
همکار تالار دفاع مقدس
نوجوان ۱۲-۱۳ ساله ای بود ٬ اومده بود ستاد اعزام .
می گفت : اسم منو برای جبهه بنویسید .
جواب داد : سنت کمه .
با نا امیدی برگشت .
روز بعد اومد .
گفت : اسم منو بنویسید .
میگه : تو که می خوای بری جبهه آیا مادرت راضی هست؟
دوباره برمی گرده .
برای بار سوم اومد ٬ این بار با یه ساک ٬ سلام کرد .
جواب داد ٬ آخه تو خیلی کم سن و سال هستی . مادرت راضی نمیشه .
در ساک رو باز کرد ٬ پارچه سفید رو از توش در آورد .
این کفن منه ٬ مادرم برام گذاشته
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.




پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)