PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هوش عاطفی یا هوش علمی و منطقی (قسمت چهارم)



zoh_reh
22nd March 2013, 01:23 AM
رابطه ی بین هوش عاطفی و سلامت روانی


هوش عاطفی و منطقی یا هوش عاطفی ( قسمت چهارم)


http://img.tebyan.net/big/1383/06/191230113183214911296722916522561362123644.jpg

یكی از عناصر هوش عاطفی، تفكر مثبت است. در مورد رابطه ی میان خوشبینی و بهداشت روانی، پژوهش هایی انجام گرفته است.
خوشبینی به این اعتقاد اطلاق می شود كه در زندگی یك فرد عموماً امور خوب (در مقابل امور بد) اتفاق می افتد.

خوشبینی موجب حركت به سوی هدف ، و بدبینی ، موجب دور شدن فرد از هدف می شود.

خوشبینی در كنار آمدن با استرس ، نقش واسطه ای مهمی دارد. زمانی كه افراد سعی دارند با استرس به صورت یك مسئله مقابله كنند، خوشبینی بیشتری در مورد حل مشكل خود دارند.

افراد خوشبین از شیوه های مقابله ای فعال استفاده می كنند. تحقیقاتی كه در مورد رابطه ی بین روان رنجور( معادل Psychoneurosis , neurosis كه به ناراحتی روانی در حالت عصبی اطلاق می شود ) گرایی و حالات عاطفی مثل اضطراب، افسردگی، خشم، نفرت و حقارت انجام شده است، نشان می دهند كه این حالت های عاطفی منجر به ایجاد دیدی منفی نسبت به دنیا و خود فرد می شود. همچنین میان رضایت شغلی و رضایت زناشویی و استرس و تعارض احساس شده توسط فرد رابطه وجود دارد. در بین افرادی كه دچار حالات هیجانی منفی اند، گزارش های زیادی در مورد شكایت جسمانی وجود دارد .


پژوهش هایی در مورد بازداری فكر ( یعنی سعی در فكر نكردن به بعضی مسائل ، هیجانات و ... ) و تأثیر آن بر سلامت روان انجام گرفته است كه نتایج آنها نشان می دهد بازداری، موجب افزایش فكر كردن در مورد مسائل بازداری شده می شود. یك احساس یا هیجان بازداری شده نسبت به حالت بیان آزاد، بیشتر تحریك كننده است.

از این دیدگاه بازداری افكار مهیـّج می تواند مسئول ادامه یافتن واكنش های هیجانی ناخواسته باشد. بازداری فكر ممكن است بخش ضروری ایجاد فوییا (هراس)، وحشت زدگی و اضطراب نامتناسب باشد. بازداری هیجانی ( چه خودآگاه و چه ناخودآگاه) در سلامت روانی مؤثر است. استفاده از حمایت های اجتماعی و سطوح منطقی تنظیم هیجانی عموماً برای سلامت روانی فرد ، مفید و مثبت است. تلاش برای سرگرمی، وقفه یا انكار هیجان ها موجب تشویش درونی و تعارض می شود و بهداشت روانی فرد را به خطر می اندازد.

بنابراین وجود فضای آزاد در خانواده برای بیان احساسات و هیجانات و بیان افكار، موجب افزایش سلامت روان می شود، زیرا بازداری های دراز مدت موجب گسترش بیماری های روان – تنی (1) می شود . تحقیقات نشان داده است كه نوشتن تجارب دردناك در طول درمان، بر سطح سیستم ایمنی، سطح فشار خون و اندوه ذهنی افراد، مؤثر است.



http://img.tebyan.net/big/1383/06/21420365169814415923817312831172402331074.jpg

شاید قانع كننده ترین داده ها در مورد اهمیت عواطف، از تحقیقات گسترده و عمیقی كه بر روی چند هزار نفر مرد و زن انجام گرفته است، حاصل شده باشد. نتیجه ی این بررسی ها با قاطعیت تأیید می كند كه عواطف نگران كننده تا اندازه ای برای سلامت بدن مضرند. كسانی كه دچار نگرانی مزمن ، دوره های طولانی مدت غم و اندوه ، بدبینی، تنش مداوم ، یا تنفر و كینه توزی دائم و سوء ظن شدید هستند ، دو برابر افراد عادی در معرض ابتلا به بیماری هایی مثل آسم ، درد مفاصل ، سردرد ، زخم دستگاه گوارش و بیمارهای قلبی قرار دارند. خطر عواطف منفی برای این نوع بیماری ها ، مثل خطر سیگار كشیدن یا كلسترول بالا برای بیماران قلبی است.

