PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوال من گم شدم... مشورت کنیم؟!



8infinity8
1st July 2012, 10:37 PM
سلام. تازه عضو سایت شدم. میفهمم بم اعتباری نیس. نه منو میشناسید نه...
ولی لطفا راهنماییم کنید. سیر تاپیاز جریانو میگم براتون. قبلش خودمو معرفی کنم.
من صمیمیترین دوست رهام...7raha7
مطمئن نیستم چقد میشناسینش. اونکه دیگه تصمیم داره نیاد سایت... بماند... خودش میگه بهتون.
من قبلا تو آرشیو رها مقالات آقا مصطفی رو پیرامون حجاب خوندم. حس میکنم ساییتون آدم عاقل توش زیاد داره.
بریم سر مشکلم...
امسال اخرین سال دبیرستان بود. ما یه گروه بودیم. منو رها و 3 نفر دیگه.
مطالعاتمون عرفانی بود. مشورت میکردیم. قرار میذاشتیم یه صفحه قرانو بخونیم . بعد راجع بهش بحث میکردیم.
هریک از ما یه دفتر داشت.این دفترا هر جمعه میومد پیش کسی که بهش میگفتیم source
sourceمن بودم. تو دفتر برای یک هفته شون برنامه میریختم. مثلا مینوشتم شنبه چه کار خاصی بکنن. مثلا واسه شخصی گل بخرن.
شب درمورد اون کار باید به سوالاتم تو همون دفتر جواب میدادن. که مثلا چه تاثیری تو زندگی روزمرشون داره اون کار.
روزا گذشت و من با ویژگیای شخصیتی هرکدوم بیشتر آشنا شدم. دیگه محتوای چیزی که وا3 همشون مینوشتم یکسان نبود.
با توجه به شخصیت هرکس پیشنهاداتی میدادم. هر روز طرف یه سورپرایز داشت. هر صفحه مال یه روز.
گروهو توسعه دادیم... 3 نفر دیگه م به جمعمون اضافه شدن...
اما چیزی نشد که کم آوردن.
گروهو به محیط مجازیم اوردیم.یه آیدی که به همه ی آیدیهای دیگه ایمیلای عرفانی میداد. منظورم بروبچ دنیای مجازی بود. اونم هک شد...
شاید تا اینجاش بگین ایرادی نداره که...
ولی دوستان.... من لغزیدم. و میدونید که تو این وضعیت 5 نفر دیگه م پاسوز من شدن.
سال کنکور بود
گروهو منحل کردیم
از هم دور شدیم
الان رها نمیدونه با زندگیش چیکار کنه.... همدمم همینطور...
فاطمه و نگار و خلاصه همشون رفتن تو خودشون.
هرکدوم یه جور افسرده تر شدیم.
هر اشتباهی که میکنن خودمو مقصر میدونم.
نمیدونم چیکار کنم. گروهو راه بندازم؟ به چه پشتوانه ای؟
تاوان اشتباهات اونا رو کی پس میده؟
من گم شدم. واقعا گم شدم.
راستش تو فکرم راهش بندازم ولی محتاطانه تر پیش برم...پیشنهادتون چیه؟
به نظرتون محیط همین سایت بستر مناسبی وا3 فعالیتای مجازیمون هست؟؟؟

NameEly
1st July 2012, 10:57 PM
با سلام به دوست گلم :»

راستش رو بخوای دوست عزیزم من درست متوجه نشدم
ربط این گروه رو به افسرده شدن
در این گروه چه کارهایی انجام میشد ؟؟

اینجا دوستان بزرگ زیادی هستند که هر کدوم یک ایده ای جدید دارن ولی باید اول براشون طرز کار گروه رو مشخص کنید به نظر من
چون این چیزی که نوشتید خیلی کمی و کاستی داره

8infinity8
1st July 2012, 11:02 PM
با سلام به دوست گلم :»

راستش رو بخوای دوست عزیزم من درست متوجه نشدم
ربط این گروه رو به افسرده شدن
در این گروه چه کارهایی انجام میشد ؟؟

اینجا دوستان بزرگ زیادی هستند که هر کدوم یک ایده ای جدید دارن ولی باید اول براشون طرز کار گروه رو مشخص کنید به نظر من
چون این چیزی که نوشتید خیلی کمی و کاستی داره

کاملا حق میدم بهتون. آخه میخواستم کسی که میخونه حوصلشم سر نره.
ببینید ما خدا رو میخواستیم بشناسیم. اول با اسلام شروع کردیم. بعد یه دوست مسیحی اومد تو جمعمون... خلاصه شناخت خدا از اولش به تجربیات شخصی ما محدود بود. ولی بعد بحث مذاهب مختلف و شریعت ها مطرح شدند. درست همون لحظه خدا رو گم کردیم... هر کسی به یه مذهبی رفت...(مطالعاتمون گستره بود خب)
و وقتی برگشت بدتر از دیروز.....
همش تقصیر منه...

elinaaa
1st July 2012, 11:04 PM
دوست عزیز من فکر میکنم همه دچار اشتباهات میشن و مهم نیست که مقصر کیه بلکه مهم اینه که بشه جبران کرد...اگه فکر میکنی فعالیتهایی که میکردین تاثیر مثبتی تو زندگیتون داشته چرا که نه پس ادامه بدین و میتونین از بقیه بچه های این سایت هم کمک بگیرید...

آسد مرتضي
1st July 2012, 11:04 PM
سلام. تازه عضو سایت شدم. میفهمم بم اعتباری نیس. نه منو میشناسید نه...
ولی لطفا راهنماییم کنید. سیر تاپیاز جریانو میگم براتون. قبلش خودمو معرفی کنم.
من صمیمیترین دوست رهام...7raha7
مطمئن نیستم چقد میشناسینش. اونکه دیگه تصمیم داره نیاد سایت... بماند... خودش میگه بهتون.
من قبلا تو آرشیو رها مقالات آقا مصطفی رو پیرامون حجاب خوندم. حس میکنم ساییتون آدم عاقل توش زیاد داره.
بریم سر مشکلم...
امسال اخرین سال دبیرستان بود. ما یه گروه بودیم. منو رها و 3 نفر دیگه.
مطالعاتمون عرفانی بود. مشورت میکردیم. قرار میذاشتیم یه صفحه قرانو بخونیم . بعد راجع بهش بحث میکردیم.
هریک از ما یه دفتر داشت.این دفترا هر جمعه میومد پیش کسی که بهش میگفتیم source
sourceمن بودم. تو دفتر برای یک هفته شون برنامه میریختم. مثلا مینوشتم شنبه چه کار خاصی بکنن. مثلا واسه شخصی گل بخرن.
شب درمورد اون کار باید به سوالاتم تو همون دفتر جواب میدادن. که مثلا چه تاثیری تو زندگی روزمرشون داره اون کار.
روزا گذشت و من با ویژگیای شخصیتی هرکدوم بیشتر آشنا شدم. دیگه محتوای چیزی که وا3 همشون مینوشتم یکسان نبود.
با توجه به شخصیت هرکس پیشنهاداتی میدادم. هر روز طرف یه سورپرایز داشت. هر صفحه مال یه روز.
گروهو توسعه دادیم... 3 نفر دیگه م به جمعمون اضافه شدن...
اما چیزی نشد که کم آوردن.
گروهو به محیط مجازیم اوردیم.یه آیدی که به همه ی آیدیهای دیگه ایمیلای عرفانی میداد. منظورم بروبچ دنیای مجازی بود. اونم هک شد...
شاید تا اینجاش بگین ایرادی نداره که...
ولی دوستان.... من لغزیدم. و میدونید که تو این وضعیت 5 نفر دیگه م پاسوز من شدن.
سال کنکور بود
گروهو منحل کردیم
از هم دور شدیم
الان رها نمیدونه با زندگیش چیکار کنه.... همدمم همینطور...
فاطمه و نگار و خلاصه همشون رفتن تو خودشون.
هرکدوم یه جور افسرده تر شدیم.
هر اشتباهی که میکنن خودمو مقصر میدونم.
نمیدونم چیکار کنم. گروهو راه بندازم؟ به چه پشتوانه ای؟
تاوان اشتباهات اونا رو کی پس میده؟
من گم شدم. واقعا گم شدم.
راستش تو فکرم راهش بندازم ولی محتاطانه تر پیش برم...پیشنهادتون چیه؟
به نظرتون محیط همین سایت بستر مناسبی وا3 فعالیتای مجازیمون هست؟؟؟
سلام بزرگوار...
اگه میشه یه ذره مسئله رو باز کنید تا هم بهتر مشکلتون مطرح بشه و هم بهتر بشه درموردش نظر داد

yasaman hedayati
1st July 2012, 11:05 PM
من با دوستمون موافقم.اگر میشه بیشتر توضیح بدید
شما هم سن و سال هستید؟؟
انقد تاثیر شما روی زندگی بقیه زیاد بوده؟!!!!! پس جریان عمیق تر از این حرفاس
شما دچار چه خطایی شدی؟؟

محسن آزماینده
1st July 2012, 11:08 PM
سلام

یعنی این گروه روی بچه ها اینقدر تاثیر داشته که دوری از اون باعث افسردگی شده؟؟؟؟

از نظر من گروه خوبی بوده ولی نه برای همیشه

چون اینطور گروهها برای محدوده زمانی خاصی تاثیر داره

بگذریم

شاید افسردگی دوستانتون به خاطر کنکور بوده.چون بیشتر وقت خود را برای کنکور میزاشتن و کمتر در اجتماع های قبلی حاضر میشدن.

من نمیتونم در مورد تشکیل دوباره گروه نظر بدم.چون وضعیتش مبهم هست.ولی پیشنهاد میکنم دوستانتون را دوباره دور هم جمع کنید و از با هم بودن لذت ببرید

8infinity8
1st July 2012, 11:08 PM
من جدا شکستم... من یاد گرفتم که خدا رو با مذهب نمیشه پیدا کرد. به تعداد انسانهای روی کره زمین راه وجود داره که به خدا برسی... ما معنی گناهو وقتی فهمیدیم که رساله خوندیم!
در ما مذهب ستیزی بوجود اومد... تعجب کردیم که چرا اینطوریه... مذاهب دیگه رو هم مطالعه کردیم. اصفهان از حیث داشتن مسیحی و ... غنیه!
به سراغشون رفتیم
هرکس دنبال بهتر نشون دادن راه خودش بود....کسی نبود که فارق از تعصب ما رو راهنمایی کنه...
اگر گروهو راه بندازم دیگه مذهبو اولویت آخرم قرار میدم. بد ضربه ای خوردیم.
باید به قلبمون مراجعه کنیم... میدونم
مذهب به ما روش زندگی میده...
ولی وقتی خدا وارد برنامه زندگیت میشه، وقتی حس میکنی درون خدا معلقی... وقتی حس میکنی قلبت به جان خون خدا رو به رگهات تلمبه میکنه... دیگه خود به خود همه چی درست میشه.
وقتی ببینی پسری که مقابلته درونش روح خدایی جریان داره دیگه با نگاه کردن تو چشماش هرگز... هرگز... گناهی وجود داره؟
چرا اسلام با ما این کارو میکنه... چراااااااااااااااا

NameEly
1st July 2012, 11:10 PM
کاملا حق میدم بهتون. آخه میخواستم کسی که میخونه حوصلشم سر نره.
ببینید ما خدا رو میخواستیم بشناسیم. اول با اسلام شروع کردیم. بعد یه دوست مسیحی اومد تو جمعمون... خلاصه شناخت خدا از اولش به تجربیات شخصی ما محدود بود. ولی بعد بحث مذاهب مختلف و شریعت ها مطرح شدند. درست همون لحظه خدا رو گم کردیم... هر کسی به یه مذهبی رفت...(مطالعاتمون گستره بود خب)
و وقتی برگشت بدتر از دیروز.....
همش تقصیر منه...

دوست گلم میدونید چرا میگن درباره ی افرینش خدا و کهکشان ها نباید زیاد فکر کرد ؟؟؟ و باعث دیوانگی میشه ؟؟؟

به نظر بنده ( فقط نظر شخصی هست )
شما رفتید دنبال چیزی برای کنجکاوی

شما می خواستید یک ساختمون 10 طبقه بسازید و بدون اینکه بدونید شناژتون فقط 1 طبقه طاقت داره رفتید بالا
ولی اول باید شناژتون رو قوی می کردید , و چیزی شد که نباید میشد , یعنی ساختمون ریزش کرد

ولی یک چیز جالب و امیدوار کننده اینجا هست , اگر می تونید بگید

آسد مرتضي
1st July 2012, 11:14 PM
من جدا شکستم... من یاد گرفتم که خدا رو با مذهب نمیشه پیدا کرد. به تعداد انسانهای روی کره زمین راه وجود داره که به خدا برسی... ما معنی گناهو وقتی فهمیدیم که رساله خوندیم!
در ما مذهب ستیزی بوجود اومد... تعجب کردیم که چرا اینطوریه... مذاهب دیگه رو هم مطالعه کردیم. اصفهان از حیث داشتن مسیحی و ... غنیه!
به سراغشون رفتیم
هرکس دنبال بهتر نشون دادن راه خودش بود....کسی نبود که فارق از تعصب ما رو راهنمایی کنه...
اگر گروهو راه بندازم دیگه مذهبو اولویت آخرم قرار میدم. بد ضربه ای خوردیم.
باید به قلبمون مراجعه کنیم... میدونم
مذهب به ما روش زندگی میده...
ولی وقتی خدا وارد برنامه زندگیت میشه، وقتی حس میکنی درون خدا معلقی... وقتی حس میکنی قلبت به جان خون خدا رو به رگهات تلمبه میکنه... دیگه خود به خود همه چی درست میشه.
وقتی ببینی پسری که مقابلته درونش روح خدایی جریان داره دیگه با نگاه کردن تو چشماش هرگز... هرگز... گناهی وجود داره؟
چرا اسلام با ما این کارو میکنه... چراااااااااااااااا
اصن مذهب اومده که خدا رو بشه بهتر لمس کرد....همینجوری هم کامل تر شده تا رسیده به اسلام....شما که قرآن میخوندید و در موردش بحث میکردید باید متوجه میشدید که اسلام جامع و کامله و نیاز به چیز دیگه ای نداره!!!!بعد واقعا مسائل عقیدتی نیاز به متخصص داره...خدا غیر از اون چیزی که اسلام ناب محمدی میگه نیست ولا غیر!!!!اگه اشتباهی هم هست در من و شماست نه در اسلام....
مشکل اینه که هرکسی اسلام خودشو داره!!!!!

محسن آزماینده
1st July 2012, 11:16 PM
سلام

یعنی این گروه روی بچه ها اینقدر تاثیر داشته که دوری از اون باعث افسردگی شده؟؟؟؟

از نظر من گروه خوبی بوده ولی نه برای همیشه

چون اینطور گروهها برای محدوده زمانی خاصی تاثیر داره

بگذریم

شاید افسردگی دوستانتون به خاطر کنکور بوده.چون بیشتر وقت خود را برای کنکور میزاشتن و کمتر در اجتماع های قبلی حاضر میشدن.

من نمیتونم در مورد تشکیل دوباره گروه نظر بدم.چون وضعیتش مبهم هست.ولی پیشنهاد میکنم دوستانتون را دوباره دور هم جمع کنید و از با هم بودن لذت ببرید

8infinity8
1st July 2012, 11:17 PM
دوست عزیز من فکر میکنم همه دچار اشتباهات میشن و مهم نیست که مقصر کیه بلکه مهم اینه که بشه جبران کرد...اگه فکر میکنی فعالیتهایی که میکردین تاثیر مثبتی تو زندگیتون داشته چرا که نه پس ادامه بدین و میتونین از بقیه بچه های این سایت هم کمک بگیرید...
میترسم نتونم جبران کنم. میدونید.... خودمن از اولش با مسلمون شدن راهمو پیدا کردم. ولی مشکل از اونجایی شروع شد که شریعت اسلامو بیشتر مطالعه کردم. تا قبلش حجابمو رعایت میکردم تا باعث لغزیدن کسی نشم. بعد از مطالعه شریعت نیتها عوض شد: تا نری جهنم!
تا قبلش با تموم وجودم نماز میخوندم. از شوق بودن پیش خدا گریه م میگرفت. ولی شریعت اسلام میگه گریه در نماز نمازو باطل میکنه. مگر گریه ای که از سر ترس باشه!
من تا وقتی که جوری بودم که دلم میگفت مشکلی نداشتم... اما مذاهب... امان از دست همشون. مگه درون همه ما فطرت خداجو نیس؟ چرا سرکوبش کنیم؟


من با دوستمون موافقم.اگر میشه بیشتر توضیح بدید
شما هم سن و سال هستید؟؟
انقد تاثیر شما روی زندگی بقیه زیاد بوده؟!!!!! پس جریان عمیق تر از این حرفاس
شما دچار چه خطایی شدی؟؟
همسن بودیم. بله...
بدبختی همین جاس. عذاب من علتش همینه. نوع حرف زدن من جوریه که حتی اگر حرفامم اشتباه باشه مخاطبم قبول میکنه.
بله. متاسفانه خیلی تاثیر گذار حرف میزنم. .. خودم نفرت دارم از این ویژگیم

سلام

یعنی این گروه روی بچه ها اینقدر تاثیر داشته که دوری از اون باعث افسردگی شده؟؟؟؟

از نظر من گروه خوبی بوده ولی نه برای همیشه

چون اینطور گروهها برای محدوده زمانی خاصی تاثیر داره

بگذریم

شاید افسردگی دوستانتون به خاطر کنکور بوده.چون بیشتر وقت خود را برای کنکور میزاشتن و کمتر در اجتماع های قبلی حاضر میشدن.

من نمیتونم در مورد تشکیل دوباره گروه نظر بدم.چون وضعیتش مبهم هست.ولی پیشنهاد میکنم دوستانتون را دوباره دور هم جمع کنید و از با هم بودن لذت ببرید
اینطور نیس... کنکور یه بهونه اس. ما همه ممتاز بودیم. الانشم بابت قبولی شکی نداریم...
کاش فقط جدایی از گروه مسببش بود. گروه اونا رو لغزوند و بعد جداشون کرد. گروه چرا... کار من بود!

yas-90
1st July 2012, 11:18 PM
سلام دوست عزیزم هر چند توضیحات داده شده کمی مبهم بود اما من تا حدی که متوجه شدم نظرم رو میگم
اولا اینکه مطالبی که کلا درمورد خدا و خداشناسی بحث میکنه مطالب گسترده و گاهی(گاهی که نه اکثر اوقات) گیج کننده ست و حتما بهتره کسی که در این رشته تخصص بیشتری داره رو به عنوان راهنما انتخاب کنید چون ذهن آدما کامل نیست و من و یا شما به عنوان کسی که فقط تصمیم گرفتیم وارد مباحث خداشناسی بشیم هم دچار شک و شبهه زیاد میشیم و هم سوالات خیلی زیادی برامون پیش میاد تازه وقتی کسی از یک دین دیگه هم وارد میشه گاهی به جای تعامل افکار بیشتر رقابت برای تایید دین و اعتقاد پیش میاد و این موارد به هر حال به هر شکلی هم که باشه باعث سردرگمی و آشفتگی فکری میشه
من اینکه چنین تصمیمی گرفتید رو واقعا تحسین میکنم اما توصیه میکنم همیشه برای رفع آشفتگی ذهنی در یک مورد حتما به کسی که در اون زمینه آگاه هست مراجعه کنید و لااقل سوال بپرسید

اینکه هر کسی به سمت مذهبی رفت به این علته که هر کسی فکر کرد به شناختی که میخواست رسیده و اینکه برگشت ولی بدتر از دیروز به این علته که اون چیزی که فکر میکرده تصور درستی نبوده............اگر تصمیم و انتخاب قاطع بود هیچ وقت چنین برگشتی در کار نمی بود

من توصیه نمیکنم که حالا که چنین موقعیتی برای افراد گروه پیش اومده همدیگه رو رها کنید چون به این آشفتگی دامن میزنید اما برای ادامه کارتون حتما از حضور کسی که در این امور متخصص باشه و بتونه کمکتون کنه استفاده کنید............راه تردید مسیر پر از سنگلاخه تا هموار نشه نمیتونید تو اون مسیر راست راه برید و همیشه یه جاهاییش آدم میلنگه

8infinity8
1st July 2012, 11:22 PM
اصن مذهب اومده که خدا رو بشه بهتر لمس کرد....همینجوری هم کامل تر شده تا رسیده به اسلام....شما که قرآن میخوندید و در موردش بحث میکردید باید متوجه میشدید که اسلام جامع و کامله و نیاز به چیز دیگه ای نداره!!!!بعد واقعا مسائل عقیدتی نیاز به متخصص داره...خدا غیر از اون چیزی که اسلام ناب محمدی میگه نیست ولا غیر!!!!اگه اشتباهی هم هست در من و شماست نه در اسلام....
مشکل اینه که هرکسی اسلام خودشو داره!!!!!

هم من و هم شما میدونیم که مذهبی که دارن به خوردمون میدن(نه مذهب ناب محمدی) مذهبی نیس که واقعا ارائه شده

ما حدیث داریم از حضرت محمد ص که در دوران آخرالزمان مردمانی هستند که صرفا با خواندن خطی روی کاغذ مسلمان میشوند. منظر قرآنه. اگر قرآن بخونید هرگز نمیگید فقط شیعه میره بهشت... هرگز نمیگید مسیحیا نجسن. هرگز نمیگید ترس از خدا ترس از خدا!
............................ دلم پره. من از مشورت با جماعت آخوندا چه توهینایی که نشنیدم

وحید 0319
1st July 2012, 11:26 PM
سلام برشما
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالیو درماندگی
شما میتونی این گروه رو اینجا داشته باشی حتی بادوستان قبلیت به نظر من بهشون کمک کن تااونجا که میتونی بقیه اش هم دست خداست ولی سعیتو کن مرسی.

