جناب تیمسار کمی اروم تر لطفا
ما فقط داریم سر یک موضوع بحث می کنیم
می تونیم بحث رو با ملایمت ادامه بدیم
دعوا که نیست
اگر همه کار های ما فرهنگه پس اون شخصی که نمی تونه شکم زن و بچش رو به قول خودتون سیر کنه هم فرهنگ داره دیگه
غیر از اینه ؟
شاید کمتر به فکر فرهنگشون باشن و بیشتر فکرشون معطوف به مشکلاتشون کنن اما خب بخشی از زندگیشون هم به فرهنگشون تعلق گرفته
نمیدونم میتونم منظورم رو درست برسونم یا خیر
ویرایش توسط Sa.n : 12th September 2013 در ساعت 01:46 AM
" برای آنکه در زندگی پخته شویم نباید هنگام عصبانیت از کوره در برویم "
نه اینکه هرکی فقر اقتصادی داره،فقر فرهنگی هم داره
ولی اینکه وقتی کسی نمیتونه از پس نیاز های اولیه هر جانداری بر بیاد
نباید انتظار بالایی داشته باشیم
در ضمن یه چیزی رو بگم
اینطور که داره پیش میره طبقه غنی هم داره بی فرهنگ میشه
چون الان یکدفعه غنی شدن و از هیچ به همه چی رسیدن زیاد شده
شاید ....
دوست آشنا
به نظر من
وقتی واژه ی فرهنگ گفته میشه
گفتن جملاتی مثل اینکه با از خود شروع کنیم ، اطلاعات مان را بیشتر کنیم و ... بی معنا هستند
ما تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که مهارت های اجتماعی و زندگی را بالا ببریم و گرنه فرهنگ فراتر از شخص و خانواده هست
برای همین حرف از شخص و استثناء ها هم دلیل بر درستی یا نادرستی موضوعی اجتماعی نمی شود
"آخرین برگ این دفتر هم به پایان رسید"
کاربر اخراج شده
کاربر اخراج شده
سلام
باتشکر از شاینی عزیزم
من همه صحبت های رو خوندم همه بچه ها یطوری راست میگن
من از خودم شروع میکنم ما خانواده پدریم چون فقط2تا پسر بودن و هرکدومم یه شهر من دیگه وقتی دخترعموی خودمو میدیدم حس میکردم غریبه ان برام
یا همینطور اقوام مامانم انگار اونا مال یه کره دیگه بودن مام یه کره روز به روز به قول شاینی عزیزم تنهاتر میشدم یطورای کل خانواده. من فکر میکردم چون
ماازاونا دوریم اینطوریه ولی وقتی خوب به زندگی اونام نگاه کردمدیدم اونام که پیش هم هستن از هم دورن .
علت های زیادی هست:
1-این دوره زمونه فکرو ذکر بیشتر ماها شده پول در آوردن
2-چشم و هم چشمی
و .......
وقتی مام اومدیم پیش اونا دیدم به جای اینکه حس تنهایمون کمتر بشه بیشترشد. یه روزمن بابام حرف زدمو گفتم بابا چا من نمیتونم بادخترعموخودم راحت باشمو.....
بعد کلی حرف زدن به یه نتیجه رسیدیم که بهتر خودمون یه کارکنیم اومدیم همه رو دعوت کردیم نه با غذاهای آنچنانی ها فقط قصد دور هم بودن بود و
همینطور ادامه پیدا کردوپشت سرهم بقیه یاد گرفتن الان بیشتر 5شنبه جمعه ها یا بعضی روزای دیگه هفته هر کسی بتونه یه نوع غذا درست میکنه همه
میریم اونجاو کلی خوش میگذره .حس تنهایمون کمتر شده
من این جمله تیمسارو قبول ندارم که گفت کسی که وقت نداره کتاببخونه بی فرهنگه .چون بافرهنگ بودن به پول،کتاب خوندن،بهترین لباسو غذاو خوردن نیست
پس به نظرمن از خودتون شروع کنید وقتی تو یه کلاس درس میخونی سعی کنید قبل اون اتفاقات که شاینی عزیز گفت همه چیزو برا همه روشن کنید که بعد دچار مشکل نشید.....
عشق و ازدواج مثل نماز است..نیت که کردی دیگر نباید به اطراف نگاه کنی..
همکار تالار مد و لباس اسلامی
سلام
ما که بچه های سال 50 به بعد هستیم تاسال 70 اینطوری نبودیم.