این تحقیق آماری هیچ گونه شكی باقی نمی گذارد كه هر كس دارای عواطف مزمن و وخیمی كه بر شمردیم باشد، مستعد ابتلا به بیماری است. نگرانی و اضطراب – گرفتاری ناشی از فشارهای زندگی – شاید احساسی است كه بیشترین شواهد علمی در مورد ارتباط آن با بروز بیماری وجود دارد.


به نظر می رسد كیفیت روابط با دیگران به همان اندازه ی كمیت آن ها، برای مقاومت در برابر فشارهای روحی مهم است. روابط منفی ، عواقب خاص خود را در پی دارد. برای مثال بحث و جدل های زناشویی ، بر روی دستگاه ایمنی بدن تأثیر منفی بر جای می گذارد. تحقیقی كه بر روی دانشجویان هم اتاق در یك كالج صورت گرفت، نشان داد هر قدر آنها بیشتر از همدیگر متنفر بودند، بیشتر در مقابل سرماخوردگی و آنفلوانزا حساسیت داشتند و بیشتر به پزشك مراجعه می كردند.



http://img.tebyan.net/big/1383/06/732292015280197620323014456631175291131.jpg


جان كاسپیو، روان شناس دانشگاه اوهایو كه تحقیق فوق را انجام داده است می گوید: « آدم هایی كه در زندگی روزمره با آنها نشست و برخاست می كنید، نقش مهمی در سلامت شما ایفا می كنند و هر قدر این روابط معنی دارتر باشد، تأثیر آنها بیشتر خواهد بود.»
– روان – تنی : (SomaticPsychic) یعنی گاه بیماری جسمی ، روح و روان را درگیر می سازد و گاه برعكس. مفهوم ضمنی اصطلاح این است كه اختلالات جسمی و روانی تأثیر متقابل بر هم دارند .

منبع: مشاوره در آستانه ازدواج تالیف سید مهدی حسینی بیرجندی
گردآوری: زهره پری نوش
تبیان

zoh_reh
22nd March 2013, 01:35 AM
توصیه هایی برای همسران

هوش علمی و منطقی (IQ ) یا هوش عاطفی ( قسمت پنجم )


http://img.tebyan.net/big/1383/06/1071631381136191155991592181941781471454378.jpg

در قسمت قبل مطالبی راجع به رابطه ی هوش عاطفی و سلامت روانی عنوان شد . اینك در ادامه می خوانیم...

با توجه به نحوه ی برخورد متفاوت زن و شوهرها با احساسات رنج آور در زندگی، این سؤال مطرح می شود كه زن و شوهر برای تحكیم عشق و علاقه ی خود چه می توانند بكنند تا پیوند زناشویی آنها حفظ شود؟

كارشناسان امور زناشویی براساس تحقیقاتی كه روی زندگی زوج های موفق انجام داده اند توصیه های خاصی برای مردها و زن ها و همچنین پیشنهادهایی كلی برای هر دوی آنها دارند:
1- توصیه به مردها این است كه در مقابل درگیری ها عقب نشینی نكنند بلكه درك كنند كه اگر همسرشان اختلافی را مطرح می كند ممكن است این كار را از روی عشق ، و به خاطر سلامت رابطه شان انجام دهد.



2- وقتی نارضایتی امكان بروز نیابد ، بر فشار درونی فرد افزوده می شود و بالاخره به صورت زبانه ای از آتش خشم در می آید؛ اما وقتی كه شخص بتواند ناراحتی خود را به هر نحو مطرح كند و برای آن پاسخی بیابد فشارهای درونی اش فروكش می كند. شوهرها باید درك كنند كه خشم یا ناخشنودی همسرشان به منزله ی حمله به شخصیت آنها نیست. عواطف زن ها در اغلب اوقات جای تردید باقی نمی گذارد و قدرت درك آنها را در مورد موضوع مربوط نشان می دهد.