8infinity8
1st July 2012, 11:26 PM
من معجزاتو دیدم. شامل مسلمونا نیست فقط...
بحث مذهبو نکشید وسط... من نماز میخونم ولی هرگز به خودم نمیگم مسلمون. چون مسلمون یعنی کسی که تسلیمه و من.. نه نیستم.
من نماز میخونم... ولی با مسیحیا هم هستم... من هرگز به عمر و ابوبکر فحش نمیدم... هرگزم 12امامو تا حد خدایی بالا نمیبرم. دیدگاهم از اسلام کمی متفاوته... سید مرتضی عزیز... بحث مذهبو نکشیم وسط... با من فارق از مسلمان بودنتون بحث کنید. ببینید دلتون چی میگه...

آسد مرتضي
1st July 2012, 11:31 PM
هم من و هم شما میدونیم که مذهبی که دارن به خوردمون میدن(نه مذهب ناب محمدی) مذهبی نیس که واقعا ارائه شده

ما حدیث داریم از حضرت محمد ص که در دوران آخرالزمان مردمانی هستند که صرفا با خواندن خطی روی کاغذ مسلمان میشوند. منظر قرآنه. اگر قرآن بخونید هرگز نمیگید فقط شیعه میره بهشت... هرگز نمیگید مسیحیا نجسن. هرگز نمیگید ترس از خدا ترس از خدا!
............................ دلم پره. من از مشورت با جماعت آخوندا چه توهینایی که نشنیدم
خوب برا اینکه اون صحنه ها براتون تداعی نشه خیلی راحت باهاتون حرف میزنم...شما میرفتید دنبال اسلام واقعی به جای چرخیدن تو مذاهب دیگه!!!!نمیگم کارتون خطا بوده ها ولی تجربه دیگران خیلی اینجور جاها موثره
کسایی که مذهب دیگه داشتن ومسلمون شدن یا برعکسش...میدید دلایلشون چیه...این بهتر بود
کسی نگفته فقط شیعه میره بهشت!!!خدا گفته هر کسی اندازه وسعش...حالا شما وسعشو داشتی بری تحقیق کنی ببینی کدوم کامل تره باید اونو انتخاب کنی
یکی وسعشو نداره...نمیتونه بره در همون حد

yas-90
1st July 2012, 11:32 PM
هم من و هم شما میدونیم که مذهبی که دارن به خوردمون میدن(نه مذهب ناب محمدی) مذهبی نیس که واقعا ارائه شده...................اگر این رو میدونید پس چرا اجازه دادید چنین اسلامی وارد دیدگاههاتون بشه؟؟؟ شما اگه واقعا درمورد اسلام ناب محمدی مطالعه کردید و اگر تونستید اونو بشناسید پس هر اسلامی رو وارد دیدگاههاتون نکنید

ما حدیث داریم از حضرت محمد ص که در دوران آخرالزمان مردمانی هستند که صرفا با خواندن خطی روی کاغذ مسلمان میشوند. منظر قرآنه. اگر قرآن بخونید هرگز نمیگید فقط شیعه میره بهشت... هرگز نمیگید مسیحیا نجسن. هرگز نمیگید ترس از خدا ترس از خدا!........من خودم چنین چیزی رو نه شنیدم و نه قبول دارم..........خوب خودمونیم منم شیعه اگه من برم بهشت پس بهشتیا باید برن کجا؟؟
............................ دلم پره. من از مشورت با جماعت آخوندا چه توهینایی که نشنیدم.........متاسفانه همه روحانیون رو نمیشه برای راهنمایی انتخاب کرد البته غیر روحانیون هم مستثنی نیستن من نمونه افراطی این قشر رو هم خیلی دیدم..........کسی که انتخاب میکنید باید آگاه و صبور باشه.........توهین کردن به کسی که میخواد در مورد چیزی بدونه، در اسلام جایگاهی نداره

8infinity8
1st July 2012, 11:34 PM
سلام برشما
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالیو درماندگی
شما میتونی این گروه رو اینجا داشته باشی حتی بادوستان قبلیت به نظر من بهشون کمک کن تااونجا که میتونی بقیه اش هم دست خداست ولی سعیتو کن مرسی.
آخه جمع و جور کردنشون مشکله... من خودمم همین نظرو دارم... ولی منم یکیم همسن خودشون. قبول کنید خیلی تحت فشارم. امروز یه مباحثه داشتیم. هرکدومشون یه جورین. بام راه نمیان. بحث دفترو که میکشم وسط یکی میگه نه من اینجوری راحت نیستم...
پروژه های قبلیو میکشم وسط میگن نه الان زوده. در حالیکه روح اونا الان بیش از هر چیزی به همینایی که میگم احتیاج داره. بدبختی اینجاس یکی نیس خودمنو جمع کنه

وحید 0319
1st July 2012, 11:39 PM
خوب باید از شروع گروه یه چیزهایی بدونیم بعد بدونیم که چه کارهایی (حتی باجزییات)انجام دادین تا اون موقع متوجه جریان بشیم فکرکنم نظر دوستان هم همینه خواهش میکنم اگه میتونی بنویس ممنون.

hadi elec
1st July 2012, 11:40 PM
سلام

خب این بحثا رو به نظر من نمیشه بصورت مجازی خوب جلو برد و بحث خیلی خیلی راحت به حاشیه برده میشه

ولی برای اینکه نگم بی تفاوت هستم چنتا مطلب رو میگم

ببینید ما طبق باورمون زندگی میکنیم
این جمله رو همه تایید میکنن

حالا این باوری که قراره زندگیمون روش استوار بشه از کجا باید بیاد؟

ایا باید نفر کناریمون بهمون بگه؟

ایا باید بهمون دیکته بشه؟

پیغمبران وظیفشون فقط ابلاغ بوده و ضامن اجرا نبودن

یعنی چی؟
یعنی حرف رو میگفتند و بقیه با عقلشون یا قبول میکردن یا رد میکردن

و دیگه از پیغمبر رفع تکلیف میشده

وظیفه ما چیه؟

ما مطالبی که فکر میکنیم باید بگیم رو میگیم ولی تصمیم گیری در قبال این حرفا فقط و فقط به عهده شنونده هست

شما حرفی زدی و راهی رو مشخص کردی و هر کسی میتونسته که به اون راه بره یا نره
حق انتخاب داشته

پس شما نباید خودتو سرزنش کنی

پس جایگاه و وظیفه عقل ادما کجاس؟

به نظر من شما تلاشت رو برای بهبود وضعیت بکن ولی اگر درست نشد قصور رو از سمت خودت نبین

محسن آزماینده
1st July 2012, 11:42 PM
آخه جمع و جور کردنشون مشکله... من خودمم همین نظرو دارم... ولی منم یکیم همسن خودشون. قبول کنید خیلی تحت فشارم. امروز یه مباحثه داشتیم. هرکدومشون یه جورین. بام راه نمیان. بحث دفترو که میکشم وسط یکی میگه نه من اینجوری راحت نیستم...
پروژه های قبلیو میکشم وسط میگن نه الان زوده. در حالیکه روح اونا الان بیش از هر چیزی به همینایی که میگم احتیاج داره. بدبختی اینجاس یکی نیس خودمنو جمع کنه


شما نباید این انتظار را داشته باشین که جواب مثبت بدن

چند سال بود گروه را تشکیل داده بودین و بعد از چند وقت از هم جدا شدین؟؟؟

شما فقط به جدا شدن دوستانتون از هم توجه میکنید،ولی واقعیت اینه که دوستان شما از دوره نوجوانی،وارد دوره جوانی شدن و خیلی شرایط براشون تغییر کرده که میتونه روی اتفاقات اخیر تاثیر بزاره

از نظر من کسی که دنبال خدا باشد،تنهایی خیلی راحت تر به آن می رسد.

چون عقاید هر کدام از شما(با وجود اینکه یکی از راههای رسیدن به خداست) در عقیده بقییه انحراف ایجاد میکند.

از نظر من این جدایی به صلاح شماست

8infinity8
1st July 2012, 11:43 PM
خوب برا اینکه اون صحنه ها براتون تداعی نشه خیلی راحت باهاتون حرف میزنم...شما میرفتید دنبال اسلام واقعی به جای چرخیدن تو مذاهب دیگه!!!!نمیگم کارتون خطا بوده ها ولی تجربه دیگران خیلی اینجور جاها موثره
کسایی که مذهب دیگه داشتن ومسلمون شدن یا برعکسش...میدید دلایلشون چیه...این بهتر بود
کسی نگفته فقط شیعه میره بهشت!!!خدا گفته هر کسی اندازه وسعش...حالا شما وسعشو داشتی بری تحقیق کنی ببینی کدوم کامل تره باید اونو انتخاب کنی
یکی وسعشو نداره...نمیتونه بره در همون حد
ای بابا... سید مرتضی عزیز کاش همش همینجوری بود که میگقتید. من نمیگم ما تو شناخت اسلام کامل شدیم که رفتیم سراغ مذاهب دیگه. یه جورایی زده شدیم از اسلام. دلیلشم میتونه همین افراطیونی باشن که یاس عزیز بش اشاره کرد... ولی راهیه که دیگه رفتیم. پیشنهادتون واسه الان چیه؟

mamadshumakher
1st July 2012, 11:44 PM
سلام.خیلی خوشحالم میبینم که دوست داشتید با دوستاتون به خداشناسی برسید.این اتفاق برای خیلی از ما میوفته که دوست داریم در این فضای معرفت قدم بزنیم.اما واقعا راه دشوار است.همونطور که خودتون گفتید حسابی مطالعه کردید.کسی امروزه بین ایییین همه فتنه بخواد و بتونه ایمان بیاره واقعا خدارو شناخته.
اما دید من از مشکل شما:سن شما بسیار سن حساسی هست.میشه گفت گاهی تحمل شرایط اسلام برای انسان سخت میشه.
ما دقیقا نمیدونیم شما چه کردید.چه خوندید.چی فهمیدید که همتون بریدید.شاید یه تیکه از مسیر رو اشتباه رفتید.یا شایدم..... که خدا کنه اینطور نباشه.
اما میگم.وقتی که یه انسان میخواد در این راه قدم بزاره باید با برنامه باشه.و بدونه تو فاز اول تا کجا؟فاز دوم تا کجا؟اخرش کجاست؟
واضح میگم.افراد زیادی رو میبینم که بعد از ایام محرم مخصوصا ظهر عاشورا تصمیم میگیرن دیگه نماز بخونن.اونا شروع میکنن.صبح ظهر شب.صبح سر اذان ساعتشو کوک میکرد.در حالی تاحالا زودتر از 7بیدار نشده بود.این روند تا کی ادامه میتونست پیدا کنه؟کسی که نماز نمیخوند چطور میتونست از یک روز شروع کنه و همیشه نماز سر وقت بخونه؟خییلی تاب میاورد 1 هفته.بعدش زده میشد.
میخوام اینو بگم.تقوا مرحله داره.خدایی نکرده شتاب زده جلو نرفته باشید.
که در یک زمان کم هم بخواید حجاب رو کامل رعایت کنید.دیگه با نا محرم حرف نزنید.اگه کسیو دوست دارید از ترس دین و گناه تو چشش نگاه نکنید.اصلا دروغ نگید.اصلا غیبت نکنید.تمام نماز های واجب و مستحب رو بخونید.از تجملات دوری کنید.همه ی اینا رو نمیشه تو یک زمان کم بدست اورد.انجام تمام اعمال نیک با هم به جهت افزایش تقوا اول اینکه اصلا طعم و لذت واقعیش رو نمیچشید بلکه زده میشید.یا وقتی رساله رو بخونید وحشت میکنید که چطوری این همه احکام رو از حفظ باشید.افرادی مثل ایت الله بهجت.شیخ رجبعلی خیاط.و ... که تمام عمرشون رو در این راه گذاشتن پله پله پیشرفت کردن.
ولی کاش بیشتر توضیح میدادی که چی خوندی.از چی لغزیدی؟

yas-90
1st July 2012, 11:46 PM
میترسم نتونم جبران کنم. میدونید.... خودمن از اولش با مسلمون شدن راهمو پیدا کردم. ولی مشکل از اونجایی شروع شد که شریعت اسلامو بیشتر مطالعه کردم. تا قبلش حجابمو رعایت میکردم تا باعث لغزیدن کسی نشم. بعد از مطالعه شریعت نیتها عوض شد: تا نری جهنم!..............اینجا دیدگاهتون عوض شد و الا خدا همون خداست بهشت و جهنم هم همون ........منظور از آتش جهنم منظور آتش ناآگاهی ماست که در اون روز به خاطر از دست دادن فرصت هامون در این دنیا و وابستگی به اینجا و دور بودن از خدای رحمان الرحیم آنجا در عذاب حسرت خواهیم بود ...

تا قبلش با تموم وجودم نماز میخوندم. از شوق بودن پیش خدا گریه م میگرفت. ولی شریعت اسلام میگه گریه در نماز نمازو باطل میکنه. مگر گریه ای که از سر ترس باشه!.............باطل شدن نماز به خاطر گریه کردن هم شرایط داره و به این راحتی کسی نمیگه نماز باطله

من تا وقتی که جوری بودم که دلم میگفت مشکلی نداشتم... اما مذاهب... امان از دست همشون. مگه درون همه ما فطرت خداجو نیس؟ چرا سرکوبش کنیم؟..............مذهب هم برای پاسخ به همین فطرت خداجو هست

8infinity8
1st July 2012, 11:49 PM
سلام


خب این بحثا رو به نظر من نمیشه بصورت مجازی خوب جلو برد و بحث خیلی خیلی راحت به حاشیه برده میشه

ولی برای اینکه نگم بی تفاوت هستم چنتا مطلب رو میگم

ببینید ما طبق باورمون زندگی میکنیم
این جمله رو همه تایید میکنن

حالا این باوری که قراره زندگیمون روش استوار بشه از کجا باید بیاد؟

ایا باید نفر کناریمون بهمون بگه؟

ایا باید بهمون دیکته بشه؟

پیغمبران وظیفشون فقط ابلاغ بوده و ضامن اجرا نبودن

یعنی چی؟
یعنی حرف رو میگفتند و بقیه با عقلشون یا قبول میکردن یا رد میکردن

و دیگه از پیغمبر رفع تکلیف میشده

وظیفه ما چیه؟

ما مطالبی که فکر میکنیم باید بگیم رو میگیم ولی تصمیم گیری در قبال این حرفا فقط و فقط به عهده شنونده هست

شما حرفی زدی و راهی رو مشخص کردی و هر کسی میتونسته که به اون راه بره یا نره
حق انتخاب داشته

پس شما نباید خودتو سرزنش کنی

پس جایگاه و وظیفه عقل ادما کجاس؟

به نظر من شما تلاشت رو برای بهبود وضعیت بکن ولی اگر درست نشد قصور رو از سمت خودت نبین
خب
نظرشما تا حدودی آرامش بخشه. ولی قبول کنید هر اشتباهی که اونا مرتکب شن تا حدودی مربوط به منم هست...



شما نباید این انتظار را داشته باشین که جواب مثبت بدن

چند سال بود گروه را تشکیل داده بودین و بعد از چند وقت از هم جدا شدین؟؟؟

شما فقط به جدا شدن دوستانتون از هم توجه میکنید،ولی واقعیت اینه که دوستان شما از دوره نوجوانی،وارد دوره جوانی شدن و خیلی شرایط براشون تغییر کرده که میتونه روی اتفاقات اخیر تاثیر بزاره

از نظر من کسی که دنبال خدا باشد،تنهایی خیلی راحت تر به آن می رسد.

چون عقاید هر کدام از شما(با وجود اینکه یکی از راههای رسیدن به خداست) در عقیده بقییه انحراف ایجاد میکند.

از نظر من این جدایی به صلاح شماست

حرفتون درسته... ولی ما کسیو داریم که نمیتونه مستقل فکر کنه... میبایست کمکش میکردیم. از طرفی مشورت خصوصا تو مطالعه قرآن و طرح دیدگاههای مختلفشون درمورد هر آیه (بدون مطالعه تفسیرش و معنیش... چون هرکسی تو زبان عربی یه توشه ای داشت) خیلی شیرینه. به ما دیدگاه متعادلی میده.
سال دوم و سوم گروهو داشتیم
چهارم جدا شدیم... الانم که تابستون بعد از کنکوره ...

محسن آزماینده
1st July 2012, 11:54 PM
از نظر من نمیتونید این گروه را داشته باشید و یا در بهترین حالت نمیتونید گروه را مثل قبل داشته باشید.

شما خودتون شرایط خود و دوستانتون را بهتر از ما میدونید.

با توجه با شرایطتون،تصمیم مناسبی برای خودتون بگیرید.

8infinity8
1st July 2012, 11:56 PM
سلام.خیلی خوشحالم میبینم که دوست داشتید با دوستاتون به خداشناسی برسید.این اتفاق برای خیلی از ما میوفته که دوست داریم در این فضای معرفت قدم بزنیم.اما واقعا راه دشوار است.همونطور که خودتون گفتید حسابی مطالعه کردید.کسی امروزه بین ایییین همه فتنه بخواد و بتونه ایمان بیاره واقعا خدارو شناخته.

اما دید من از مشکل شما:سن شما بسیار سن حساسی هست.میشه گفت گاهی تحمل شرایط اسلام برای انسان سخت میشه.
ما دقیقا نمیدونیم شما چه کردید.چه خوندید.چی فهمیدید که همتون بریدید.شاید یه تیکه از مسیر رو اشتباه رفتید.یا شایدم..... که خدا کنه اینطور نباشه.
اما میگم.وقتی که یه انسان میخواد در این راه قدم بزاره باید با برنامه باشه.و بدونه تو فاز اول تا کجا؟فاز دوم تا کجا؟اخرش کجاست؟
واضح میگم.افراد زیادی رو میبینم که بعد از ایام محرم مخصوصا ظهر عاشورا تصمیم میگیرن دیگه نماز بخونن.اونا شروع میکنن.صبح ظهر شب.صبح سر اذان ساعتشو کوک میکرد.در حالی تاحالا زودتر از 7بیدار نشده بود.این روند تا کی ادامه میتونست پیدا کنه؟کسی که نماز نمیخوند چطور میتونست از یک روز شروع کنه و همیشه نماز سر وقت بخونه؟خییلی تاب میاورد 1 هفته.بعدش زده میشد.
میخوام اینو بگم.تقوا مرحله داره.خدایی نکرده شتاب زده جلو نرفته باشید.
که در یک زمان کم هم بخواید حجاب رو کامل رعایت کنید.دیگه با نا محرم حرف نزنید.اگه کسیو دوست دارید از ترس دین و گناه تو چشش نگاه نکنید.اصلا دروغ نگید.اصلا غیبت نکنید.تمام نماز های واجب و مستحب رو بخونید.از تجملات دوری کنید.همه ی اینا رو نمیشه تو یک زمان کم بدست اورد.انجام تمام اعمال نیک با هم به جهت افزایش تقوا اول اینکه اصلا طعم و لذت واقعیش رو نمیچشید بلکه زده میشید.یا وقتی رساله رو بخونید وحشت میکنید که چطوری این همه احکام رو از حفظ باشید.افرادی مثل ایت الله بهجت.شیخ رجبعلی خیاط.و ... که تمام عمرشون رو در این راه گذاشتن پله پله پیشرفت کردن.
ولی کاش بیشتر توضیح میدادی که چی خوندی.از چی لغزیدی؟

از خدا... من تموم امسالو لامذهب بودم. به همه باورام پشت کردم. آب شدن دوستامو دیدم ولی اقدامی نکردم...
مقصر منم! عجب جهنمی شده اوهامم...
حرفاتونو کامل قبول دارم
از طرفی قبول هم دارم که اگه کارو بسپاری به دلت و اون معصومیتی که در این سن همه ما داریم مراحل خودبه خود پیش میرن.
خودمن وقتی عاشق خدا شدم و بعد از اون حضورشو همه جا حس میکردم وقتی مراحل عرفانو مطالعه کردم متوجه شدم تا حدودی بعضی پله ها رو بطور فطری طی کردم... این فطرتو همه ما داریم. ولی سرکوبش میکنیم. با مذهب! در حالیکه مذهب ناظری بر فطرت ما و اعمال ماست. یه جورایی بما نمره میده... اشتباه اینه که فطرتتو نادیده بگیری و در چارچوب یک سری قوانین سرد و بیروح به نیازهای فطرتت جواب بدی

yas-90
1st July 2012, 11:58 PM
ببینید دوست عزیز جمع کردن افرادی که یه جورایی یه چیزایی رو گم کردن سخته و شما هم در حد خودتون تلاش کنید ........ اصلا از یه راه دیگه وارد شید.......مسلما راه حل های گذشته رو قبول نمیکنن چون با همون راه حل ها الان به اینجا رسیدن یه راه تازه ........اجبار نه بذارید با لذت به یه راه جدید وارد شن .........دوباره شروع کنید اما این بار نه برای اینکه چیز جدیدی کشف کنید فقط برای اینکه اون جایی که لغزش داشتید و شما رو از هم جدا کرد دوباره یکی شه مطمئن باش در همین راه به چیزای جدیدی هم میرسید........اما این بار حتما از حضور یه فرد آگاه استفاده کنید.شما در سنی هستید که حتی گاهی برداشتهاتون از متونی که میخونید میتونه احساسی باشه و بهتره اول در مورد یکسری موارد قانع شید بعد تصمیم بگیرید....
اینکه شما چطور در مورد مطالبی که میخونید نتیجه گیری میکنید نمیدونم اما افرد گاهی قبل از قانع شدن کامل درمورد چیزی و فقط به صرف پذیرش لحظه ای اون تصمیم میگیرن و باورهاشونو شکل میدن گاهی بعد ها که درموردش فکر میکنن اونموقع در جواب سوالای ذهنی خودشون میمونن و این باعث تردید و سردرگمی میشه و این سوال براشون پیش میاد : اینکه من قبولش کردم بالاخره درسته یا غلط

8infinity8
2nd July 2012, 12:03 AM
ببینید دوست عزیز جمع کردن افرادی که یه جورایی یه چیزایی رو گم کردن سخته و شما هم در حد خودتون تلاش کنید ........ اصلا از یه راه دیگه وارد شید.......مسلما راه حل های گذشته رو قبول نمیکنن چون با همون راه حل ها الان به اینجا رسیدن یه راه تازه ........اجبار نه بذارید با لذت به یه راه جدید وارد شن .........دوباره شروع کنید اما این بار نه برای اینکه چیز جدیدی کشف کنید فقط برای اینکه اون جایی که لغزش داشتید و شما رو از هم جدا کرد دوباره یکی شه مطمئن باش در همین راه به چیزای جدیدی هم میرسید........اما این بار حتما از حضور یه فرد آگاه استفاده کنید.شما در سنی هستید که حتی گاهی برداشتهاتون از متونی که میخونید میتونه احساسی باشه و بهتره اول در مورد یکسری موارد قانع شید بعد تصمیم بگیرید....
اینکه شما چطور در مورد مطالبی که میخونید نتیجه گیری میکنید نمیدونم اما افرد گاهی قبل از قانع شدن کامل درمورد چیزی و فقط به صرف پذیرش لحظه ای اون تصمیم میگیرن و باورهاشونو شکل میدن گاهی بعد ها که درموردش فکر میکنن اونموقع در جواب سوالای ذهنی خودشون میمونن و این باعث تردید و سردرگمی میشه و این سوال براشون پیش میاد : اینکه من قبولش کردم بالاخره درسته یا غلط
خوشحالم. به نظرم دیدگاه شما یه دیدگاه عاری از تعصبه.
این فرد آگاه کی باید باشه؟ چطور کسیو پیدا کنیم که هیچ تعصبی نداشته باشه... کاش پیشنهاد دیگه ای بدین... قبول کنید کار مشکلیه

8infinity8
2nd July 2012, 12:05 AM
از نظر من نمیتونید این گروه را داشته باشید و یا در بهترین حالت نمیتونید گروه را مثل قبل داشته باشید.