به ما خیلی خوش میگذشت بچه های فامیل از دختر عمه عمو دایی خاله بگیر تا پسرهاسر به سر هم میذاشتیم.الان فقط خاطره مونده.یه تصویر خاک گرفته و مبهم.
به ما چه گذشت ؟
نمیدونیم.
شما جای خود دارید .همه برمیگرده به شیوه زندگی.به گذشته یه نگاهی بندازیم و از بزرگترها بپرسیم هیچ کدوم زندگی الانو دوست ندارن میگن یاد گدشته بخیر.کدوم یکی گفته کاش زندگی ها ماشینی بشه ؟زندگی ها راحت شده ولی رفاه در کنار خودش مشکلات اورده.
شما فکر کن اگر کشور ما جزو کشورهای صنعتی بشه چه وضعی پیش میاد دیگه تا بچه بدنیا اومد مستقل میشه .
من فکر میکنم ما با هیچ چیز پیشرفت متعادل نیستیم خیلی جاها که باید عقبتر باشیم جلو افتادیم و جاهایی هم که باید جلو باشیم عقبیم.هماهنگ و تراز نیستیم.
من وقتی دخترم 8 سالش بود تصمیم گرفتیم کار معصومه جونو بکنیم هر پنجشنبه خونه یکی بودیم .اول خوب پیش میرفت ولی یواش یواش حرفو حدیث شروع شد .
ما هم کم کم بساطو جمع کردیم و نشستیم تو خونه.و خیلی محترم مهمونی رو به چند سال یه بار تغییر کاربری دادیم.(شوخی)
ویرایش توسط banooye irani : 12th September 2013 در ساعت 11:08 AM
فقط خدا
یار همراه
سلام.
ممنون بابت نظرات خوب همه دوستان!!
همه حرفشون حقه و جالب اینه که همه علت مشکلات رو می دونیم اما نمی دونم چرا بهش عمل نمی کنیم؟!؟!؟!
در مورد کاری که معصومه جان کردن خب این خودش یه فرهنگ سازیه!!!سله رحم یه اصل پسندیدست که باعث برطرف شدن خیلی از مشکلات میشه!!!
اگه به شکل درستش انجام بشه!!!
اگه آخر هفته ها خانواده ها دور هم جمع بشن و بدون تشریفات آنچنانی پیش هم باشن هم از تنهایی در میان...هم از مشکلات هم با خبر می شن...هم به هم کمک می کنن...مثال میگم برادرا میشینن دور هم اگه سرمایه ای چیزی دارن با هم فکری هم اون سرمایه رو تبدیل به یه کاری می کنن که هم از توش نون در میاد هم میشه کار واسه جوونای همون خانواده!!!!!اینطوری بیکاری هم کم می شه!!
برای خانوما هم همینطور می تونن با همفکری هم کارای مفیدی بکنن!!!
نه اینکه بشینن یه گوشه از دختر اصغر آقا بقال حرف بزنن و غیبت کنن!!!!!!
یا دستای تا آرنج النگو شدشونو بکنن تو چشم همدیگه!!!!!!!
فرهنگ دقیقا همین کاریه که خانواده معصومه جان کردن!!!که باید اپیدمی بشه!!!!!!منتها بدون تشریفات و اضافه کاری و خرج ها و بحث ها و کارای الکی!!!!
بانوی ایرانی میگن حرف دراومد!!...بله یه سری از خانواده ها هم اینطوری هستن و از هیچ حرف در میارن!!
خب با اونا هم میشه کنار اومد...میشه بحث رو کش نداد...میشه توضیح داد و شفاف سازی کرد...میشه دور هم جمع شدنا رو ماهی یبار کرد...صاحب خونه باید با سیاست باشه تا اجازه بده چه حرفایی و کارایی تو خونش زده بشه و انجام بشه یا نشه!!!!
این یه فرهنگ سازی در بعد خانوادگیه که امتیازات مثبت جانبی هم در کنارش برای کل اعضای خانواده داره!!!
نیازی به سفره رنگارنگ و سالاد و نوشابه و کباب و دسر و .....نیست!!!!
خوراک لوبیا با نون+دوغ!!!!!
حتی همین هم میتونه لذت بخش باشه اگر خودمون سطح توقع هامونو پایین بیاریم!!!!
و درک کنیم که با هم بودن و گفتن و خندیدن از این شکم لامصب واجب تر و مهم تره!!!!!!!!!!
ببخشید این جمله آخری رو یکم آمپرم رفت بالا!!!!
GOD is Watching YOU
insta:
_shiny7_
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)