
دوست آشنا
مینویسم یادگاری تا بماند روزگاری...
![]()
امید زندگیم
بسیار پیش از این ها،حتی پیش از ورود شگفت انگیزت به قلبم،آن زمان که هنوز دو راهی جاده ی سرنوشتمان جدا از هم در یک مسیر مشترک به هم نپیوسته بود
از عمیق ترین گودال قلبم دوستت داشتم و دنج ترین نقطه ی دلم را عاشقانه برای همسرم،همسری که هنوز نمیشناختمش،کنار گذاشته بودم
با این امید که در جشن آمدنش آبرومندانه پذیرا باشم...
حال قصد این دارم تا برایت بنویسم؛از همه چیز،از عشقم،احساساتم،عقایدم و حتی از رنجش هایم؛البته اگر با آن همه خوبی های تو جایی هم برای رنجش بماند!
مینویسم تا جاودانه شود،تا برای همیشه باقی بماند،حتی آن زمان که دیگر من نباشم...
(( جهان امروز از نداشتن دارویی به نام پرهیز و اخلاق رنج
می برد . )) ماری کوری
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.




پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)