شما خودتون شرایط خود و دوستانتون را بهتر از ما میدونید.

با توجه با شرایطتون،تصمیم مناسبی برای خودتون بگیرید.
مطمئن باشد اگر خودم به تنهایی به نتیجه ای میرسیدم هرگز وقتتونو نمیگرفتم.
نمیتونم رهاشون کنم. گروه باید باشه. میشه برای تشکیل جدید گروه و اینکه چه اقدامات تازه ای رو بگنجونه در برنامه هاش پیشنهاداتی ارائه بدین؟
تا حدودی مثل یاس عزیز...

8infinity8
2nd July 2012, 12:11 AM
خوب باید از شروع گروه یه چیزهایی بدونیم بعد بدونیم که چه کارهایی (حتی باجزییات)انجام دادین تا اون موقع متوجه جریان بشیم فکرکنم نظر دوستان هم همینه خواهش میکنم اگه میتونی بنویس ممنون.
شروعش با عاشق شدن من مصادف بود. من تو شب قدر سه سال پیش خدا رو پیدا کردم. بعد از اون پای بقیه ام کم کم وا شد.
دوستی گفته بودن که نمیشه تغییراتو ناگهانی ایجاد کرد. من کاملا موافقم. ولی اتفاقی که شب قدر اون سال برام افتاد باعث شد منی که نه کاری به خدا داشتم نه نماز و نه اصول مذهبی و فقط سر رودربایستی رفتم مسجد و مجلس شب قدر از فرداش همه نمازامو اول وقت بخونم. این روند تا2 سال ادامه داشت. تا وقتی که لغزیدم.
شب قدر امسال درست با تولدم مصادفه. یه جورایی تولد روحانیو جسمانیم مصادف شدن. این برام خیلی مهمه. یه دوست دیگه مم همینطور شده. اینا واسه ما کلی مفهوم داره . دلم روشنه که همه چی درست میشه. فقط اگر راه حلی به ذهنتون میرسه دریغ نکنید

mamadshumakher
2nd July 2012, 12:15 AM
ببینید پس همه چی با فطرتتون شروع نشد.اگه فطرت به تنهایی میتونست شما رو هدایت کنه باید قبل از شب قدر شما با خدا بودی.اما شما تحت تاثیر اون شب عزیز چنان تغییری کردی که فکرشم نمیکردی.پس فطرت نبود.باید بگردی ببینی اون چی بود؟اون چی بود که بعد از دوسال اینقدر بهش شاخ و برگ دادید که اصلشو گم کردی؟

yas-90
2nd July 2012, 12:15 AM
خوشحالم. به نظرم دیدگاه شما یه دیدگاه عاری از تعصبه.
این فرد آگاه کی باید باشه؟ چطور کسیو پیدا کنیم که هیچ تعصبی نداشته باشه... کاش پیشنهاد دیگه ای بدین... قبول کنید کار مشکلیه

این فرد آگاه میتونه به جای یه نفر چند نفر(افرادی که بتونید ازشون کمک بگیرید و درمورد مسائلی که سوال دارید با صبوری جواب بدن چنین افرادی کم نیستن باشه نیاز نیست حتما یه روحانی باشه اما حتما باید حداقل در اون حدود به مسائل دین باشه (منظورم واجبات و محرمات نیست که مسلما شخص آگاه چنین چیزی رو میدونه)............نمیتونم قول بدم اما اگه بتونم کسی رو پیدا میکنم تا بهتون معرفی کنم(تو همین اصفهان)
اگر واقعا هم نگران دوستات هستی دیگه از راه قبل برای دور هم جمع شدنشون استفاده نکن چون خودت شناخت بهتری ازشون داری یه جورایی قلقشون هم دستته از راهش وارد شو.............گاهی اولش نیاز نیست بدونن برا چی دارن دور هم جمع میشن برای ادامه اول باید صمیمیت دوباره ایجاد شه(البته انتظار صمیمیت گذشته رو با شرایط پیش اومده نباید داشته باشی)
ولی یه چیزی رو بدون هیچ وقت خودت رو مقصر ندون هر انسانی تو برهه ای از زندگیش با یه سری مسائل روبرو میشه که میتونه اونو متحول کنه....اون فرد با انتخاب خودش متحول شده........دوستات با تفکر خودشون چنین چیزی رو پذیرفتن و تو نمیتونی همه چیز رو انطوری که خودت میخوای تغییر بدی.........ولی تلاشت رو هم ادامه بده تا حدی که میتونی

8infinity8
2nd July 2012, 12:21 AM
ببینید پس همه چی با فطرتتون شروع نشد.اگه فطرت به تنهایی میتونست شما رو هدایت کنه باید قبل از شب قدر شما با خدا بودی.اما شما تحت تاثیر اون شب عزیز چنان تغییری کردی که فکرشم نمیکردی.پس فطرت نبود.باید بگردی ببینی اون چی بود؟اون چی بود که بعد از دوسال اینقدر بهش شاخ و برگ دادید که اصلشو گم کردی؟
حرفتون یه تلنگره... درسته
اون اتفاق شب قدر افتاد. ولی من اون موقع هنوز اسلامو دقیق مطالعه نکرده بودم.
من نماز خون شدم. خودبه خود اخلاص و ایمانم تقویت شد.... بدون اینکه چیزی بخونم. بعدها که مطالعه کردم فهمیدم به فرض اسم این حالت اخلاصه...
معصومیت واقعا چیز ارزشمندیه. اگر حفظش کنیم همیشه راهنماییمون میکنه. این همون فطرته...

8infinity8
2nd July 2012, 12:25 AM
این فرد آگاه میتونه به جای یه نفر چند نفر(افرادی که بتونید ازشون کمک بگیرید و درمورد مسائلی که سوال دارید با صبوری جواب بدن چنین افرادی کم نیستن باشه نیاز نیست حتما یه روحانی باشه اما حتما باید حداقل در اون حدود به مسائل دین باشه (منظورم واجبات و محرمات نیست که مسلما شخص آگاه چنین چیزی رو میدونه)............نمیتونم قول بدم اما اگه بتونم کسی رو پیدا میکنم تا بهتون معرفی کنم(تو همین اصفهان)
اگر واقعا هم نگران دوستات هستی دیگه از راه قبل برای دور هم جمع شدنشون استفاده نکن چون خودت شناخت بهتری ازشون داری یه جورایی قلقشون هم دستته از راهش وارد شو.............گاهی اولش نیاز نیست بدونن برا چی دارن دور هم جمع میشن برای ادامه اول باید صمیمیت دوباره ایجاد شه(البته انتظار صمیمیت گذشته رو با شرایط پیش اومده نباید داشته باشی)
ولی یه چیزی رو بدون هیچ وقت خودت رو مقصر ندون هر انسانی تو برهه ای از زندگیش با یه سری مسائل روبرو میشه که میتونه اونو متحول کنه....اون فرد با انتخاب خودش متحول شده........دوستات با تفکر خودشون چنین چیزی رو پذیرفتن و تو نمیتونی همه چیز رو انطوری که خودت میخوای تغییر بدی.........ولی تلاشت رو هم ادامه بده تا حدی که میتونی
از اینکه منو به شروع دوباره تشویق میکنید متشکرم. من تا حد زیادی حس دلگرمی پیدا کردم.
درمورد راهنماهم بااینکه میدونم زحمته اما منتظر جوابتون کماکان هستم.
نظرتون درمورد بازتاب فعالیتای گروه در محیط سایت و مطرح کردن دیدگاه بچه ها چیه؟ شاید همین طرح دیدگاه و مشورت بعدش به اصلاحمون کمک زیادی بکنه

mamadshumakher
2nd July 2012, 12:29 AM
من فکر کنم فهمیدم چی شد.ببینید همونطور که گقتم تقوا مرحله داره باید اینجوری بگم.شما یه پله ترقی میکنی و یه مدتی در اون حالت میمونی وقتی خوب باهاش اخت شدی احساس میکنی باید یه پله بری بالاتر.احساس میکنی میتونی بری.احساس میکنی اینجا کفایت نمیکنه.
من فکر میکنم شما یه چندتا پله رو اشتباه رفتی.یا زود رفتی.یا سراغ چیزهایی رفتی که گنجایشش رو نداشتی.به خاطر نبود یک راهنما.و این دید اشتباهتون باعث شد که فکر کنید کاش با همون فطرتت جلو میومدی.فکر میکنی درون خودتو خراب کردی.

yas-90
2nd July 2012, 12:33 AM
از اینکه منو به شروع دوباره تشویق میکنید متشکرم. من تا حد زیادی حس دلگرمی پیدا کردم.
درمورد راهنماهم بااینکه میدونم زحمته اما منتظر جوابتون کماکان هستم.
نظرتون درمورد بازتاب فعالیتای گروه در محیط سایت و مطرح کردن دیدگاه بچه ها چیه؟ شاید همین طرح دیدگاه و مشورت بعدش به اصلاحمون کمک زیادی بکنه

خودتون بهتر میدونید که چنین حسی رو میخواستید نه ناامید شدن پس من هم به چیزی که خودتون میخواستید دامن زدم.البته خواستم راهنمایی هم کرده باشم اما چون در مورد شرایط بوجود اومده و افراد گروه چیزی نمیدونستم فقط در همین حد میتونستم کمک کنم.....یه چیزایی رو خودتون باید انتخاب کنید
من مخالف نیستم اما فکر کنم بد نیست از مدیر بخش مربوطه اجازه بگیرید

وحید 0319
2nd July 2012, 12:34 AM
ببین عزیز چندتامطلب دوستانه :
درمورد دوستان وگروهت که میشه گفت که هرکدوم دنبال چیزی بودین که شاید کمی از مسیر آن چه که دنبالش بودین منحرف شدین چون بحث خداشناسی رو اصلا نمیشه حتی بهش فکرکرد.
درمورداسلام هم که پرسیدن تمام این دین ها وپیغمبرانی که میبینی اومدن فقطوفقط برای هدایت اومدن چه بسا در این راه صدماتی که ندیدن ولی خدا رو داشتن وباورش کردن چون معجزات رودیدن وبرای ما فرستادن که بهانه ای نداشته باشیم از اینکه بگیم نمی دونستیم ندیدیم
اما اگه میخوای یه دین وشریعت رو انتخاب کنی اخرین دین خدا که کامل ترین دین بین ادیان هست رو که همون اسلام عزیز باشه که مانند پوستین وارونه فعلا تنش کردیم رو قبول کن چون من در همین راه تونستم دوستان زیادی رو با اسلام آشنا کنم حتی بعضیهاشون مسیحی وبهایی وسنی بودن چون این دین رو به معنای واقعی دیدم هم معجزاتش هم پیغمبرش هم امامانش که هنوز هم ما بی امام نیستیم خواهش می کنم توجه کن اگه سوالی داری پیش یک اسلام شناس برو تا حقایق آنچه که میخوای بدونی رو برات بازگوکنه مرسی

8infinity8
2nd July 2012, 12:35 AM
من فکر کنم فهمیدم چی شد.ببینید همونطور که گقتم تقوا مرحله داره باید اینجوری بگم.شما یه پله ترقی میکنی و یه مدتی در اون حالت میمونی وقتی خوب باهاش اخت شدی احساس میکنی باید یه پله بری بالاتر.احساس میکنی میتونی بری.احساس میکنی اینجا کفایت نمیکنه.
من فکر میکنم شما یه چندتا پله رو اشتباه رفتی.یا زود رفتی.یا سراغ چیزهایی رفتی که گنجایشش رو نداشتی.به خاطر نبود یک راهنما.و این دید اشتباهتون باعث شد که فکر کنید کاش با همون فطرتت جلو میومدی.فکر میکنی درون خودتو خراب کردی.
خب منظورمم همین بود دیگه... چه خوب متوجه شدین...
ببینید. منم دلم میخواد راهنما داشته باشیم
منم از خدامه
ولی نیس... به نظرم همه متعصبن. شما خودت دیدگاه بعضیا رو تو همین تاپیک بخون... واقعا کسی که بتونه نظرش عاری از هر تعصبی باشه کمه...

8infinity8
2nd July 2012, 12:39 AM
خودتون بهتر میدونید که چنین حسی رو میخواستید نه ناامید شدن پس من هم به چیزی که خودتون میخواستید دامن زدم.البته خواستم راهنمایی هم کرده باشم اما چون در مورد شرایط بوجود اومده و افراد گروه چیزی نمیدونستم فقط در همین حد میتونستم کمک کنم.....یه چیزایی رو خودتون باید انتخاب کنید

من مخالف نیستم اما فکر کنم بد نیست از مدیر بخش مربوطه اجازه بگیرید
درسته. من ذاتا خودمو برای منحل کردن گروه آماده نکردم. طبیعیه جلب نظراتی بشم که با ذات من سازگارتر باشه
ولی حالا به دور از همه این حرفا و دامن زدنها صادقانه بگید. منحلش کنم؟ میتونم که منحلش کنم؟

ببین عزیز چندتامطلب دوستانه :
درمورد دوستان وگروهت که میشه گفت که هرکدوم دنبال چیزی بودین که شاید کمی از مسیر آن چه که دنبالش بودین منحرف شدین چون بحث خداشناسی رو اصلا نمیشه حتی بهش فکرکرد.
درمورداسلام هم که پرسیدن تمام این دین ها وپیغمبرانی که میبینی اومدن فقطوفقط برای هدایت اومدن چه بسا در این راه صدماتی که ندیدن ولی خدا رو داشتن وباورش کردن چون معجزات رودیدن وبرای ما فرستادن که بهانه ای نداشته باشیم از اینکه بگیم نمی دونستیم ندیدیم
اما اگه میخوای یه دین وشریعت رو انتخاب کنی اخرین دین خدا که کامل ترین دین بین ادیان هست رو که همون اسلام عزیز باشه که مانند پوستین وارونه فعلا تنش کردیم رو قبول کن چون من در همین راه تونستم دوستان زیادی رو با اسلام آشنا کنم حتی بعضیهاشون مسیحی وبهایی وسنی بودن چون این دین رو به معنای واقعی دیدم هم معجزاتش هم پیغمبرش هم امامانش که هنوز هم ما بی امام نیستیم خواهش می کنم توجه کن اگه سوالی داری پیش یک اسلام شناس برو تا حقایق آنچه که میخوای بدونی رو برات بازگوکنه مرسی
اسلام شناسی سراغ دارین به منم معرفی کنید. من همش چوب تردیدمو میخورم. اینقد تو این مسیر گول این و اونو خوردم که دیگه به چشمامم اعتماد ندارم
بعد هی بگید چرا زده شدی... از چی زده شدی...

farzadsw
2nd July 2012, 12:41 AM
اگه زبان انگلیسیتون خوبه ، یه ویدئو 2 ساعته هست از سخنرانی (و پرسش و پاسخ) در مورد اسلام در یکی از دانشگاه های استرالیا . 100 % مرتبط با شرایط شما نیست ولی دیدنش هم خالی از لطف نیست .
اسم ویدئو اینه : What do you really know about Islam . این ویدئو رو تو تورنت می تونید پیدا و دانلود کنید .
اگر به هر دلیلی نمی تونید ویدئو رو ببنید ، باید بگم خلاصه کلامش اینه که اسلام رو از روی منابعش بشناسید نه از روی مسلمانان !

میترسم نتونم جبران کنم. میدونید.... خودمن از اولش با مسلمون شدن راهمو پیدا کردم. ولی مشکل از اونجایی شروع شد که شریعت اسلامو بیشتر مطالعه کردم. تا قبلش حجابمو رعایت میکردم تا باعث لغزیدن کسی نشم. بعد از مطالعه شریعت نیتها عوض شد: تا نری جهنم!
تا قبلش با تموم وجودم نماز میخوندم. از شوق بودن پیش خدا گریه م میگرفت. ولی شریعت اسلام میگه گریه در نماز نمازو باطل میکنه. مگر گریه ای که از سر ترس باشه!
من تا وقتی که جوری بودم که دلم میگفت مشکلی نداشتم... اما مذاهب... امان از دست همشون. مگه درون همه ما فطرت خداجو نیس؟ چرا سرکوبش کنیم؟
این جمله شاید یکم کلیشه شده باشه ولی در هرصورت ، نیت کارهایی که انجام میدید باید برای رضای خدا باشه . شما خدا رو دوست دارید ، درسته ؟ خدا از شما انتظار داره که حجاب رو رعایت کنید ، اگر شما حجاب رو رعایت کنید باعث در واقع باعث رضای خدا شدید ولی اگر این کار رو نکنید در واقع به نوعی بی احترامی کردید . هر چقدر علاقه انسان بیشتر باشه مسلما بی احترامی هم کمتر میکنه . جهنم و بهشت رفتن هم نتیجه این اعمال هست نه سببشون ! جهنم یعنی اینکه وقتی بعد از مرگ حقیقت برات روشن میشه از روی شرم تا ابد عذاب می کشی و بهشت هم برعکس همین هست . احساسات انسان در اون زمان خیلی شدید تر از این دنیا خواهد بود و به همین دلیل برای ملموس شدن میزان درد و رنجش میگن گه آتش جهنم انسان رو می سوزونه .
همیشه برای جلب انسان به انجام کاری دو روش کلی هست ، تنبیه و تشویق . روی بعضی از انسانها تشویق بیشتر اثر داره و روی بعضی ها تنبیه . ترساندن و خط و نشون کشیدن در حقیقت یاد آوری از تنبیهی هست که قراره اجرا بشه و بشارت دادن هم یاد آوری پاداش هست . شما اگر از جنبه تنبیهش خوشتون نمیاد (که قطعا وجود خواهد داشت) از جنبه تشویق بهش نگاه کنید . اگر هم مثل عرفا عاشق خدا باشید ، نه به پاداشش فکر می کنید و نه به تنبیهش ، رضایت خدا از همه بیشتر ارزش خواهد داشت .
فرض کنید کسی که خیلی بهش علاقه دارید ازتون بخواد برید هر روز به یک درخت آب بدید ، آیا این کار رو برای رضای اون شخص انجام نمی دید ؟ اگر به درخت آب ندید به اون شخص بی احترامی نکردید ؟ حالا فرض کنید بعدا این درخت یه میوه خیلی مهم (برای شما) هم براتون تولید می کنه . اگر به این درخت آب بدید ، هم رضایت اون شخص رو فراهم کردید و هم از میوه درخت استفاده میکنید ولی اگر اینکار رو نکنید علاوه بر بی احترامی ، میوه ای هم در کار نخواهد بود .
در مورد گریه در نماز ، گریه ای باعث باطل شدن نماز میشه که به خاطر مسایل دنیوی باشه ! مثلا به خاطر مشکلات اقتصادی و غیره . گریه ای که به خاطر یاد خود خدا باشه ( چه از روی ترس ، چه از روی علاقه) هیچ مشکلی نداره و بلکه توصیه هم شده .

