
کاربر جدید
گفتیعشق چوآید برد هوش دل فرزانه راحال گویم توراعشق نباشد جایی زِ دل فرزانه رااندر همین خموش گرداند دیدۀ مجنون راگفت روزی فرزانه مجنون رازِ طبع توخاک استوخاک سرد است و سرد است و سردفی النتهاءخموش گرداند عشق تو راآه و آه و آهگویم من فرزانه راخاک رازِ بهر سوز و گداز آفریده اند
انتخاب سریع یک انجمن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

قبل از هر گونه فعالیت در سایت به قوانین توجه نمایید.


پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)