
کاربر اخراج شده
آرند که واعظی سخنور بر مجلس وعظ سايه گستر،
از دفتر عشق نکته می راند وافسانۀ عاشقی همی خواند.
خر گم شدهای بر او گذر کرد وز گمشدۀخودش خبر کرد
زد بانگ که: " کيست حاضر امروز کز عشق نبوده خاطر افروز؟
نی محنت عشق ديده هرگز نی جور بتان کشيده هرگز؟ "
برخاست ز جای ساده مردی هرگز ز دلش نزاده دردی
کان کس منم ای ستودۀ دهر کز عشق نبوده هرگزم بهر
خر گم شده را بخواند کای يار اينک خر تو، بيار افسار...
کاربر جدید
پیرامون عرایض شما باید بگم انسان ها دو دستن.کسایی که عاشق میشن و با رشادت این عشقشونو برملا میکنن. حالا یا به عشقشون میرسن یا نه. دسته دیگه عاشق میشن و جراتشو ندارن که بگن. دسته اول اگر به عشقشون نرسن ناراحت میشن ولی حد اقل خیالشون راحته که این عشقو ابراز کردن .ولی دسته دوم همیشه تو برزخند . چون حس میکنن حتی یک در صد هم که شده طرف نظر مثبت داشته ولی چون درخواستی از جانب اونا صورت نگرفته این عشق در نطفه خفه شده و تا اخر عمر خودشونو میخورن. ادمی که عاشق نشده وجود نداره. حالا عشق به هرچی که میخواد باشه.
ویرایش توسط مورگان : 18th August 2013 در ساعت 08:27 PM
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.



پاسخ با نقل قول
. حالا عشق به هرچی که میخواد باشه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)