من معجزاتو دیدم. شامل مسلمونا نیست فقط...
بحث مذهبو نکشید وسط... من نماز میخونم ولی هرگز به خودم نمیگم مسلمون. چون مسلمون یعنی کسی که تسلیمه و من.. نه نیستم.
من نماز میخونم... ولی با مسیحیا هم هستم... من هرگز به عمر و ابوبکر فحش نمیدم... هرگزم 12امامو تا حد خدایی بالا نمیبرم. دیدگاهم از اسلام کمی متفاوته... سید مرتضی عزیز... بحث مذهبو نکشیم وسط... با من فارق از مسلمان بودنتون بحث کنید. ببینید دلتون چی میگه...
مسلمون کسی هست که تسلیمه ، درست ، ولی تسلیم کی ؟ تسلیم خدا بودن ننگ هست ؟ یک مثال می زنم ، اگر کسی عاشق یه نفر دیگه باشه ، معشوقش هر چیزی ازش بخواد بدون چون و چرا براش انجام میده . در این حالت میگن طرف تسلیم خواسته های اون شده . در اسلام هم حرف همینه که مسلمون تسلیم فرمانهای خدا میشه . مسلما اکثر مردم اونقدر از خدا شناخت ندارند که به خاطر حب و دوستی ازش پیروی کنند ، به همین خاطر بحث یادآوری عقوبت و جهنم و غیره پیش میاد .

در آخر بازم میگم که برای شناخت اسلام باید به منابعش رحوع کرد نه به رفتار و صحبتهای مسلمونها . در ضمن از نظر من روی احادیث هم زیاد نمیشه حساب کرد مگر اینکه کاملا معتبر باشند . بنده شخصا هر حدیثی رو که میشنوم (از دهن هر کسی ) فرضم بر این هست که این حدیث جعلی هست ، مگر اینکه خلافش ثابت بشه !

yas-90
2nd July 2012, 12:49 AM
درسته. من ذاتا خودمو برای منحل کردن گروه آماده نکردم. طبیعیه جلب نظراتی بشم که با ذات من سازگارتر باشه
ولی حالا به دور از همه این حرفا و دامن زدنها صادقانه بگید. منحلش کنم؟ میتونم که منحلش کنم؟


من قبلا گفتم حالا که این آشفتگی پیش اومده اگه بتونید به دوستانتون کمک کنید و یه جورایی ثبات رو در خودتون ایجاد کنید شرایطتون حتما بهبود پیدا میکنه.....نه من مخالف تشکیل مجدد گروه نیستم چون خودم هم در این شرایط احتمالا برای چنین کاری اقدام میکردم

Admin
2nd July 2012, 12:55 AM
من جدا شکستم... من یاد گرفتم که خدا رو با مذهب نمیشه پیدا کرد. به تعداد انسانهای روی کره زمین راه وجود داره که به خدا برسی... ما معنی گناهو وقتی فهمیدیم که رساله خوندیم!
در ما مذهب ستیزی بوجود اومد... تعجب کردیم که چرا اینطوریه... مذاهب دیگه رو هم مطالعه کردیم. اصفهان از حیث داشتن مسیحی و ... غنیه!
به سراغشون رفتیم
هرکس دنبال بهتر نشون دادن راه خودش بود....کسی نبود که فارق از تعصب ما رو راهنمایی کنه...
اگر گروهو راه بندازم دیگه مذهبو اولویت آخرم قرار میدم. بد ضربه ای خوردیم.
باید به قلبمون مراجعه کنیم... میدونم
مذهب به ما روش زندگی میده...
ولی وقتی خدا وارد برنامه زندگیت میشه، وقتی حس میکنی درون خدا معلقی... وقتی حس میکنی قلبت به جان خون خدا رو به رگهات تلمبه میکنه... دیگه خود به خود همه چی درست میشه.
وقتی ببینی پسری که مقابلته درونش روح خدایی جریان داره دیگه با نگاه کردن تو چشماش هرگز... هرگز... گناهی وجود داره؟
چرا اسلام با ما این کارو میکنه... چراااااااااااااااا

سلام
دوست عزیز در دنیایی که ما انسان ها در اون خلق شدیم همه چی حالت تعادل داره.

مثلا زیاد بخوری چاق میشی ، کم بخوری لاغر میشی.

زیاد بخوابی کسل میشی کم بخوابی بد خواب میشی و امثال این نمونه ها در درون خودمون.

و در بیرون از خودمون هم مثلا به گیاه زیاد آب بدی خشک میشه و کم آب بدی هم خشک میشه ...

پس اگه دقت کنی در تمامی زندگی و اطراف اگر حد تعادل رعایت نشه باعث تباهی و نابودیه و این نابودی حد و مرزی نداره.

حالا وارد بحث دین بشیم ...

دین هم حالت تعادل داره.

ایمان داشتن ------------------------------------- بی ایمانی

حد تعادل ایمان به خدا و اسلام مثل همین حد تعادله.

وقتی شما حد تعادل رو بشکنی ( یا به قول خود غرق در خدا بشی ) و یا بر عکس غرق در گناه بشی سر انجام کارت نابودیه.

برای همین هم در اسلام هم افرادی که ریاضت رو تبلیغ می کنن و کسانی که بی دینی رو تبلیغ می کنن محکوم به شکست هستن و این شکست در همین روحیات دین ستیزی در افرادی که این حد تعادل رو رعایت نکنن بروز می کنه.

بهترین جوابی که می تونم بهتون بدم اینه که از پایه بنای گروه بر مبنای تعادل نبوده برای همین هم همگی دچار افسردگی و در برخی موارد ممکنه دچار انحراف شده باشین.

یعنی درکی که از دین در این گروه طبق مطالعات خودتون کردین با دین واقعی زمین تا آسمون تفاوت داره ...

موفق باشید

8infinity8
2nd July 2012, 12:56 AM
اگه زبان انگلیسیتون خوبه ، یه ویدئو 2 ساعته هست از سخنرانی (و پرسش و پاسخ) در مورد اسلام در یکی از دانشگاه های استرالیا . 100 % مرتبط با شرایط شما نیست ولی دیدنش هم خالی از لطف نیست .
اسم ویدئو اینه : What do you really know about Islam . این ویدئو رو تو تورنت می تونید پیدا و دانلود کنید .
اگر به هر دلیلی نمی تونید ویدئو رو ببنید ، باید بگم خلاصه کلامش اینه که اسلام رو از روی منابعش بشناسید نه از روی مسلمانان !

این جمله شاید یکم کلیشه شده باشه ولی در هرصورت ، نیت کارهایی که انجام میدید باید برای رضای خدا باشه . شما خدا رو دوست دارید ، درسته ؟ خدا از شما انتظار داره که حجاب رو رعایت کنید ، اگر شما حجاب رو رعایت کنید باعث در واقع باعث رضای خدا شدید ولی اگر این کار رو نکنید در واقع به نوعی بی احترامی کردید . هر چقدر علاقه انسان بیشتر باشه مسلما بی احترامی هم کمتر میکنه . جهنم و بهشت رفتن هم نتیجه این اعمال هست نه سببشون ! جهنم یعنی اینکه وقتی بعد از مرگ حقیقت برات روشن میشه از روی شرم تا ابد عذاب می کشی و بهشت هم برعکس همین هست . احساسات انسان در اون زمان خیلی شدید تر از این دنیا خواهد بود و به همین دلیل برای ملموس شدن میزان درد و رنجش میگن گه آتش جهنم انسان رو می سوزونه .
همیشه برای جلب انسان به انجام کاری دو روش کلی هست ، تنبیه و تشویق . روی بعضی از انسانها تشویق بیشتر اثر داره و روی بعضی ها تنبیه . ترساندن و خط و نشون کشیدن در حقیقت یاد آوری از تنبیهی هست که قراره اجرا بشه و بشارت دادن هم یاد آوری پاداش هست . شما اگر از جنبه تنبیهش خوشتون نمیاد (که قطعا وجود خواهد داشت) از جنبه تشویق بهش نگاه کنید . اگر هم مثل عرفا عاشق خدا باشید ، نه به پاداشش فکر می کنید و نه به تنبیهش ، رضایت خدا از همه بیشتر ارزش خواهد داشت .
فرض کنید کسی که خیلی بهش علاقه دارید ازتون بخواد برید هر روز به یک درخت آب بدید ، آیا این کار رو برای رضای اون شخص انجام نمی دید ؟ اگر به درخت آب ندید به اون شخص بی احترامی نکردید ؟ حالا فرض کنید بعدا این درخت یه میوه خیلی مهم (برای شما) هم براتون تولید می کنه . اگر به این درخت آب بدید ، هم رضایت اون شخص رو فراهم کردید و هم از میوه درخت استفاده میکنید ولی اگر اینکار رو نکنید علاوه بر بی احترامی ، میوه ای هم در کار نخواهد بود .
در مورد گریه در نماز ، گریه ای باعث باطل شدن نماز میشه که به خاطر مسایل دنیوی باشه ! مثلا به خاطر مشکلات اقتصادی و غیره . گریه ای که به خاطر یاد خود خدا باشه ( چه از روی ترس ، چه از روی علاقه) هیچ مشکلی نداره و بلکه توصیه هم شده .

مسلمون کسی هست که تسلیمه ، درست ، ولی تسلیم کی ؟ تسلیم خدا بودن ننگ هست ؟ یک مثال می زنم ، اگر کسی عاشق یه نفر دیگه باشه ، معشوقش هر چیزی ازش بخواد بدون چون و چرا براش انجام میده . در این حالت میگن طرف تسلیم خواسته های اون شده . در اسلام هم حرف همینه که مسلمون تسلیم فرمانهای خدا میشه . مسلما اکثر مردم اونقدر از خدا شناخت ندارند که به خاطر حب و دوستی ازش پیروی کنند ، به همین خاطر بحث یادآوری عقوبت و جهنم و غیره پیش میاد .

در آخر بازم میگم که برای شناخت اسلام باید به منابعش رحوع کرد نه به رفتار و صحبتهای مسلمونها . در ضمن از نظر من روی احادیث هم زیاد نمیشه حساب کرد مگر اینکه کاملا معتبر باشند . بنده شخصا هر حدیثی رو که میشنوم (از دهن هر کسی ) فرضم بر این هست که این حدیث جعلی هست ، مگر اینکه خلافش ثابت بشه !
سلام. از شرکت شما در بحث خوشحالم
منظورم از تسلیم معنی منفیش نبود. منظورم این بود که من در افعال خودم تسلیمی دربرابر خدا نمیبینم. خیلی غد و یه دنده تر از این حرفام . ذهن من یه ذهن چالش سازه.هر چیزی رو به چالش میکشونه.مطمئنا این ویژگی هر اسلامگرای افراطی رو عصبی میکنه!
کاش یه مدیرکلی... کسی بم اجازه شریک کردن شما در فعالیتهامونو میداد...تا نظرات ملموستری میدادین...[nishkhand]

وحید 0319
2nd July 2012, 12:58 AM
میتونی از قرآن ونهج البلاغه استفاده کنی واگه مشکل ریشه ایت حل شد از کتابهای دکتر شریعتی غافل نمون تا اسلام واقعی رو بشناسی

Admin
2nd July 2012, 01:04 AM
میترسم نتونم جبران کنم. میدونید.... خودمن از اولش با مسلمون شدن راهمو پیدا کردم. ولی مشکل از اونجایی شروع شد که شریعت اسلامو بیشتر مطالعه کردم. تا قبلش حجابمو رعایت میکردم تا باعث لغزیدن کسی نشم. بعد از مطالعه شریعت نیتها عوض شد: تا نری جهنم!
تا قبلش با تموم وجودم نماز میخوندم. از شوق بودن پیش خدا گریه م میگرفت. ولی شریعت اسلام میگه گریه در نماز نمازو باطل میکنه. مگر گریه ای که از سر ترس باشه!
من تا وقتی که جوری بودم که دلم میگفت مشکلی نداشتم... اما مذاهب... امان از دست همشون. مگه درون همه ما فطرت خداجو نیس؟ چرا سرکوبش کنیم؟

همین که فکر می کنین برای نرفتن به جهنم باید حجاب داشته باشیم خودش سطحی نگری به مباحث هست.

شما وقتی یه وسیله می خری کنارش با دقت دفترچه راهنماش رو مطالعه می کنی تا با اون وسیله درست کار کنی.

خب سوال یک: کسی که اون وسیله رو خلق کرده انسانه یا همون وسیله خودش رو خلق کرده ؟

مطمئنا انسان وسیله رو ساخته و خالقش بوده.

پس برای وسیله هم خود انسان تصمیم میگیره که نیازهاش چی بوده و چطور ازش استفاده کنیم...

پس به یاد داشته باشید تصمیم مخلوق برای خودش در اصل نا ممکنه چون فقط خالقه که می دونه نیاز های واقعی یک فرد چیه.

پس به یاد داشته باشید که خیلی از مسائل ممکنه برای ذهن کوچک ما قابل حل نباشه ولی دلیل بر نبودنش نیست.

همه به گالیله می گفتن دنیا روی شاخ گاو قرار داره ولی بعد از این همه سال فهمیدن که اینجوری نیست ...

پس خیلی از مسائل غیر قابل حل مطمئنا برای ذهن ما قابل حل نیست ولی از موجودیت و صحت اون موضوع چیزی کم نمی کنه مگر خلافش ثابت بشه.


آخه جمع و جور کردنشون مشکله... من خودمم همین نظرو دارم... ولی منم یکیم همسن خودشون. قبول کنید خیلی تحت فشارم. امروز یه مباحثه داشتیم. هرکدومشون یه جورین. بام راه نمیان. بحث دفترو که میکشم وسط یکی میگه نه من اینجوری راحت نیستم...
پروژه های قبلیو میکشم وسط میگن نه الان زوده. در حالیکه روح اونا الان بیش از هر چیزی به همینایی که میگم احتیاج داره. بدبختی اینجاس یکی نیس خودمنو جمع کنه

وقتی شما نمی تونین برای خودتون تصمیم بگیرین چطور می خواین برای دیگران تصمیم بگیرین ؟

یا بهتر بگم مگر مخلوق می کنه برای مخلوق دیگه دفترچه راهنما بده بیرون ؟ [tafakor]

8infinity8
2nd July 2012, 01:07 AM
سلام
دوست عزیز در دنیایی که ما انسان ها در اون خلق شدیم همه چی حالت تعادل داره.

مثلا زیاد بخوری چاق میشی ، کم بخوری لاغر میشی.

زیاد بخوابی کسل میشی کم بخوابی بد خواب میشی و امثال این نمونه ها در درون خودمون.

و در بیرون از خودمون هم مثلا به گیاه زیاد آب بدی خشک میشه و کم آب بدی هم خشک میشه ...

پس اگه دقت کنی در تمامی زندگی و اطراف اگر حد تعادل رعایت نشه باعث تباهی و نابودیه و این نابودی حد و مرزی نداره.

حالا وارد بحث دین بشیم ...

دین هم حالت تعادل داره.

ایمان داشتن ------------------------------------- بی ایمانی

حد تعادل ایمان به خدا و اسلام مثل همین حد تعادله.

وقتی شما حد تعادل رو بشکنی ( یا به قول خود غرق در خدا بشی ) و یا بر عکس غرق در گناه بشی سر انجام کارت نابودیه.

برای همین هم در اسلام هم افرادی که ریاضت رو تبلیغ می کنن و کسانی که بی دینی رو تبلیغ می کنن محکوم به شکست هستن و این شکست در همین روحیات دین ستیزی در افرادی که این حد تعادل رو رعایت نکنن بروز می کنه.

بهترین جوابی که می تونم بهتون بدم اینه که از پایه بنای گروه بر مبنای تعادل نبوده برای همین هم همگی دچار افسردگی و در برخی موارد ممکنه دچار انحراف شده باشین.

یعنی درکی که از دین در این گروه طبق مطالعات خودتون کردین با دین واقعی زمین تا آسمون تفاوت داره ...

موفق باشید
آقا مصطفی عزیز نظرتونو دادین و زود رفتین...
شایدم نظرتون درست باشه... ولی من تاحدودی مخالفم. من اعتقاد دارم اگر درهرکاری با نیت خوب بری جلو هرچندم عملکرد نادرستی داشته باشی ضربه سختی نمیخوری... اهداف ما حافظ اعمال ما هستند. برای من زوده که اینطوری حرف بزنم. میدونم. ولی این نظریه که دارم...
ببینید. من درمورد سه سال پیش حرف میزنم. موقعی که دلم خیلی پاکتر از الان بود. موقعی که گناهی نکرده بودم. اصلا نمیدونستم چیه...
حس نمیکنید در همچین بستری عرفان زود ظهور میکنه... البته نه دقیقا عرفان... منظورم یه عشق پاک و معصومانه به خدا و جهانه. چرا مذهب خرابش میکنه؟

ایده تا پدیده
2nd July 2012, 01:13 AM
کردار نیک
گفتار نیک
اندیشه نیک
پندار نیک

وحید 0319
2nd July 2012, 01:14 AM
من همش چوب تردیدمو میخورم. اینقد تو این مسیر گول این و اونو خوردم که دیگه به چشمامم اعتماد ندارم
بعد هی بگید چرا زده شدی... از چی زده شدی...

چرادر مورد اسلام از اینو اون سوال میکنی که گول بخوری و زده بشی ماهم در خیلی جاها تحت فشار بودیم که نزدیک بود دین ودنیامونو از دست بدیم ولی همون طور که گفتم خدارو باید بشناسی که اول خداشناسی خودشناسیه تا ندونی خودت کی هستی گول میخوری سراغ اهلش برو مثل (قرآن-نهج البلاغه -پیغمبر اکرم -امامان معصوم )تا بتونی اول درست درک کنی بعد کمک حال دوستات هم باشی.

Admin
2nd July 2012, 01:14 AM
ای بابا... سید مرتضی عزیز کاش همش همینجوری بود که میگقتید. من نمیگم ما تو شناخت اسلام کامل شدیم که رفتیم سراغ مذاهب دیگه. یه جورایی زده شدیم از اسلام. دلیلشم میتونه همین افراطیونی باشن که یاس عزیز بش اشاره کرد... ولی راهیه که دیگه رفتیم. پیشنهادتون واسه الان چیه؟

جواب این سوال رو در این پست دادم.

#44 (http://www.njavan.com/forum/showthread.php?123456-%D9%85%D9%86-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F%21&p=343951&viewfull=1#post343951)





از خدا... من تموم امسالو لامذهب بودم. به همه باورام پشت کردم. آب شدن دوستامو دیدم ولی اقدامی نکردم...
مقصر منم! عجب جهنمی شده اوهامم...
حرفاتونو کامل قبول دارم
از طرفی قبول هم دارم که اگه کارو بسپاری به دلت و اون معصومیتی که در این سن همه ما داریم مراحل خودبه خود پیش میرن.
خودمن وقتی عاشق خدا شدم و بعد از اون حضورشو همه جا حس میکردم وقتی مراحل عرفانو مطالعه کردم متوجه شدم تا حدودی بعضی پله ها رو بطور فطری طی کردم... این فطرتو همه ما داریم. ولی سرکوبش میکنیم. با مذهب! در حالیکه مذهب ناظری بر فطرت ما و اعمال ماست. یه جورایی بما نمره میده... اشتباه اینه که فطرتتو نادیده بگیری و در چارچوب یک سری قوانین سرد و بیروح به نیازهای فطرتت جواب بدی

پس از مسیح مسیحیان به این نتیجه رسیدن که دفترچه راهنماشون باید عوض بشه برای همین توش دست بردن و بند ها و تفسیرهایی که خودشون دوست داشتن رو واردش کردن.

برای همین هم دین مسیحیت از اون اصلیت خودش منحرف شد.

باقی ادیان هم به همین صورت به جز اسلام ... ( دلیل هم داره و مفصله )

می بخشید اینو میگم وقتی که شما به قوانینی که خالقتون براتون گذاشته میگی قوانین بی روح یعنی به معنی واقعیش پی نبردی و هنوز از اون درک واقعی محروم شدین و مسیری انحرافی رو با مسیر اصلی اشتباه گرفتین.!

اینکه ما بخوایم به سلیقه ی خودمون آیات قرآن رو تفسیر کنیم دلیل بر درست بودن تفسیر نیست.

برای همین باید فردی که آیه ای رو تفسیر می کنه ابتدا درست خالق رو بشناسه و مراحلی رو طی کرده باشه تا به معنی درست و حقیقی یک آیه پی ببره...

در هر صورت خدا همه رو به راه راست هدایت کنه... آمین

8infinity8
2nd July 2012, 01:15 AM
همین که فکر می کنین برای نرفتن به جهنم باید حجاب داشته باشیم خودش سطحی نگری به مباحث هست.

شما وقتی یه وسیله می خری کنارش با دقت دفترچه راهنماش رو مطالعه می کنی تا با اون وسیله درست کار کنی.

خب سوال یک: کسی که اون وسیله رو خلق کرده انسانه یا همون وسیله خودش رو خلق کرده ؟

مطمئنا انسان وسیله رو ساخته و خالقش بوده.

پس برای وسیله هم خود انسان تصمیم میگیره که نیازهاش چی بوده و چطور ازش استفاده کنیم...

پس به یاد داشته باشید تصمیم مخلوق برای خودش در اصل نا ممکنه چون فقط خالقه که می دونه نیاز های واقعی یک فرد چیه.

پس به یاد داشته باشید که خیلی از مسائل ممکنه برای ذهن کوچک ما قابل حل نباشه ولی دلیل بر نبودنش نیست.

همه به گالیله می گفتن دنیا روی شاخ گاو قرار داره ولی بعد از این همه سال فهمیدن که اینجوری نیست ...

پس خیلی از مسائل غیر قابل حل مطمئنا برای ذهن ما قابل حل نیست ولی از موجودیت و صحت اون موضوع چیزی کم نمی کنه مگر خلافش ثابت بشه.