.

http://img.tebyan.net/big/1383/06/1332292241324511680652421598724024319916944.jpg



3- مردها همچنین نباید سعی كنند با ارائه ی یك راه حل عملی سر و ته قضیه را هم آورده، گفت و گو را خاتمه دهند. برای زن خیلی مهم است كه شوهرش به گله های او گوش كند و با احساسات او در مورد موضوع ، همدلی نماید ( گرچه لزومی ندارد با او موافق باشد ). ارائه ی سریع راه حل برای زن ، به معنی نادیده انگاشتن احساساتش توسط همسر می باشد. در بیش از نیمی از موارد وقتی زن حس كند به نظریات و احساساتش توجه شده، آرام می گیرد.



4- مشكل اصلی مردها این است كه هسمرانشان در بیان شكایت های خود بیش از حد شدت و حرارت نشان می دهند، به همین دلیل زن ها باید مراقب باشند كه شخصیت مردها را مورد حمله قرار ندهند، چون حمله به كل شخصیت مرد موجب جبهه گیری یا سكوت سهمگین او شده، حاصلی جز رنجش ندارد و فقط دعوا را حادتر می كند. یك روش سودمند برای زنان این است كه انتقاد خود را با ملاطفت و در لا به لای جملاتی كه حاكی از عشق به همسرشان است، بیان كنند.



5- در هنگام بحث، افراد موفق سعی می كنند جهت بحث را به مسیری صحیح هدایت كنند تا موجب كاهش تنش بشود. این عمل ساده همانند یك ترموستات عاطفی است كه جلوی جوشش شدید احساسات را می گیرد و به طرفین فرصت می دهد كه بتوانند روی موضوع مورد بحث تمركز كنند.


http://img.tebyan.net/big/1383/06/121868710820910915571561201978718013715488.jpg



6- راهِ حفظ ازدواج، تمركز بر روی موضوعات مورد اختلاف زن ها و شوهرها نیست، بلكه باید هشیاری عاطفی مشترك میان زن و شوهر را پرورش دهیم و بدین ترتیب امكان حل و فصل مشكلات را بهبود بخشیم. برخی از قابلیت های عاطفی مثل رفتارهای آرامش دهنده، همدلی و شنونده ی خوب بودن، به گونه ای مؤثر می توانند اختلاف نظرها را از بین ببرند و آن را به «دعواهای خوب» تبدیل كنند.



7- یكی از مهارت های مهمی كه زن و شوهرها بایستی بیاموزند این است كه احساسات پریشان كننده و افسرده ساز خود را تسكین بدهند و این به معنای ارتقای توانایی برای رهایی از طغیان ایجاد شده بر اثر تكانش عاطفی است. از آن جا كه در لحظه های طغیان عاطفی، تواناییِ بخشیدن، اندیشیدن و درست صحبت كردن از میان می رود، آرام گرفتن بسیار مفید و سازنده خواهد بود.



8- گفت و شنود باید با حالت غیر دفاعی انجام شود. گوش دادن به حرف های دیگری، مهارتی است كه پیوند میان زن و شوهر را حفظ می كند. مؤثرترین شكل گوش دادن، همدلی با طرف مقابل است كه كمك می كند تا احساسات پنهان در سخنان او را بفهمیم و این نیاز به آرامش دارد. دكتر« هیم گینوت » معتقد است بهترین فرمول در این زمینه (X Y Z ) است: «وقتی تو كارX را انجام دادی باعث ایجاد احساسY در من شدی، ولی من توقع داشتم كه تو كارZ را انجام می دادی». عشق و احترام هرگونه خصومت را در زندگی زناشویی از بین می برد، بنابراین بایستی به عواطف و احساسات طرف مقابل احترام گذاشت و موجب احساسات مثبت در طرفین شد.



9- بایستی درصدد افزایش هوش عاطفی باشید، زیرا 80% موفقیت در زندگی ، ناشی از هوش عاطفی و 20% آن ناشی از هوش عقلانی است.
تبیان

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد