بیشتر تلاش کنی
درمورد مسیر هم درک میکنم چون خودم هم چنین شرایطی داشتم فقط من سه ساعت نبود دو ساعت و نیم بودالبته درمواقعی که شلوغ بود هم تا سه ساعت و نیم هم میرسید
بویژه اینکه هر روز تمام مدت از صبح تا شب رو باید دانشگاه و بیمارستان سپری میکردیم خودش خیلی سخت بود
این مطمئن باش فقط مشکل ما نیست و نبوده و نخواهد بود .... اما راهیه که باید رفت اگر فکر میکنید ارزش چیزی که بدست میارید بیشتره پس با همه سختیش باید این مسیر رو رفت![]()
طلب كردم ز دانائي يكي پند .......مرا فرمود: با نادان نپيوند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)