وقتی شما نمی تونین برای خودتون تصمیم بگیرین چطور می خواین برای دیگران تصمیم بگیرین ؟

یا بهتر بگم مگر مخلوق می کنه برای مخلوق دیگه دفترچه راهنما بده بیرون ؟ [tafakor]
دفترچه راهنما نبود... اینقد زود قضاوت نکنید. ما هر روز یه کار انجام میدادیم. تاثیرشو در زندگی روزمرمون میسنجیدیم.
مثلا شروع دفترجه درمورد اینه که روزمونو چطور شروع کنیم. پیشنهاد روز اول اینه که برای خانوادت صبحانه درست کنی!
شب هم درمورد تاثیرش در زندگی روزمرت بنویسی. آخر هفته ها دفترا جمع میشد پیش من... با توجه به اکثریت انتخاب میکردیم که کدوم رفتار رو جزود عادات روزمره مون قرار بدیم.مثلا درمورد نماز خواندن تصمیم گرفتیم نماز ظهرو از عصر جدا بخونیم. نماز مغربو از عشا و همین مساله باعث اول وقت خوندن همه نمازا و از طرفی ارتباط بیشتر با خدا میشد... درست نبود مثال بزنم از اقداماتمون . مثالای این چنینی خیلی بیشترن. تشکیل گروه به معنی وجود یه سرگروه و تصمیمای خودمحورانه اش نیس! ما بیشتر فکر جامعه آماری هرچند کوچیکمون بودیم و اینکه ذات ما کدوم فعل رو بیشتر میپسنده. متاسفانه شما درمورد اقدامات ما قضاوت بدی دارید...

Admin
2nd July 2012, 01:23 AM
آقا مصطفی عزیز نظرتونو دادین و زود رفتین...
شایدم نظرتون درست باشه... ولی من تاحدودی مخالفم. من اعتقاد دارم اگر درهرکاری با نیت خوب بری جلو هرچندم عملکرد نادرستی داشته باشی ضربه سختی نمیخوری... اهداف ما حافظ اعمال ما هستند. برای من زوده که اینطوری حرف بزنم. میدونم. ولی این نظریه که دارم...
ببینید. من درمورد سه سال پیش حرف میزنم. موقعی که دلم خیلی پاکتر از الان بود. موقعی که گناهی نکرده بودم. اصلا نمیدونستم چیه...
حس نمیکنید در همچین بستری عرفان زود ظهور میکنه... البته نه دقیقا عرفان... منظورم یه عشق پاک و معصومانه به خدا و جهانه. چرا مذهب خرابش میکنه؟

ببینید عملکرد نادرست رو کی تعیین می کنه ؟

معیار درستی و نادرستی چیه ؟

اینکه شما بگی درسته یعنی درسته ؟

اینکه عملی با فطرت درونی یک فرد مطابقت داشته باشه یعنی عمل درستیه.

وقتی شما حرف راست میزنی تو دلت احساس شادی می کنی و وقتی دروغ میگی اتومات تو دلت احساس دلهره و نگرانی ..!

این چیزی نیست که ز ذات شما جدا بشه حتی اگه دروغ رو با نیت خوب بگی و راست رو با نیت بد.!

مهم عمله ...

شما می تونین یکی رو که سرطان داره رو بکشی بگی به نیت رهایی از دردهاش کشتمش.

این عمل توجیه پذیره ؟

به جرات میگم اگه صرفا نیت ها مد نظر باشه مطمئن باشید که جنایتی نمی مونه که این انسان روی زمین انجام نده .. [cheshmak]

همچنین در مزرعه ای که خالیه میشه گل خشخاش کاشت و میشه زعفران.

کدوم مفید تره ؟
اینکه فکر می کنین با دلی بدون گناه ( مزرعه آماده کاشت ) داشتید یاد خدا رو درو می کردین بستگی عمل شما به همراه نیت شما داره.

نه صرفا تفکر ذهنی خودتون.

در هر صورت راهی که رفتین به نظر من از اول اشتباه بوده ...

موفق باشید

8infinity8
2nd July 2012, 01:24 AM
جواب این سوال رو در این پست دادم.

#44 (http://www.njavan.com/forum/showthread.php?123456-%D9%85%D9%86-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F%21&p=343951&viewfull=1#post343951)






پس از مسیح مسیحیان به این نتیجه رسیدن که دفترچه راهنماشون باید عوض بشه برای همین توش دست بردن و بند ها و تفسیرهایی که خودشون دوست داشتن رو واردش کردن.

برای همین هم دین مسیحیت از اون اصلیت خودش منحرف شد.

باقی ادیان هم به همین صورت به جز اسلام ... ( دلیل هم داره و مفصله )

می بخشید اینو میگم وقتی که شما به قوانینی که خالقتون براتون گذاشته میگی قوانین بی روح یعنی به معنی واقعیش پی نبردی و هنوز از اون درک واقعی محروم شدین و مسیری انحرافی رو با مسیر اصلی اشتباه گرفتین.!

اینکه ما بخوایم به سلیقه ی خودمون آیات قرآن رو تفسیر کنیم دلیل بر درست بودن تفسیر نیست.

برای همین باید فردی که آیه ای رو تفسیر می کنه ابتدا درست خالق رو بشناسه و مراحلی رو طی کرده باشه تا به معنی درست و حقیقی یک آیه پی ببره...

در هر صورت خدا همه رو به راه راست هدایت کنه... آمین
عجب... ببینید. این آیات زمانیکه نازل شدند برای چه قشری نازل شدند؟ و چه مردمی؟
مسلما درک من دیگه به یک صدم اونا که میرسه!
از طرفی... از کجا بدونم تفسیری که از آیات قرآن میخونم بدون هیچ تعصبی نوشته شدن؟
قوانینی که خالقم برام گذاشته... ای بابا... آقا مصطفی. ببینید. اگر از من خواسته شده کاری نکنم و مرتکب گناه نشم مسلما اون کار برای من ضرر داره و به جسم و روح من آسیب میرسونه.
چه بسا اگر با عقل خودمم فکر کنم به همین نتیجه برسم. و حتی با قلبم هم. علت انجام دادن فعلی یا خودداری از گناهی که حتما نباید مذهب باشه. من ذاتا بوی خوش هنگام نمازو دوس دارم پس به کارش میبندم.
من ذاتا از دورغ متنفرم پس انجامش نمیدم!
من عاشق خدام... پس کارایی رو انجام میدم که میدونم دوست داره. و از کارایی که بدش میاد پرهیز میکنم.
این وسط مذهب ناظر منه. تا اگر مبادا قضاوت نادرستی درمورد خالقم داشتم به من تذکر بده. مثلا اگر تصور میکنم خد با غیبت کردن موافقه مذهب اینجا ارور میده... که نه اینطور نیس.
قانع نمیشم
به من مدرک ارائه میده...
لج کنم...
منو از عواقبش آگاه میکنه.
این اساس اکثر آیه های قرآنه. متوجه منظورم هستین که...

Admin
2nd July 2012, 01:30 AM
دفترچه راهنما نبود... اینقد زود قضاوت نکنید. ما هر روز یه کار انجام میدادیم. تاثیرشو در زندگی روزمرمون میسنجیدیم.
مثلا شروع دفترجه درمورد اینه که روزمونو چطور شروع کنیم. پیشنهاد روز اول اینه که برای خانوادت صبحانه درست کنی!
شب هم درمورد تاثیرش در زندگی روزمرت بنویسی. آخر هفته ها دفترا جمع میشد پیش من... با توجه به اکثریت انتخاب میکردیم که کدوم رفتار رو جزود عادات روزمره مون قرار بدیم.مثلا درمورد نماز خواندن تصمیم گرفتیم نماز ظهرو از عصر جدا بخونیم. نماز مغربو از عشا و همین مساله باعث اول وقت خوندن همه نمازا و از طرفی ارتباط بیشتر با خدا میشد... درست نبود مثال بزنم از اقداماتمون . مثالای این چنینی خیلی بیشترن. تشکیل گروه به معنی وجود یه سرگروه و تصمیمای خودمحورانه اش نیس! ما بیشتر فکر جامعه آماری هرچند کوچیکمون بودیم و اینکه ذات ما کدوم فعل رو بیشتر میپسنده. متاسفانه شما درمورد اقدامات ما قضاوت بدی دارید...

شما آخرین باری که رفتین دکتر کی بود ؟

وقتی دکتر دارو براتون نوشت شد یه بار بگین نه آقای دکتر این خوب نیست من با اون یکی دارو بیشتر حال می کنم ؟

شد به آقای دکتر بگین نه آقای دکتر من میخوام همه ی این دارو ها رو تست کنم هر کدوم بهتر بود رو آخر سر می خورم ؟

اینکار از نظر پزشکی باعث مرگ جسمی یه فرد میشه چون مطمئنا اثرات مضر داروها اگه شما رو نکشه تداخل دارویی حتما شما رو می کشه.!

حالا که به دکترمون به یه انسانه اینقدر اعتماد داریم چرا به خدایی که ما رو خلق کرده و این همه نشانه از خودش برای ما به جا گذاشته کمی اعتماد نمی کنیم ؟

حتما باید تمامی دارو ها رو تست کنیم و روحمون رو بکشیم تا بعدش بفهمیم که راست می گفتن ؟؟؟؟؟؟؟

حتما باید بدون مریض شدن دارو مصرف کنیم و باعث بیماری روحمون بشیم ؟

نظر شما چیه ؟

به نظر من شما مثل فردی می مونین که دارویی که پزشکش رو تجویز کرده رو نخورده و هر چی دستش رسیده رو گذاشته تو دهنش برای همین هم روحتون الان بیمار شده و برای رفع این بیماری باید برای مدتی از داروی اصلی که پزشک اصلی برای روح شما تجویز کرده استفاده کنین تا حالتون خوب میشه ...

8infinity8
2nd July 2012, 01:37 AM
ببینید عملکرد نادرست رو کی تعیین می کنه ؟

معیار درستی و نادرستی چیه ؟

اینکه شما بگی درسته یعنی درسته ؟

اینکه عملی با فطرت درونی یک فرد مطابقت داشته باشه یعنی عمل درستیه.

وقتی شما حرف راست میزنی تو دلت احساس شادی می کنی و وقتی دروغ میگی اتومات تو دلت احساس دلهره و نگرانی ..!

این چیزی نیست که ز ذات شما جدا بشه حتی اگه دروغ رو با نیت خوب بگی و راست رو با نیت بد.!

مهم عمله ...

شما می تونین یکی رو که سرطان داره رو بکشی بگی به نیت رهایی از دردهاش کشتمش.

این عمل توجیه پذیره ؟

به جرات میگم اگه صرفا نیت ها مد نظر باشه مطمئن باشید که جنایتی نمی مونه که این انسان روی زمین انجام نده .. [cheshmak]

همچنین در مزرعه ای که خالیه میشه گل خشخاش کاشت و میشه زعفران.

کدوم مفید تره ؟
اینکه فکر می کنین با دلی بدون گناه ( مزرعه آماده کاشت ) داشتید یاد خدا رو درو می کردین بستگی عمل شما به همراه نیت شما داره.

نه صرفا تفکر ذهنی خودتون.

در هر صورت راهی که رفتین به نظر من از اول اشتباه بوده ...

موفق باشید
خوبه... با حرفاتون کامل موافقم. اینجاس که میگم مذهب ناظره... منظورم دقیقا همین بود.
بله. من نیت خوبی دارم. خودم حس میکنم خوبه. و مذهبه که تاییدش میکنه یا ردش میکنه
و عملکرد من میتونه درست باشه یا نادرست... من به ذات خودم مراجعه میکنم... و جواب ذاتمو با معیارهای مذهب میسنجم.
ببینید... صرف اینکه فلان کار مستحبه فلان کار حرامه... به ما کمکی نمیکنه! اینه که من میگم این قوانین بیروحه. روح و جانش میدونید چیه؟
اصل اینه که من خودم از بوی خوش لذت ببرم. مطمئنا خداهم همینو میخواد. چون این حسو در وجود من قرار داده. پس با نتیجه گیری خودم اونو در بهترین اوقاتم یعنی عبادتم بکارببندم. به خدا فکر کنید... مسلما اون لذت بیشتری میبره وقتی ببینه شما خودتون به شخصه کاری که ازش لذت میبرید رو در ساعات بودن با اون گذاتشتید
حالا کسیو مثال میزنم که با خوندن یه حدیث میره سراغ همین عمل مستحب! به نظرتون کار کدومشون روح داره؟ به نظرتون کدوم روشه که به اعمال ما امکان انعطاف و بروز خلاقیت میدن؟
اجازه بدید شمارو بیشتر وارد برنامه زندگیم کنم . درمورد زمانیکه با خدا بودم
من هر روز به خدا هدیه میدادم.
در پایان هر روز براش نامه مینوشتم چرا چون معتقد بودم من خوابمو اون بیدار. پس تو این مدتی که خوابم نامه مو بخونه حسابی کیف کنه!
استدلالای بچه گونمو میبینید تو رو خدا؟
ولی موثر بودن... موثر تر از یه دور تسبیح چرخوندن و گفتن عباراتی که معنیشونم شاید درک نکنم.
ماهمه ترسوییم
ما میترسیم که خدا رو وارد متن زندگیمون کنیم
ما میترسیم طی رفتنمون به محل کار یا تحصیل باهاش قدم بزنیم
ما میترسیم هلال ماهو نسبت بدیم به لبخند خدا
ما از بعضی اشعار مولوی میترسیم!
چرا میترسیم؟ چرا الان شما باید به دیدگاههای من بگین افراط؟
معیارتون دلتونه یا مذهبتون؟

Admin
2nd July 2012, 01:41 AM
عجب... ببینید. این آیات زمانیکه نازل شدند برای چه قشری نازل شدند؟ و چه مردمی؟
مسلما درک من دیگه به یک صدم اونا که میرسه!
از طرفی... از کجا بدونم تفسیری که از آیات قرآن میخونم بدون هیچ تعصبی نوشته شدن؟
قوانینی که خالقم برام گذاشته... ای بابا... آقا مصطفی. ببینید. اگر از من خواسته شده کاری نکنم و مرتکب گناه نشم مسلما اون کار برای من ضرر داره و به جسم و روح من آسیب میرسونه.
چه بسا اگر با عقل خودمم فکر کنم به همین نتیجه برسم. و حتی با قلبم هم. علت انجام دادن فعلی یا خودداری از گناهی که حتما نباید مذهب باشه. من ذاتا بوی خوش هنگام نمازو دوس دارم پس به کارش میبندم.
من ذاتا از دورغ متنفرم پس انجامش نمیدم!
من عاشق خدام... پس کارایی رو انجام میدم که میدونم دوست داره. و از کارایی که بدش میاد پرهیز میکنم.
این وسط مذهب ناظر منه. تا اگر مبادا قضاوت نادرستی درمورد خالقم داشتم به من تذکر بده. مثلا اگر تصور میکنم خد با غیبت کردن موافقه مذهب اینجا ارور میده... که نه اینطور نیس.
قانع نمیشم
به من مدرک ارائه میده...
لج کنم...
منو از عواقبش آگاه میکنه.
این اساس اکثر آیه های قرآنه. متوجه منظورم هستین که...

دلیل این تصمیم شما اینه که فکر میکنین مذهب برای اینه که یه چماقی بالای سر شما باشه که از راه راست منحرف نشید.

اصلا اینطور نیست.

مذهب یعنی راه درست هدایت.

ممکنه بخواید ازش پیروی کنید ممکنه نخواید.

به مقدار مصزف داروی تقویت کننده ی روح که در مذهب هست می تونین خودتون رو به سعادت نهایی نزدیک تر کنین.

ما از زندگی مادی مون به نظرتون چی میخوایم ؟

پول ؟ زن / شوهر ؟ ماشین ؟ خونه ؟ احترام ؟ عشق؟

از همه ی راه ها میشه به همه ی اینها رسید.

از راه مشروع و نامشروع...

تنها تفاوت این دو اینه که ذات انسان چون پاک و پاک طلبه پس درآمد مشروع رو می پسنده و باهاش آروم می گیره.

این تنها در حالتیه که زندگی ابدی نباشه.

خب اگه زندگی پس از مرگ نیست پس چرا ما باید آدم خوبی باشیم تا دیرتر به آرزوهامون برسیم ؟

می تونیم سر همدیگه کلاه بذاریم و سریعتر به آرزوهامون برسیم ..!

خب اگر این کار رد شده و مردوده از نظر ما دلیل تنها یه چیزه ...

اونم اینه که ما برای رسیدن به این آرزوها الان تو این دنیا نیستیم ..!

ما برای این در این دنیا هستیم که به هدف اصلیمون برسیم.

شما وقتی عاشق یه انسان بشی دوری ازش برات سخته ... چرا ؟

چون با اون بودن رو دوست داری ...

خب به نظر شما این دلیل کافیه برای یه هدف نهایی ؟

اگه کافی نیست چرا عاشق میشیم ؟

اگه کافیه چرا برای رسیدن به عشق حقیقی ( خدا ) تلاش نکنیم تا بهش برسیم ؟

8infinity8
2nd July 2012, 01:44 AM
شما آخرین باری که رفتین دکتر کی بود ؟

وقتی دکتر دارو براتون نوشت شد یه بار بگین نه آقای دکتر این خوب نیست من با اون یکی دارو بیشتر حال می کنم ؟

شد به آقای دکتر بگین نه آقای دکتر من میخوام همه ی این دارو ها رو تست کنم هر کدوم بهتر بود رو آخر سر می خورم ؟

اینکار از نظر پزشکی باعث مرگ جسمی یه فرد میشه چون مطمئنا اثرات مضر داروها اگه شما رو نکشه تداخل دارویی حتما شما رو می کشه.!

حالا که به دکترمون به یه انسانه اینقدر اعتماد داریم چرا به خدایی که ما رو خلق کرده و این همه نشانه از خودش برای ما به جا گذاشته کمی اعتماد نمی کنیم ؟

حتما باید تمامی دارو ها رو تست کنیم و روحمون رو بکشیم تا بعدش بفهمیم که راست می گفتن ؟؟؟؟؟؟؟

حتما باید بدون مریض شدن دارو مصرف کنیم و باعث بیماری روحمون بشیم ؟

نظر شما چیه ؟

به نظر من شما مثل فردی می مونین که دارویی که پزشکش رو تجویز کرده رو نخورده و هر چی دستش رسیده رو گذاشته تو دهنش برای همین هم روحتون الان بیمار شده و برای رفع این بیماری باید برای مدتی از داروی اصلی که پزشک اصلی برای روح شما تجویز کرده استفاده کنین تا حالتون خوب میشه ...
بازم موافقم. بله من بی اعتمادم. من به مذهبی که الان دارم بی اعتمادم. مذهب حضرت محمد ص باید حافظ صلح جهانی باشه نه مخالفش.
تعریف رساله مکارم شیرازی از کافر: کافر یعنی کسی که خدا یا پیامبر اسلام ص را قبول ندارد یا برای خدا شریکی قرار میدهد.بنابر احتیاط نجس است. هرچند به یکی از ادیان آسمانی مانند آیین یهود و نصاری ایمان داشته باشد.

Admin
2nd July 2012, 01:44 AM
لازم به ذکره ...

در قدم بعدی این ما نیستیم که مسیر رو مشخص می کنیم که به عشق حقیقی برسیم ...

بلکه معشوقه که راه درست رو مشخص می کنه ...

رشته ای برگردنم افکند دوست --- میکشد هرجا که خاطر خواه اوست

8infinity8
2nd July 2012, 01:48 AM
ملاحظه کردین؟
از کل جهان فقط مسلموناش پاکن... تازه اگر دچار شرک خفی نشده باشن... اینهم شما و خدا و رحمانیتش. کجا رحمانیت خدا میگه بنده هامو در حد یه سگ نجس بدونید چون فقط اونطوری فکر میکنن که من نمیخوام (اونم تازه نه که خدا نخواد. ما مسیحیانی داریم منتهای بندگی و اخلاص)
این حکمو هرگز تو قرآن نخوندم
این شما و مذهبی که تحویلمون میدن...
سنگ چیو به سینه میزنیم؟

Admin
2nd July 2012, 01:50 AM
بازم موافقم. بله من بی اعتمادم. من به مذهبی که الان دارم بی اعتمادم. مذهب حضرت محمد ص باید حافظ صلح جهانی باشه نه مخالفش.
تعریف رساله مکارم شیرازی از کافر: کافر یعنی کسی که خدا یا پیامبر اسلام ص را قبول ندارد یا برای خدا شریکی قرار میدهد.بنابر احتیاط نجس است. هرچند به یکی از ادیان آسمانی مانند آیین یهود و نصاری ایمان داشته باشد.


ببینید این حرف شما یعنی هر چی خودتون تصور میکنین پس درسته ..!

در این حکم آمده بنابر احتیاط.

در احکام شرعی احتیاط یعنی باید به رساله های دیگه هم مراجعه کرد و هر کدام از احکامی که مناسبتر باشه رو میشه اجرا کرد.

به معنی عامه میشه گفت که احتیاط یعنی اینکه مسئولیت رفتار در مورد یک عمل رو یک مرجع تقلید می اندازه گردن سایر مراجع که شما به فتواهای اونها هم مراجعه کنید.

در فتوای آیت الله خامنه ای نوشته که اگر کسی به دین خدا به هر طریق ایمان داشته باشه نجس نیست حالا می خواد هر مذهبی باشه.

اگر کسی برای خدا شریک قائل بشه نجسه.

قسمت اول رو توضیح دادم ولی اگر برای این بخشش مشکل داشتید بگید تا توضیح بدم.

موفق باشید

8infinity8
2nd July 2012, 01:52 AM
متوجه منظورتون بطور کامل نشدم. اما اگر منظورتون اینه که عشق صرف نمیتونه هادی ما باشه... خب من مخالفم. میتونه باشه

خب به نظر شما این دلیل کافیه برای یه هدف نهایی ؟

اگه کافی نیست چرا عاشق میشیم ؟

اگه کافیه چرا برای رسیدن به عشق حقیقی ( خدا ) تلاش نکنیم تا بهش برسیم ؟

چه سوال خوبی... چرا تلاش نمیکنیم که بهش برسیم؟
تلاش میکنیم. اگر مث من بدشانش باشید و یه مشت افراطی سر راهتون باشن گمش میکنید. خیلی زود.

8infinity8
2nd July 2012, 01:57 AM
اینو قبول میکنم.... اونم صرفا بخاطر عبارت بنابر احتیاط!
آخ... شما هرسری میگید موفق باشید. این یعنی میخواید برید و کار دارید ولی هر سری من مانعشم. ببخشید. ولی بحث خوبیه.اگر به نتیجه برسه.
آقا مصطفی... من چیکار کنم؟ اصلا هدفم جواب این سوال بود نه مذهبی کردن بحث. درمورد مشکلات مذهبی باید جداگانه مفصل بحث کرد چون بلاخره منم به نسبت سنم نقصای زیادی دارم. حق هم بدین بهم. راهنمایی ندارم که بدون تعصب کمکم کنه. خود شما هم تعصب خاصی رو مذهبتون دارین انکارش نکنید
بهرحال... اتفاقیه که افتاده... گروه و.... دوستامو چیکار کنم؟
تازه شروع کنیم؟
یا اصلا منحلش کنیم؟

هايدي0078
2nd July 2012, 01:57 AM
سلام دوست عزيز
منم تا حدودي متوجه مشكلتون شدم شايدم بتونم اين حس خود مقصري تون رو درك كنم يعني نسبت به اين موضوع يه حس قريبي دارم برام اشناست. من خودم كسي هستم كه تازه اومدم به اون راه اصليه اروم اروم راه مي رم و خيلي هم با احتياط (تو همون صراط المستقيم)، چون مي ترسم از دستش بدم و مطمئنم هم دلم نمي خواد اين اتفاق بيفته.
ولي اگر واقعا شما قصد داشته باشين هم چين گروهي رو تو اين سايت تشكيل بدين با صراحت تمام ميگم كه من اولين عضو گروهتونم.

و در رابطه با اين مشكل گم شدنتون; شايد شما با بررسي ديگر اديان يا مذاهب با دين اسلام حس ترغيبي رو در خودتون نسبت به اون ها ايجاد كردين اخه دين اسلام نسبت به اديان ديگه مثل زرتشت سخت گيري ها يا بهتره بگم قوانين كامل تر و مستحكم تري داره خوب مشخصا وقتي پاي مقاسه مياد وسط هميشه اوني انتخاب ميشه كه اسون تره و از نظر ما بهتر.اما شما بايد اين رو هميشه ملكه ذهنتون قرار مي دادين كه هيچ ديني به اندازه اسلام خوب و كامل نيست وهيچ ديني نمي تونه به اين اندازه مايه سعادت انسان باشه يعني بايد هر بار كه با دوستان با هم صحبت مي كردين اين رو بلند تكرار مي كردين تا هميشه مثل روزاي اول يا شايدم بهتر از اون ها ثابت مي موند و دچار اين احساسات خود مقصري و ناراحتي نمي شدين.

اميدوارم هيچ كدوم از حرفام براتون ناراحت كننده نبوده باشه وهم چنين اين كه شايد با راه اندازي دوباره گروهتون بتونين با همكاري دوستان جديدتون اين مشكل رو حل كنين به اميد خدا[golrooz][golrooz][golrooz]

[entezar2]

Admin
2nd July 2012, 02:01 AM
اینو قبول میکنم.... اونم صرفا بخاطر عبارت بنابر احتیاط!
آخ... شما هرسری میگید موفق باشید. این یعنی میخواید برید و کار دارید ولی هر سری من مانعشم. ببخشید. ولی بحث خوبیه.اگر به نتیجه برسه.
آقا مصطفی... من چیکار کنم؟ اصلا هدفم جواب این سوال بود نه مذهبی کردن بحث. درمورد مشکلات مذهبی باید جداگانه مفصل بحث کرد چون بلاخره منم به نسبت سنم نقصای زیادی دارم. حق هم بدین بهم. راهنمایی ندارم که بدون تعصب کمکم کنه. خود شما هم تعصب خاصی رو مذهبتون دارین انکارش نکنید
بهرحال... اتفاقیه که افتاده... گروه و.... دوستامو چیکار کنم؟
تازه شروع کنیم؟
یا اصلا منحلش کنیم؟

بهترین راه حل برای شما یه راهه ...

برین پیش دکترش.

اگر سوال ذهنی دارین برین پیش یه عالم دینی.

در ضمن من تعصب ندارم ... تعصب پیدا کردم.

دلیل اینکه تعصب پیدا کردمم اینه که وقتی هم سن شما بودم سایر کتاب های آسمانی رو مطالعه کردم و با دید باز این دین رو انتخاب کردم.

اگر انجیل خونده باشید باید بدونین که برخی از آیاتش آیات دیگه اش رو نقض می کنه

همین یه مورد می تونه دلیل خوبی برای دست بردن انسان تو انجیل باشه.!

در هر صورت همه چی حد کمالش خوبه و حد کمال دین فکر می کنم اسلام باشه.

در مورد خودتون هم سوالاتی که تو ذهنتون دارین رو می تونین تک تک دسته بندی شده در بخش مذهبی مطرح کنین تا حجت الاسلام مهدوی ( مدیر تالار مذهبی ) جوابتون رو بدن.

برای بار آخر موفق باشید [cheshmak]

وحید 0319
2nd July 2012, 02:01 AM
چه سوال خوبی... چرا تلاش نمیکنیم که بهش برسیم؟
تلاش میکنیم. اگر مث من بدشانش باشید و یه مشت افراطی سر راهتون باشن گمش میکنید. خیلی زود.




ببخشید جواب پرسشهای منو ندادین تا به اینجا رسیدیم

مگر نه اینکه خودتون میگین یه مشت افراطی سر راهم هستن اگه میدونستین چرا باز هم سمت اونها میرین که گمش کنین سمت تعادلاش برین که برسین که اونهارو هم اگه خونده باشین توضیح دادم.

8infinity8
2nd July 2012, 02:43 AM
سلام دوست عزيز

منم تا حدودي متوجه مشكلتون شدم شايدم بتونم اين حس خود مقصري تون رو درك كنم يعني نسبت به اين موضوع يه حس قريبي دارم برام اشناست. من خودم كسي هستم كه تازه اومدم به اون راه اصليه اروم اروم راه مي رم و خيلي هم با احتياط (تو همون صراط المستقيم)، چون مي ترسم از دستش بدم و مطمئنم هم دلم نمي خواد اين اتفاق بيفته.
ولي اگر واقعا شما قصد داشته باشين هم چين گروهي رو تو اين سايت تشكيل بدين با صراحت تمام ميگم كه من اولين عضو گروهتونم.

و در رابطه با اين مشكل گم شدنتون; شايد شما با بررسي ديگر اديان يا مذاهب با دين اسلام حس ترغيبي رو در خودتون نسبت به اون ها ايجاد كردين اخه دين اسلام نسبت به اديان ديگه مثل زرتشت سخت گيري ها يا بهتره بگم قوانين كامل تر و مستحكم تري داره خوب مشخصا وقتي پاي مقاسه مياد وسط هميشه اوني انتخاب ميشه كه اسون تره و از نظر ما بهتر.اما شما بايد اين رو هميشه ملكه ذهنتون قرار مي دادين كه هيچ ديني به اندازه اسلام خوب و كامل نيست وهيچ ديني نمي تونه به اين اندازه مايه سعادت انسان باشه يعني بايد هر بار كه با دوستان با هم صحبت مي كردين اين رو بلند تكرار مي كردين تا هميشه مثل روزاي اول يا شايدم بهتر از اون ها ثابت مي موند و دچار اين احساسات خود مقصري و ناراحتي نمي شدين.

اميدوارم هيچ كدوم از حرفام براتون ناراحت كننده نبوده باشه وهم چنين اين كه شايد با راه اندازي دوباره گروهتون بتونين با همكاري دوستان جديدتون اين مشكل رو حل كنين به اميد خدا[golrooz][golrooz][golrooz]

[entezar2]
سلام. مطمئن باشین بهر نتیجه ای که برسم این لطف و صداقت شما رو فراموش نمیکنم...

چه سوال خوبی... چرا تلاش نمیکنیم که بهش برسیم؟
تلاش میکنیم. اگر مث من بدشانش باشید و یه مشت افراطی سر راهتون باشن گمش میکنید. خیلی زود.




ببخشید جواب پرسشهای منو ندادین تا به اینجا رسیدیم

مگر نه اینکه خودتون میگین یه مشت افراطی سر راهم هستن اگه میدونستین چرا باز هم سمت اونها میرین که گمش کنین سمت تعادلاش برین که برسین که اونهارو هم اگه خونده باشین توضیح دادم. این افراطیون که خب دیگه مساله نیس... ما هروقت میبینمشون راهمونو کج میکنیم[nishkhand]ولی مساله اینجاست که من در راه شناخت همین افراطیا خیلی چیزا رو از دست دادم. من جمله باورها و ایده آلامو. و دوستای خوبمو

وحید 0319
2nd July 2012, 02:53 AM
آره موافقم بعضی جاها آدما امتحانای سنگینی میشن تا همه چیزشون مورد آزمایش قرار بگیره البته شما هرچی که باشن بالاخره یه روزی دوستات بودن وباید براشون بیشتر توضیح بدی در مورد اینکه چه کارکردی شاید یه معذرت خواهی ساده همه چیزو حل کنه اگه دیگه قبول نکردن به نظر من سمتشون نرو امیدوارم ناراحت نشده باشین.اما درمورد باورها واعتقاداتتون هم همون طور که عرض کردم میتونین از کتاب های مذهبی وکارشناسان اهل فن کمک بگیرین.

farzadsw
2nd July 2012, 03:11 AM
حقیقتش من هم در دوران دبیرستان به عرفان و اشعار عرفانی خیلی علاقه داشتم (هنوز هم دارم) ولی تصمیم گرفتم این "حبل الله" رو رها نکنم چون اینطوری خیالم راحته !
خود عرفا گفتند که وادی عرفان وادی خطرناکی هست و اگه راهنما و پیر و مرشدی نباشه میتونه به بی راهه بکشونه . البته اگر هیچ خطایی اتفاق نیوفته قطعا بیراهه نمیره ولی مطمعنا خطا رخ خواهد داد !
به نظر من(که البته در مقامی هم نیستم که بخوام راهنمایی کنم) بهتره روی شناخت اسلام تمرکز کنید خصوصا از روی عقل . اگر به شبهه یا مساله ای برخورد می کنید ، این شبهه و مسئله رو مطرح کنید تا جوابش رو پیدا کنید . وجود شبهه باعث تردید میشه و تردید هم باعث نابودی ایمان . با یکی دوتا روایت آبکی از این ور اونور هم قانع نشید ، دنبال دلیل مستند و منطقی باشید ، اینطوری دیگه شک و تردیدی براتون باقی نمی مونه .
از جایی که مطمئن هستید شروع کنید ، پایین ترین حدش اعتقاد به وجود خدای یکتا هست و از اون پایین تر رو دیگه نمیشه با عقل و منطق جلو رفت . همینطوری مرحله به مرحله جلو بیاید تا به اسلام و قرآن برسید . اینطوری نهایتا به یک شناخت درست از هستی و خالقش می رسید و چون شناختتون بر اساس عقل و منطق خواهد بود نه تقلید کورکورانه خواهید دید که چطوری همه چیز با هم جور در میاد . اینطوری به این سادگی ها اعتقاداتون تغییر نخواهد کرد .

mohandes89
2nd July 2012, 10:34 AM
سلام دوست گرامی، بنده تقریبا تمامی پست هارو خوندم و به نظرم اگه این بحث با این روند ادامه پیدا کنه تا صفحه ی بی نهایتم پیش بره شما به نتیجه نخواهید رسید!!
من فکر می کنم دغدغه فعلی شما اینه که عذاب وجدان دارین و می خوایین به دوستاتون کمک کنین، خب چه کمکی،مگه چی شده که کمک کنید! پس یه خطایی افتاده حتما، خب اگه شما از همون اول علم درسته شو داشین این خطا اتفاق نمی افتاد، می دونید چی می خوام بگم،شما تازمانی که متوجه خطا تون نشین نمی تونین به کسی کمک کنین، بنابراین اول باید شما مشکل خودتونو درست کنین و این درست نمی شه مگر مشاوره با یک عالم دینی ...مطمئن باشن تنها راه حلش همینه..........
به نظر بنده شما خودتون تعصب دارین،تعصب به اسم آخوند،تعصب به اینکه یه عالم بهتون مشاوره بده!!!!!
مگه از شما چیزی کم می شه اگه فقط یه روز وقت بزارین و برین باهاشون بحث کنین و همین سوالاتتونو بپرسین،اونوقت مطمئن باشین از سردرگمی بیرون می آیین. اینم بگم که بهترین نتیجه فقط با بحث حضوری حاصل خواهد شد.

mamadshumakher
2nd July 2012, 10:42 AM
ببینید بحث و تفاوت عقیده ی شما با دیگران در یک چیز هست.که اگه در این موضوع به تفاهم برسیم تمام مشکل شما حل میشه.اما اگه نرسیم 1000سطر مشورت هم کار رو به جایی نمیرسونه.
اما مشکل چیه؟
شما فکر میکنید با فطرت میتونید راه درست رو پیدا کنید و لذت ببرید.که این اشتباه هست.
اما من فکر میکنم این یک اشتباه محض هست.چرا؟چون فطرت نشان دهنده ی راه نیست.فطرت وقتی خودشو نشون میده که کاری رو شروع کردی.اگه احساس رضایت کنی پس میگی درست بود.اگه احساس نارضایتی کنی پس میگی با فطرتم جور نبود.اما دیگه اینو در نظر نگرفتید که چطوری میخواید با فطرت راهتونو تا اخر برید.مثال میزنم:شما برای یک بیمار گل میبرید.این از نظر فطری در وجود یک انسان پاک هست.نیاز به دین یا مذهب خاص نداره.اما شما چندتا کار میتونید مثال بزنید راه حقیقت رو با فطرتتون پیش ببرید؟پرستش خدا با اعمال خدا دوستانه فرق داره.
شما شرایطی رو در نظر بگیرید که هییییییییچ مطلبی درباره ی اسلام نمیدونستید؟چطور میتونستید با فطرتتون نماز رو به شکل امروزه بخونید؟کی بود که به شما یاد داد نماز رو به این شکل بخونید؟مذهب.وقتی خوندید احساس نارضایتی کردید؟
امیدوارم منظورمو درست رسونده باشم.اگه تو این مورد به تفاهم برسیم که مشکل شما حل میشه.
پس اینو مطمئن باشید مذهب هست که راه رو نشون میده.اصول و طریق رو نشون میده.پس به سراغ بهترین مذهب برید.
لازم نیست شما تمام کارهای مستحب رو انجام بدید.کم کم تا لذتشو و همسو بودن با فطرتتونو بچشی.
من چند سال هست که دارم اول نماز اقامه میخونم.حتما میدونید که حدیثی داریم که اگه قبل از نماز اذان و اقامه رو بخونی 2صف از فرشته از شرق تا غرب پشتت به نماز می ایستند.این اهمیت خواندن اذان و اقامه رو میرسونه.اما من هنوز آمادگی برای خوندن اذان رو پیدا نکردم.با خواندن اقامه شروع میکنم.

8infinity8
2nd July 2012, 06:49 PM
آره موافقم بعضی جاها آدما امتحانای سنگینی میشن تا همه چیزشون مورد آزمایش قرار بگیره البته شما هرچی که باشن بالاخره یه روزی دوستات بودن وباید براشون بیشتر توضیح بدی در مورد اینکه چه کارکردی شاید یه معذرت خواهی ساده همه چیزو حل کنه اگه دیگه قبول نکردن به نظر من سمتشون نرو امیدوارم ناراحت نشده باشین.اما درمورد باورها واعتقاداتتون هم همون طور که عرض کردم میتونین از کتاب های مذهبی وکارشناسان اهل فن کمک بگیرین.
امروز اتفاقا رفتیم سر صحبت... حاضر نبودن تجربه تلخ قبل رو تکرار کنن... هرکدومشون از حسی که قبلا نسبت بهم داشتن گفتن و اینکه دیگه نمیتونن این حسو داشته باشن. اینکه بزرگ شدیم ... اینکه دیگه مث قبل نیستیم و چه بسا گناهامون زیاد شدن. هیچ کس دل پاکی قبلو در خودش نمیدید. بهرحال بازم از یه شروع تازه گفتم. ایده دفترو دوباره راه اندازی میکنیم. توش اصول مذهبی اسلامو میگنجونیم. اما این کار هدفش صرفا مث قبله: انتخاب عاداتی که جزو عادات روزمرمون شه...
و تو این راه دیگه با مشورت عمل میکنیم...(به قول دوستم همدم هنوز یه دانای کل نداریم... فعلا مشورت بهترین راهه) تصمیم دارم با خودتون مشورت کنم... دراین راه اگر منبعی میشناسید دریغ نکنید. خطابم به همه دوستانه

حقیقتش من هم در دوران دبیرستان به عرفان و اشعار عرفانی خیلی علاقه داشتم (هنوز هم دارم) ولی تصمیم گرفتم این "حبل الله" رو رها نکنم چون اینطوری خیالم راحته !
خود عرفا گفتند که وادی عرفان وادی خطرناکی هست و اگه راهنما و پیر و مرشدی نباشه میتونه به بی راهه بکشونه . البته اگر هیچ خطایی اتفاق نیوفته قطعا بیراهه نمیره ولی مطمعنا خطا رخ خواهد داد !
به نظر من(که البته در مقامی هم نیستم که بخوام راهنمایی کنم) بهتره روی شناخت اسلام تمرکز کنید خصوصا از روی عقل . اگر به شبهه یا مساله ای برخورد می کنید ، این شبهه و مسئله رو مطرح کنید تا جوابش رو پیدا کنید . وجود شبهه باعث تردید میشه و تردید هم باعث نابودی ایمان . با یکی دوتا روایت آبکی از این ور اونور هم قانع نشید ، دنبال دلیل مستند و منطقی باشید ، اینطوری دیگه شک و تردیدی براتون باقی نمی مونه .
از جایی که مطمئن هستید شروع کنید ، پایین ترین حدش اعتقاد به وجود خدای یکتا هست و از اون پایین تر رو دیگه نمیشه با عقل و منطق جلو رفت . همینطوری مرحله به مرحله جلو بیاید تا به اسلام و قرآن برسید . اینطوری نهایتا به یک شناخت درست از هستی و خالقش می رسید و چون شناختتون بر اساس عقل و منطق خواهد بود نه تقلید کورکورانه خواهید دید که چطوری همه چیز با هم جور در میاد . اینطوری به این سادگی ها اعتقاداتون تغییر نخواهد کرد .
بله... اینم حرفیه. شروع از نو. میشه... ولی میشه بگید چرا تاکید دارید این شروع بااسلام باشه؟
(من خودم با اسلام موافقم. میخوام نظر شما رو بدونم... امروز یکی از دوستان ابراز کرد که با مسیحیت خودشو شناخته... من نمیتونم مجبورش کنم که...)

سلام دوست گرامی، بنده تقریبا تمامی پست هارو خوندم و به نظرم اگه این بحث با این روند ادامه پیدا کنه تا صفحه ی بی نهایتم پیش بره شما به نتیجه نخواهید رسید!!
من فکر می کنم دغدغه فعلی شما اینه که عذاب وجدان دارین و می خوایین به دوستاتون کمک کنین، خب چه کمکی،مگه چی شده که کمک کنید! پس یه خطایی افتاده حتما، خب اگه شما از همون اول علم درسته شو داشین این خطا اتفاق نمی افتاد، می دونید چی می خوام بگم،شما تازمانی که متوجه خطا تون نشین نمی تونین به کسی کمک کنین، بنابراین اول باید شما مشکل خودتونو درست کنین و این درست نمی شه مگر مشاوره با یک عالم دینی ...مطمئن باشن تنها راه حلش همینه..........
به نظر بنده شما خودتون تعصب دارین،تعصب به اسم آخوند،تعصب به اینکه یه عالم بهتون مشاوره بده!!!!!
مگه از شما چیزی کم می شه اگه فقط یه روز وقت بزارین و برین باهاشون بحث کنین و همین سوالاتتونو بپرسین،اونوقت مطمئن باشین از سردرگمی بیرون می آیین. اینم بگم که بهترین نتیجه فقط با بحث حضوری حاصل خواهد شد.
عجب... من آدم انتقادناپذیری نیستم. حرفتون بجاست... درسته منم تعصب دارم...
ولی این وقت گذاشتنو که میگید... وقت گذاشتم. ولی متاسفانه مخاطبانم منو بدتر از قبل کردند. جوری که الان میریم مسجد من پشت سر اون آقا نماز میخونم ولی به نیت فرادی.یعنی بهشون اعتقادی ندارم و حضورم درمسجد صرفا بخاطر جمع با صفای مسجدیاس!

8infinity8
2nd July 2012, 07:01 PM
ببینید بحث و تفاوت عقیده ی شما با دیگران در یک چیز هست.که اگه در این موضوع به تفاهم برسیم تمام مشکل شما حل میشه.اما اگه نرسیم 1000سطر مشورت هم کار رو به جایی نمیرسونه.
اما مشکل چیه؟
شما فکر میکنید با فطرت میتونید راه درست رو پیدا کنید و لذت ببرید.که این اشتباه هست.
اما من فکر میکنم این یک اشتباه محض هست.چرا؟چون فطرت نشان دهنده ی راه نیست.فطرت وقتی خودشو نشون میده که کاری رو شروع کردی.اگه احساس رضایت کنی پس میگی درست بود.اگه احساس نارضایتی کنی پس میگی با فطرتم جور نبود.اما دیگه اینو در نظر نگرفتید که چطوری میخواید با فطرت راهتونو تا اخر برید.مثال میزنم:شما برای یک بیمار گل میبرید.این از نظر فطری در وجود یک انسان پاک هست.نیاز به دین یا مذهب خاص نداره.اما شما چندتا کار میتونید مثال بزنید راه حقیقت رو با فطرتتون پیش ببرید؟پرستش خدا با اعمال خدا دوستانه فرق داره.
شما شرایطی رو در نظر بگیرید که هییییییییچ مطلبی درباره ی اسلام نمیدونستید؟چطور میتونستید با فطرتتون نماز رو به شکل امروزه بخونید؟کی بود که به شما یاد داد نماز رو به این شکل بخونید؟مذهب.وقتی خوندید احساس نارضایتی کردید؟
امیدوارم منظورمو درست رسونده باشم.اگه تو این مورد به تفاهم برسیم که مشکل شما حل میشه.
پس اینو مطمئن باشید مذهب هست که راه رو نشون میده.اصول و طریق رو نشون میده.پس به سراغ بهترین مذهب برید.
لازم نیست شما تمام کارهای مستحب رو انجام بدید.کم کم تا لذتشو و همسو بودن با فطرتتونو بچشی.
من چند سال هست که دارم اول نماز اقامه میخونم.حتما میدونید که حدیثی داریم که اگه قبل از نماز اذان و اقامه رو بخونی 2صف از فرشته از شرق تا غرب پشتت به نماز می ایستند.این اهمیت خواندن اذان و اقامه رو میرسونه.اما من هنوز آمادگی برای خوندن اذان رو پیدا نکردم.با خواندن اقامه شروع میکنم.
خب مگه من چیزی جز این گفتم. مگه نه اینه که فطرت و مذهب مکمل همن؟
بریم سر مساله نماز... فطرت من نیاز به عبادتو حس کرد. و تو اون لحظه میشه گفت جز نماز راه دیگه ای نمیشناختم. درسته که من با نماز خودمو پیدا کردم. ولی این مساله شانس منه که تو یه ملت مسلمونم. من سنم کم بود. درصدد پاسخگویی به یه نیاز فطری بودم. جز نماز راه دیگه ای به ذهنم نمیرسید.
ولی یکی از دوستان از کودکی نماز میخوندن.(طبق گفته خودشون از کودکی با اجبار بزرگترا شروع کردن...) الان این شخصو من هر کاریشم بکنم از نماز رویگردونه و با مسیحیت سازگارتره! من در جواب به یکی از پستها گفتم که اصول اسلامو در برنامه میگنجونیم و این با حال عضو مسیحی ما جور نیس. تصمیم براین شد که اسم مذهب رو کارامون نذاریم. بلاخره تموم مسائلی که در اسلام هست و از انسانها خواسته شده که انجامش بدن مغایرتی با مذاهب دیگه نداره...
جالبه بگم این دوست هنوزم از ترس خانواده داره نماز میخونه. ولی میخونه که به اصطلاح دهن اونا رو ببنده... وگرنه مسیحیه.
حالا درجواب انتقاد کسایی که بهم میگن توکه خودت ناقص بودی چرا بقیه م درگیر کردی... خب من کسی بودم که نمازمو با عشق میخوندم. فک میکنید با دیدن وضعیت این دوست چه حالی بهم دست میداد؟خودتون بودین چیکار میکردین؟

وحید 0319
2nd July 2012, 07:18 PM
باز هم سلام [golrooz]خوشحالم که با دوستاتون صحبت کردین واز این طریق خواستین بهشون بگین که هنوز با اونها دوست هستین
اما خوب اگه باز هم قبول نکردن چند تا نکته توش هست
1.اینکه میگن حسی که قبلا به شما داشتن والان ندارن خوب شاید در سن کم این علاقه به وجود آمده از هر نظر وبنا به دلایلی که خود شما بهتر میدونی کم رنگ شده تا رسیده به اینجا چون نوعی سردرگمی شاید براشون به وجود اومده که چی شد چرا ما به اینجا رسیدیم وچرا این دوستیهامون کم رنگ شد
2.منبع همه چیز خداست وبعد میرسه به فرستادگانش که پیامبران باشن وبعد امامان هستن وبه نظرم اول شما باید خودت دست بکار شی وخودتو پیدا کنی وبه بقیه دوستات کاری نداشته باش سعی کن مطالعات دینیت کلی باشه و وارد جزییات نشو من خودم 7سال درس مذهبی خوندم ولی جرات نمی کنم وارد جزییات دین بشم چون دلیلی نمیدیدم بهرحال اول شما سعی کن کتابهای کلی مثل قرآن -نهج البلاغه -مفاتیح الجنان -صحیفه سجادیه -ودیگر کتابهایی که هستن رو مطالعه کن در مورد اسلام -واجبات -مستحبات-مکروهات - واگه سوالی داشتی فقط وفقط پیش عالمان دین -پیش استادان دانشگاه -وروحانیون جامع برو وسوال کن واز هیچ کسی سوال نکن چون نمیتونن جواب بدن بعد بامشورت اونها اگه خواستی دنبال چیزهایی بری که براش جواب هست از نظراتشون استفاده کن واز خداهم بخواه که راه درست رو پیش پات بگذاره .

عرفان سلیم زاده
2nd July 2012, 08:11 PM
باورم نمیشه تو یه روز 8 صفحه پست دادید![taajob]
اگه این تاپیک طراحی شاتل بود تا هفته اینده تمومش کرده بودیم[nishkhand]
راستش من شکست شما رو ناشی از شرایط ناسازگار جامعه میدونم
میگن هر کاری جایی داره و هر نکته مکانی دارد.
اگر اینجا یعنی تو وب شکست خوردین پس جای اشتباهی سرمایه گذاری کردین همین
اصلاحش اینه که برین یه جای دیگه این کارو انجام بدین
مثلا دانشگاه یا زیر نظر مراجع تقلید.

8infinity8
2nd July 2012, 08:22 PM
باورم نمیشه تو یه روز 8 صفحه پست دادید!
[taajob]
اگه این تاپیک طراحی شاتل بود تا هفته اینده تمومش کرده بودیم[nishkhand]
راستش من شکست شما رو ناشی از شرایط ناسازگار جامعه میدونم
میگن هر کاری جایی داره و هر نکته مکانی دارد.
اگر اینجا یعنی تو وب شکست خوردین پس جای اشتباهی سرمایه گذاری کردین همین
اصلاحش اینه که برین یه جای دیگه این کارو انجام بدین
مثلا دانشگاه یا زیر نظر مراجع تقلید.
[fardemohem]خب ارادت و لطف دوستان بود دیگه... مساله هدایت جوونای جامعه مساله کمی نیست... [sootzadan]این مسائل طوری هستند که بزرگترا معمولا خودشونو خیلی مسئول حس میکنن که پاسخگو باشن... ضمنا حرف شما بهم یادآوری کرد ازهمه قلبا و صمیمانه تشکر کنم...
شما واقعا دوستان خوبی هستین. محیط سایت هم محیط جالب انگیزیه.
این داستانا رو وب نبود بخداااااااااااااااا... همکلاسیهامن مخفی عزیززززززززززززززززززززز!

8infinity8
2nd July 2012, 08:32 PM
خب... حالا که موقعیتش جورشد قصد دارم یه سوال دیگه م طرح کنم.
اون قسمتو یادتونه که آقا مصطفی 'گفتن سن منکه بودن با مطالعه قدم دراین راه گذاشتند. پرسیدن این سوال از ایشون تنها کفایت نمیکنه. کسی هر جوابی که داره بگه:
منابع ما منابعی هستند که زیرنظر دانشمندان و اساتید مسلمان نوشته شدند. نویسنده های مسلمان... انتشاراتی های مسلمان(و ارشادیهای مسلمان!)
البته اینکه میگم مسلمان روی خوب مساله اس... چه بسا اسلام این اشخاصم اسلام درستی نباشه. نظیر اونچه که در برخی دیدیم!(من جمله همین آخوندی که حرص منو درمیاره... حالا باز بم میگن متعصب...[sootzadan])
چه تضمینی وجود داره که این منابع بدون هیچ تعصبی نوشته شدن؟ خب طبیعیه که هرکسی باشه سعی میکنه مذهبشو جوری برای مخاطب معرفی کنه که شیرین و دلپسند باشه(نظیر خیلی از دوستان مسیحیم! که با طرز بیانشون بقیه رو هم جلب خودشون میکنن...)
منظورم اینه که منابع مطالعاتی شما تا چه حد قابل اعتمادن؟
من پیش دستی میکنم: ممکنه بگید قضاوت با خود مخاطبه و مخاطب که خودش عقل داره
ولی شما زمان خوندن اون منابع همسن من بودین. یعنی یه نوجوون. با پیش فرض اینکه خیلی هم تو اون سن عاقل بودین... بازم ذهن یه نوجوون بستر مناسبیه. نوجوون همه چیو زود قبول میکنه. همینه که میگم من دوستام حرفامو قبول میکنن حتی اگر اشتباه باشه بخاطر طرزبیانم!
درصورتیکه دوستان کتبی رو میشناسن که ویژگی مدنظرمو داره معرفی کنن
فقط از آثار شهید مطهری نباشن. اکثرشونو مطالعه کردم...ممنون

mamadshumakher
2nd July 2012, 08:43 PM
http://www.njavan.com/forum/images/Eloquent/misc/quote_icon.png نوشته اصلی توسط mamadshumakher http://www.njavan.com/forum/images/Eloquent/buttons/viewpost-left.png (http://www.njavan.com/forum/showthread.php?p=343995#post343995)
ببینید بحث و تفاوت عقیده ی شما با دیگران در یک چیز هست.که اگه در این موضوع به تفاهم برسیم تمام مشکل شما حل میشه.اما اگه نرسیم 1000سطر مشورت هم کار رو به جایی نمیرسونه.
اما مشکل چیه؟
شما فکر میکنید با فطرت میتونید راه درست رو پیدا کنید و لذت ببرید.که این اشتباه هست.
اما من فکر میکنم این یک اشتباه محض هست.چرا؟چون فطرت نشان دهنده ی راه نیست.فطرت وقتی خودشو نشون میده که کاری رو شروع کردی.اگه احساس رضایت کنی پس میگی درست بود.اگه احساس نارضایتی کنی پس میگی با فطرتم جور نبود.اما دیگه اینو در نظر نگرفتید که چطوری میخواید با فطرت راهتونو تا اخر برید.مثال میزنم:شما برای یک بیمار گل میبرید.این از نظر فطری در وجود یک انسان پاک هست.نیاز به دین یا مذهب خاص نداره.اما شما چندتا کار میتونید مثال بزنید راه حقیقت رو با فطرتتون پیش ببرید؟پرستش خدا با اعمال خدا دوستانه فرق داره.
شما شرایطی رو در نظر بگیرید که هییییییییچ مطلبی درباره ی اسلام نمیدونستید؟چطور میتونستید با فطرتتون نماز رو به شکل امروزه بخونید؟کی بود که به شما یاد داد نماز رو به این شکل بخونید؟مذهب.وقتی خوندید احساس نارضایتی کردید؟
امیدوارم منظورمو درست رسونده باشم.اگه تو این مورد به تفاهم برسیم که مشکل شما حل میشه.
پس اینو مطمئن باشید مذهب هست که راه رو نشون میده.اصول و طریق رو نشون میده.پس به سراغ بهترین مذهب برید.
لازم نیست شما تمام کارهای مستحب رو انجام بدید.کم کم تا لذتشو و همسو بودن با فطرتتونو بچشی.
من چند سال هست که دارم اول نماز اقامه میخونم.حتما میدونید که حدیثی داریم که اگه قبل از نماز اذان و اقامه رو بخونی 2صف از فرشته از شرق تا غرب پشتت به نماز می ایستند.این اهمیت خواندن اذان و اقامه رو میرسونه.اما من هنوز آمادگی برای خوندن اذان رو پیدا نکردم.با خواندن اقامه شروع میکنم.
خب مگه من چیزی جز این گفتم. مگه نه اینه که فطرت و مذهب مکمل همن؟
بریم سر مساله نماز... فطرت من نیاز به عبادتو حس کرد. و تو اون لحظه میشه گفت جز نماز راه دیگه ای نمیشناختم. درسته که من با نماز خودمو پیدا کردم. ولی این مساله شانس منه که تو یه ملت مسلمونم. من سنم کم بود. درصدد پاسخگویی به یه نیاز فطری بودم. جز نماز راه دیگه ای به ذهنم نمیرسید.
ولی یکی از دوستان از کودکی نماز میخوندن.(طبق گفته خودشون از کودکی با اجبار بزرگترا شروع کردن...) الان این شخصو من هر کاریشم بکنم از نماز رویگردونه و با مسیحیت سازگارتره! من در جواب به یکی از پستها گفتم که اصول اسلامو در برنامه میگنجونیم و این با حال عضو مسیحی ما جور نیس. تصمیم براین شد که اسم مذهب رو کارامون نذاریم. بلاخره تموم مسائلی که در اسلام هست و از انسانها خواسته شده که انجامش بدن مغایرتی با مذاهب دیگه نداره...
جالبه بگم این دوست هنوزم از ترس خانواده داره نماز میخونه. ولی میخونه که به اصطلاح دهن اونا رو ببنده... وگرنه مسیحیه.
حالا درجواب انتقاد کسایی که بهم میگن توکه خودت ناقص بودی چرا بقیه م درگیر کردی... خب من کسی بودم که نمازمو با عشق میخوندم. فک میکنید با دیدن وضعیت این دوست چه حالی بهم دست میداد؟خودتون بودین چیکار میکردین؟
پس قبول دارید که مذهب بود که بهترین راه عبادت و رسیدن به ارامش رو بهتون یاد داد.وگرنه فقط میتونستید با زبان خودتون با خدا صحبت کنید و نماز هم نخونید.پس مذهب رو قبول دارید.حالا میگید شانس اوردین که تو یه ملت مسلمون به دنیا اومدید که به خاطر این هم باید خدارو شکر کنید.میگید اگه تو یه کشور مسیحی به دنیا میومدی چی؟اونوقت اگه دنبال حقیقت میگشتی اول از مسیحیت شروع میکردی و دینشو خوب میشناختی بعد میگفتی حالا باید ببینم اسلام چی میگه من فکر نمیکنم اگه کسی واقعا بخواد خدارو پرستش کنه بعد از شناخت مسیحیت و اسلام مسیحیت رو انتخاب کنه.تکامل اسلام غیر قابل مقایسه هست.اصول حجاب.نماز.پرستش.و اموزش های مربوط به زندگی با اسلام تکمیل شد.میشه بدونم نظر دوستتون درباره ی اینکه خودشو با مسیحیت پیدا کرد چیه؟چرا نماز نمیخونه؟

8infinity8
2nd July 2012, 08:52 PM
پس قبول دارید که مذهب بود که بهترین راه عبادت و رسیدن به ارامش رو بهتون یاد داد.وگرنه فقط میتونستید با زبان خودتون با خدا صحبت کنید و نماز هم نخونید.پس مذهب رو قبول دارید.حالا میگید شانس اوردین که تو یه ملت مسلمون به دنیا اومدید که به خاطر این هم باید خدارو شکر کنید.میگید اگه تو یه کشور مسیحی به دنیا میومدی چی؟اونوقت اگه دنبال حقیقت میگشتی اول از مسیحیت شروع میکردی و دینشو خوب میشناختی بعد میگفتی حالا باید ببینم اسلام چی میگه من فکر نمیکنم اگه کسی واقعا بخواد خدارو پرستش کنه بعد از شناخت مسیحیت و اسلام مسیحیت رو انتخاب کنه.تکامل اسلام غیر قابل مقایسه هست.اصول حجاب.نماز.پرستش.و اموزش های مربوط به زندگی با اسلام تکمیل شد.میشه بدونم نظر دوستتون درباره ی اینکه خودشو با مسیحیت پیدا کرد چیه؟چرا نماز نمیخونه؟
خب... من فکر میکنم علتش همون اجباره. خانوادش مجبورش کردن.همین تو روحیه اش اثر منفی گذاشته.
اون دوستی که میگن خودشونو با مسیحیت پیدا کردن... حقیقتش دختر خیلی احساساتی هستند. ما یه معلم داشتیم. معلم زبان. تو یه موسسه. ایشون دختر یه کشیش بودن. دوست من بااین معلم ارتباط خیلی نزدیکی پیدا کرد.
تا قبل از اون همدم(بذارین اسمشو میگم... خسته شدم) از نظر روحی آشفته بود ولی خودش معتقده که با دوستی با معلممون آرامش گرفت. همدم معتقده مسیحیت دینیه که سراسر احساسه. مناجاتاش... انجیلش...(حالا گیرم که عقلو بذاریم کنار و احساسی قضاوت کنیم... منم وقتایی که انجیلو میگیرم دستم دوس ندارم بذارمش زمین. علتش چیه خب؟)

وحید 0319
2nd July 2012, 09:04 PM
خب... حالا که موقعیتش جورشد قصد دارم یه سوال دیگه م طرح کنم.
اون قسمتو یادتونه که آقا مصطفی 'گفتن سن منکه بودن با مطالعه قدم دراین راه گذاشتند. پرسیدن این سوال از ایشون تنها کفایت نمیکنه. کسی هر جوابی که داره بگه:
منابع ما منابعی هستند که زیرنظر دانشمندان و اساتید مسلمان نوشته شدند. نویسنده های مسلمان... انتشاراتی های مسلمان(و ارشادیهای مسلمان!)
البته اینکه میگم مسلمان روی خوب مساله اس... چه بسا اسلام این اشخاصم اسلام درستی نباشه. نظیر اونچه که در برخی دیدیم!(من جمله همین آخوندی که حرص منو درمیاره... حالا باز بم میگن متعصب...[sootzadan])
چه تضمینی وجود داره که این منابع بدون هیچ تعصبی نوشته شدن؟ خب طبیعیه که هرکسی باشه سعی میکنه مذهبشو جوری برای مخاطب معرفی کنه که شیرین و دلپسند باشه(نظیر خیلی از دوستان مسیحیم! که با طرز بیانشون بقیه رو هم جلب خودشون میکنن...)
منظورم اینه که منابع مطالعاتی شما تا چه حد قابل اعتمادن؟
من پیش دستی میکنم: ممکنه بگید قضاوت با خود مخاطبه و مخاطب که خودش عقل داره
ولی شما زمان خوندن اون منابع همسن من بودین. یعنی یه نوجوون. با پیش فرض اینکه خیلی هم تو اون سن عاقل بودین... بازم ذهن یه نوجوون بستر مناسبیه. نوجوون همه چیو زود قبول میکنه. همینه که میگم من دوستام حرفامو قبول میکنن حتی اگر اشتباه باشه بخاطر طرزبیانم!
درصورتیکه دوستان کتبی رو میشناسن که ویژگی مدنظرمو داره معرفی کنن
فقط از آثار شهید مطهری نباشن. اکثرشونو مطالعه کردم...ممنون

در مورد اینکه میگی اسلام این اشخاص هم اسلام درستی نیست باید بگم که هرکسی در هرجایی در هر پست وسمتی که هست ظرفیتهایی دارن برای فهمیدن اسلام عزیز ومشکل ما اینه که به جای اینکه مطالعه عمیق درباره ی اسلام وشیعه داشته باشیم مدام از اینو اون ایراد میگیریم ومثل پوستین وارونه ای اون رو به تن می کنیم وفکر میکنیم همه ی کارهامون درسته
1.اولا اسلام فقط برای روحانیون نیومده ودر اونا هم آدم های خوب وبد پیدا میشه مثل همه ی آدم های دیگه این متعصب بودن نیست منظورم رو امیدوارم رسونده باشم
2.درمورد منابعی که میگی بهتون پیشنهاد کردم خوب قرآن که برای خداست واز طرف پیغمبر(ص) اومده برای هدایت بشری که بعدا با مشکل دینی برخورد میکنه که خودشون میفرمایند که در دوره ی آخرزمان نگه داشتن دین مثل نگاه داشتن آتش روی کف دسته نهج البلاغه هم برای حضرت علی (ع) هست وصحیفه سجادیه هم که از امام سجاد(ع) خوب بنظرم اگه آدم از دید خودش با روحانیون مشکل داره با خدا وپیغمبر وامام که نمیشه مثل رفتار با روحانیون داشت وشما هم که خودت شب قدر رازو نیاز میکردی که این درستی اسلام رو میرسونه وبا روحانیون کاری ندارما
3.کتابهای دکتر شریعتی رو که توضیح دادم و می دونم و مطمینم که خوبن چون از11 سالگی دارم می خونم
4.در مورد اینکه میگی نوجوون همه چیزو زود قبول میکنه اون هم بستگی به راهنمایی ها ومشاوره پدر ومادر داره که به فرزندشون درباره ی اسلام یه کلیاتی بگن بعد هلش بدن در راه درست [golrooz]

mamadshumakher
2nd July 2012, 09:54 PM
خب... من فکر میکنم علتش همون اجباره. خانوادش مجبورش کردن.همین تو روحیه اش اثر منفی گذاشته.
اون دوستی که میگن خودشونو با مسیحیت پیدا کردن... حقیقتش دختر خیلی احساساتی هستند. ما یه معلم داشتیم. معلم زبان. تو یه موسسه. ایشون دختر یه کشیش بودن. دوست من بااین معلم ارتباط خیلی نزدیکی پیدا کرد.
تا قبل از اون همدم(بذارین اسمشو میگم... خسته شدم) از نظر روحی آشفته بود ولی خودش معتقده که با دوستی با معلممون آرامش گرفت. همدم معتقده مسیحیت دینیه که سراسر احساسه. مناجاتاش... انجیلش...(حالا گیرم که عقلو بذاریم کنار و احساسی قضاوت کنیم... منم وقتایی که انجیلو میگیرم دستم دوس ندارم بذارمش زمین. علتش چیه خب؟)
خب خودتون جواب سوال رو دادید.دوستتون احساسیه.ایا خودش نباید فکر کنه و از عقلش استفاده کنه؟چقدر سخن ها تو اسلام داریم درباره ی استفاده از عقل؟انجیل بخون.نمیگم نخون.اما بدون ازون کاملتر هم هست.ببین حتما میدونی که قران بر خلاف کتابهای اسمانی دیگه یک معجزه هست.و خود قران گفته ما کتاب های اسمانی قبلی رو کامل کردیم.پس منبع اصلی قران هست.چرا قران در زمان اخرین پیغمبر نازل شد؟خب حتما میدونید چون رشد بشر پذیرای این امر بود
(ونَزَّلنا عَلَيكَ الكِتـبَ تِبيـنـًا لِكُلِّ شَىء)آن چه از زمينه هاى گوناگون فكرى، اعتقادى، بينش هاى بنيادى، نظام هاى رفتارى فردى، اجتماعى، مادّى، معنوى، دنيايى، آخرتى و ... در تكامل فرد و جامعه نقش داشته، در قرآن بيان شده و معارف آن، با فطرت و سرشت مشترك انسان ها هماهنگ است; بدين جهت از فراگيرى و جامعيت خاصى برخوردار بوده و همگانى، هميشگى و همه جايى است
اصول معارف و مفاهيم قرآن، بر پايه عقل و منطق مشترك و همگانى انسان استوار است و اساس تعاليم اسلام بر مدار جهل ستيزى و عقل انگيزى،تقليدزدايى و تحقيق پرورى،پندارسوزى و دانش سازى،مى چرخد
همونطور که دوستان گفتند شما منابع اصلی رو مطالعه کنید تا ببینید کدوم دین به مانند اسلام به فکر جامعه ی بشری هست؟خب وقتی همچین چیزی بر شما اثبات بشه انجام اعمال سفارش شده در مذهب هم برای شما شیرین و مطابق فطرتتون خواهد بود چون یقین دارید به نفعتات است.

یه مثال میزنم:میخواهید کامپیوتر بخرید.پیش شخصی میروید و میگید کامپیوتر نیاز دارید.اون شخص میگه باید اجزاشو بخری(راهنمایی میکنه)
شخص دیگری میگه به موس کیبورد مانیتور و کیس نیاز داری(دقیق تر توضیح میده)
شخص دیگری میگه اگه میخوای سیستمت خوب باشه cpu فلان مارک بگیر mothe board فلان مارک بگیر گرافیک فلان جور بگیر تمام اجزا رو با جزئیات میگه
خب شخص اخر کامل بهت گفت اگه یه کامپیوتر میخوای باید چه شرایطی داشته باشه.خب شما ممکنه بگی اوووو چه سخت.من که اینارو بلد نیستم.
ایا این دلیل میشه به حرف شخص دوم فقط گوش کنی؟ایا به نتیجه میرسی؟
خب مشخصه که باید بری مطالعه کنی تا معنی و مفهوم حرفای شخص سوم رو درک کنی تا سیستم خوبی بخری.

خب حالا شما ببین برای رسیدن به کمال شخصیتت باید به کامل ترین کتاب و منبع مراجعه کنی.هر چند مجبور شی سخت مطالعه کنی.ولی مطمئنی که به موفقیت میرسی.

هايدي0078
2nd July 2012, 11:15 PM
[QUOTE=8infinity8;343980]سلام. مطمئن باشین بهر نتیجه ای که برسم این لطف و صداقت شما رو فراموش نمیکنم...

خواهش مي كنم شايد اين لطف و صداقتي كه مي گين به خاطر pm هاي شما و دوستان به وجود اومده . اخه وقتي اون ها رو داشتم مي خوندم متوجه شدم; اون طور كه بايد براي شناخت دين خودم يعني اسلام قدم مي ذاشتم ،نذاشتم. خوب خوشحال ميشم اگه يكي بتونه كمكم كنه

8infinity8
3rd July 2012, 12:21 AM
خب خودتون جواب سوال رو دادید.دوستتون احساسیه.ایا خودش نباید فکر کنه و از عقلش استفاده کنه؟چقدر سخن ها تو اسلام داریم درباره ی استفاده از عقل؟انجیل بخون.نمیگم نخون.اما بدون ازون کاملتر هم هست.ببین حتما میدونی که قران بر خلاف کتابهای اسمانی دیگه یک معجزه هست.و خود قران گفته ما کتاب های اسمانی قبلی رو کامل کردیم.پس منبع اصلی قران هست.چرا قران در زمان اخرین پیغمبر نازل شد؟خب حتما میدونید چون رشد بشر پذیرای این امر بود
(ونَزَّلنا عَلَيكَ الكِتـبَ تِبيـنـًا لِكُلِّ شَىء)آن چه از زمينه هاى گوناگون فكرى، اعتقادى، بينش هاى بنيادى، نظام هاى رفتارى فردى، اجتماعى، مادّى، معنوى، دنيايى، آخرتى و ... در تكامل فرد و جامعه نقش داشته، در قرآن بيان شده و معارف آن، با فطرت و سرشت مشترك انسان ها هماهنگ است; بدين جهت از فراگيرى و جامعيت خاصى برخوردار بوده و همگانى، هميشگى و همه جايى است
اصول معارف و مفاهيم قرآن، بر پايه عقل و منطق مشترك و همگانى انسان استوار است و اساس تعاليم اسلام بر مدار جهل ستيزى و عقل انگيزى،تقليدزدايى و تحقيق پرورى،پندارسوزى و دانش سازى،مى چرخد
همونطور که دوستان گفتند شما منابع اصلی رو مطالعه کنید تا ببینید کدوم دین به مانند اسلام به فکر جامعه ی بشری هست؟خب وقتی همچین چیزی بر شما اثبات بشه انجام اعمال سفارش شده در مذهب هم برای شما شیرین و مطابق فطرتتون خواهد بود چون یقین دارید به نفعتات است.

یه مثال میزنم:میخواهید کامپیوتر بخرید.پیش شخصی میروید و میگید کامپیوتر نیاز دارید.اون شخص میگه باید اجزاشو بخری(راهنمایی میکنه)
شخص دیگری میگه به موس کیبورد مانیتور و کیس نیاز داری(دقیق تر توضیح میده)
شخص دیگری میگه اگه میخوای سیستمت خوب باشه cpu فلان مارک بگیر mothe board فلان مارک بگیر گرافیک فلان جور بگیر تمام اجزا رو با جزئیات میگه
خب شخص اخر کامل بهت گفت اگه یه کامپیوتر میخوای باید چه شرایطی داشته باشه.خب شما ممکنه بگی اوووو چه سخت.من که اینارو بلد نیستم.
ایا این دلیل میشه به حرف شخص دوم فقط گوش کنی؟ایا به نتیجه میرسی؟
خب مشخصه که باید بری مطالعه کنی تا معنی و مفهوم حرفای شخص سوم رو درک کنی تا سیستم خوبی بخری.

خب حالا شما ببین برای رسیدن به کمال شخصیتت باید به کامل ترین کتاب و منبع مراجعه کنی.هر چند مجبور شی سخت مطالعه کنی.ولی مطمئنی که به موفقیت میرسی.
جمعه قراره رو دفترا کار کنم و شنبه تحویل بچه ها بدم. نمیتونم تو هفته اول قرآنو وارد برنامه کنم. مث روالهای قبلی... شروع دفتر با برنامه ریزی برای شروع یک روز خوب آغاز میشه
6پیشنهاد وجود داره برای هر روزی یه پیشنهاد
روز اول طبق ساعتی که خودت میخوای بیدار شی... یه مشت آب سرد و بعدشم 15دقیقه مراقبه.
و روزهای بعدی پیشنهادات بعدی
پایان هر روز هم شخص باید به سوالاتی که درمورد اون روزش پرسیده شده جواب بده. پیشنهادتون چیه؟ چطور شماها رو در جریان محتویات دفتر قرار بدم تا درموردش بحث کنیم و مشورت کنیم؟
همین تاپیک خوبه؟
یا برای موضوع هر هفته ی دفتر یه تاپیک جدا بذارم تا درموردش بحث شه؟
در کل نظرتون چیه؟

8infinity8
3rd July 2012, 12:25 AM
[quote=8infinity8;343980]سلام. مطمئن باشین بهر نتیجه ای که برسم این لطف و صداقت شما رو فراموش نمیکنم...

خواهش مي كنم شايد اين لطف و صداقتي كه مي گين به خاطر pm هاي شما و دوستان به وجود اومده . اخه وقتي اون ها رو داشتم مي خوندم متوجه شدم; اون طور كه بايد براي شناخت دين خودم يعني اسلام قدم مي ذاشتم ،نذاشتم. خوب خوشحال ميشم اگه يكي بتونه كمكم كنه
اختیار داری خانومی. این حرفا چیه... امیدوارم با همفکری همدیگه و بزرگترای سایت به نتایج خوبی برسیم

mamadshumakher
3rd July 2012, 12:34 AM
جمعه قراره رو دفترا کار کنم و شنبه تحویل بچه ها بدم. نمیتونم تو هفته اول قرآنو وارد برنامه کنم. مث روالهای قبلی... شروع دفتر با برنامه ریزی برای شروع یک روز خوب آغاز میشه
6پیشنهاد وجود داره برای هر روزی یه پیشنهاد
روز اول طبق ساعتی که خودت میخوای بیدار شی... یه مشت آب سرد و بعدشم 15دقیقه مراقبه.
و روزهای بعدی پیشنهادات بعدی
پایان هر روز هم شخص باید به سوالاتی که درمورد اون روزش پرسیده شده جواب بده. پیشنهادتون چیه؟ چطور شماها رو در جریان محتویات دفتر قرار بدم تا درموردش بحث کنیم و مشورت کنیم؟
همین تاپیک خوبه؟
یا برای موضوع هر هفته ی دفتر یه تاپیک جدا بذارم تا درموردش بحث شه؟
در کل نظرتون چیه؟
شما با این دفتر دقیقا میخواید چکار کنید؟چه هدفی دارید؟برنامه ی شما چه نقشی در فهم شما از زندگی و دوری از گناه داره؟

8infinity8
5th July 2012, 02:36 PM
شما با این دفتر دقیقا میخواید چکار کنید؟چه هدفی دارید؟برنامه ی شما چه نقشی در فهم شما از زندگی و دوری از گناه داره؟
خب... این دفتر به زندگیمون جهت میده... تو رودربایستی بقیه هم میفتی و نمیتونی دست رو دست بذاری. از اینرو پیشرفتت سریعتر میشه.
هدفمند از خواب پا میشی. میدونی اون روز دقیقا میخوای چیکار کنی.
درمورد گناه هم ... من دوستای خودمو میشناسم. مفهوم گناه آنچنان وارد زندگیشون نشده.
هدفمون هم فعلا پیدا کردن خودمونه. ما هنوز نمیدونیم میخوایم چیکار کنیم... و درکجای این دنیا قرار داریم.

sabab
5th July 2012, 03:26 PM
گر گمشدید اندر میان خویشتن

جستوجوی لازم است.......

Sookoot
5th July 2012, 05:38 PM
پاسخ : من گم شدم...

ای بابا خب بهتر ! ازچی ناراحتین ! خود این گم شدن یه نعمته / هر کس تا گم نشه نمیتونه خودشو پیدا کنه نمیتونه به جوهر وجودی خودش و داشته هایی که ازش غافل بوده پی ببره

بسیاری از عرفا و بزرگان دنبال یه گوشه عزلت میگردن تا تو خودشون باشن بلکه به معرفت وجودی بهتری برسن واگر گوشه گوشه مناسبی باشه حتما عاقبت میرسند

بقول حضرت حافظ :

تو خود حجاب خودی ازمیان برخیز

8infinity8
5th July 2012, 08:04 PM
ای بابا خب بهتر ! ازچی ناراحتین ! خود این گم شدن یه نعمته / هر کس تا گم نشه نمیتونه خودشو پیدا کنه نمیتونه به جوهر وجودی خودش و داشته هایی که ازش غافل بوده پی ببره

بسیاری از عرفا و بزرگان دنبال یه گوشه عزلت میگردن تا تو خودشون باشن بلکه به معرفت وجودی بهتری برسن واگر گوشه گوشه مناسبی باشه حتما عاقبت میرسند

بقول حضرت حافظ :

تو خود حجاب خودی ازمیان برخیز
دقیق برعکس کاری که من دارم میکنم...
جریانو با دوستام پیش میبرم... کی داستان سیمرغ رو میدونه؟من از اون الگوبرداری کردم. فک کنم اشتباه کردمممممممممممم

وحید 0319
5th July 2012, 08:16 PM
چطور شماها رو در جریان محتویات دفتر قرار بدم تا درموردش بحث کنیم و مشورت کنیم؟
همین تاپیک خوبه؟
یا برای موضوع هر هفته ی دفتر یه تاپیک جدا بذارم تا درموردش بحث شه؟
در کل نظرتون چیه؟

سلام[golrooz]با اونهایی که دوست داری مشورت کنی میتونی پیغام بگذاری واگه میخوای از مشورت بقیه هم استفاده کنی همین جا خوبه ذوست عزیز[golrooz]

mamadshumakher
7th July 2012, 12:20 AM
خب... این دفتر به زندگیمون جهت میده... تو رودربایستی بقیه هم میفتی و نمیتونی دست رو دست بذاری. از اینرو پیشرفتت سریعتر میشه.
هدفمند از خواب پا میشی. میدونی اون روز دقیقا میخوای چیکار کنی.
درمورد گناه هم ... من دوستای خودمو میشناسم. مفهوم گناه آنچنان وارد زندگیشون نشده.
هدفمون هم فعلا پیدا کردن خودمونه. ما هنوز نمیدونیم میخوایم چیکار کنیم... و درکجای این دنیا قرار داریم.
پس با این دفتر هم کاری حل نمیشه.البته نمیخوام نا امیدت کنم اما اینکه این دفتر باعث بشه یه سری برنامه ی خاص رو انجام بدیم حتی تو شرایطی که شاید مایل به انجام ندادنش باشیم نمیتونه جهت بده.اصلا ملاک تعیین برنامه هاتون چیه؟چطور میتونید با اطمینان بگید این کارها باعث پیشرفت میشه.اونم طبق برنامه ی خاص.یه چیزی شبیه اجبار.
یه اقایی از ایت الله بهجت پرسید کشش به خوندن نماز و قران در طول روز نداره.بهش گفت روزی 10تا صلوات که میتونی بفرستی.(البته دقیقا متن پرسش و پاسخش رو یادم نی.خواستید نگاه میکنم تو کتاب صفحه ی متن رو میگم)
این یعنی اینکه توی انجام این امور نباید علی رقم میل باطنی کاری کرد.باید سعی کرد انجام داد اما نه با بی میلی.کمتر انجام بده اما با رغبت.
من نظرم اینه که اگه میخواید فقط با دفترتون کار کنید استراتژیتو عوض کن.اگه بخوای میتونم کمکت کنم

Admin
12th July 2012, 05:15 PM
صاحب تاپیک سوالاتی رو از من در پروفایلم پرسیدن که لازم دونستم پاسخش رو اینجا بذارم که هم خودمون راحت باشیم و هم بقیه استفاده بکنن...



علیک سلام

میدونم مشغله هاتون خیلی بیشتر از اونه که بخواین وقتتونو پا این صحبتا با من تلف کنید... ولی درمورد جواب دادن به من مختارید. دیگه ببینید وجدانتون چی میگه[nishkhand]
من فکر میکنم سپردن همه چیزی به گوهرشناس یه جور تنبل کردن خودمونه و توجیح تنبلیمون. بهرحال حتی شناخت همون گوهر شناسم به اندازه ی شناخت دین اصلی سخت و وقت گیره. چراکه اکتفا کردن به نظرات یه ملت مسلمون که مشخصه نمیتونن نظری به دور از تعصب بدن اشتباه محضه. باید خود انسان دنبال کندوکاو باشه.
اینم نادیده نگیریم که خداوند خودش درمسیر زندگی ما ما رو هدایت میکنه و تو این شلوغ پلوغی من تنها توکلم به خداست که بلاخره منو به کجا میرسونه.
و توتموم زندگیم از توکل کردن به خود خدا(البته درکنار مطالعه کردن و... بلاخره یه اقدام مثبت در جهت رسیدن به اهدافم) نتیجه راحتتر و بهتری گرفتم. جالبه بدونید یکی از دستاویزهای سنی ها برای حمله به شیعه همین چیزیه که شما بش اشاره کردین: تکیه به علمای دین... واسطه کردن یه بزرگوار(حتی شده امام) میون خودشون و خدا
که تموم اینا با صفت رحمان بودن مطلق خدا مغایرت داره و این یعنی مسلمانان شیعه هنوز به اون حد ایمان به خدا نرسیدن که بدونن رحمانیت خدا بینهایته.
من که تو بحث میون شیعه و سنی بی تفاوتم. دین من فعلا درگیر این چیزا نیست که قرنها پیش کی چی گفته و کی حقشو خورده و...و...فعلا تو مباحث ابتداییش موندم.
این چیزاییه که درجریان بحث بایه دوست سنی چیزی نداشتم بش بگم.
بهرحال.. مشخصه که نقطه نظرات و دیدگاههای ما خیلی متفاوته. اینه که خودم سنگین و رنگین(قبل از اینکه شما چیزی بگین و سنگ رو یخ شم) بی خیال بحث اینجوری تو سایت میشم چون ظاهرا نه کسی اطلاعاتش دراون حده که بتونه منو قانع کنه نه کسی تحمل شنیدن حرف مخالف داره.
تا خودم بمونم و حوضم.
شک نکنید مشکلم خیلی زود حل میشه. ماه رمضون تو راهه. و من واقعا نسبت به این ماه تو زندگیم خوش بینم. امیدوارم خدا همه ما رو هدایت کنه[shaad]
خدانگهدار



و اما پاسخ های من ...


من فکر میکنم سپردن همه چیزی به گوهرشناس یه جور تنبل کردن خودمونه و توجیح تنبلیمون. بهرحال حتی شناخت همون گوهر شناسم به اندازه ی شناخت دین اصلی سخت و وقت گیره. چراکه اکتفا کردن به نظرات یه ملت مسلمون که مشخصه نمیتونن نظری به دور از تعصب بدن اشتباه محضه. باید خود انسان دنبال کندوکاو باشه.

خب معنی این حرف شما اینه که از این به بعد شما دیگه نباید بری پیش دکتر ...

میری کامل دکترای تخصصی میگیری بعد که دکتر شدی می تونی همیشه خودت خودت رو درمان کنی ... روش خوبیه ... [cheshmak]


اینم نادیده نگیریم که خداوند خودش درمسیر زندگی ما ما رو هدایت میکنه و تو این شلوغ پلوغی من تنها توکلم به خداست که بلاخره منو به کجا میرسونه.

خب این هدایت چطوری حاصل میشه ؟

جبرئیل بر شما نازل میشه یا خدا مستقیما میاد هدایت شما رو به عهده می گیره ؟

یا اینکه صرفا حس می کنی که خدا داره هدایتت می کنه ؟


هدایت انسان توسط خداوند همیشه بوده ولی قرار نیست برای هدایت همه یه فرشته بفرسته چرا که هدایت انسان همیشه توسط امامان و انبیا بصورت انسان به انسان و بصورت واسطه ای بوده ...


یکی از دستاویزهای سنی ها برای حمله به شیعه همین چیزیه که شما بش اشاره کردین: تکیه به علمای دین... واسطه کردن یه بزرگوار(حتی شده امام) میون خودشون و خدا

خب یکی از زمینه های گمراهی اهل سنت همینه ...

چطوره برای پیشگیری از بیماری جسم به دکتر مراجعه می کنیم ولی برای پیشگیری از بیماری روح به متخصصش مراجعه نکنیم ؟

اصلا چطور میشه بدون واسطه با خدا ارتباط برقرار کرد ؟

در حالی که برای دانستن صحبت های خدا از چندین واسطه داریم استفاده می کنیم.

1. قرآن
2. صحبت امامان
3. صحبت انبیا

تا به حال کسی مدعی شده که از راه دیگه ای تونسته با خدا ارتباط برقرار کنه ؟


که تموم اینا با صفت رحمان بودن مطلق خدا مغایرت داره و این یعنی مسلمانان شیعه هنوز به اون حد ایمان به خدا نرسیدن که بدونن رحمانیت خدا بینهایته.

رحمانیت خدا رو میشه معنی کنین ؟


بهرحال.. مشخصه که نقطه نظرات و دیدگاههای ما خیلی متفاوته. اینه که خودم سنگین و رنگین(قبل از اینکه شما چیزی بگین و سنگ رو یخ شم) بی خیال بحث اینجوری تو سایت میشم چون ظاهرا نه کسی اطلاعاتش دراون حده که بتونه منو قانع کنه نه کسی تحمل شنیدن حرف مخالف داره.

بحث قانع شدن با بحث توجیه کردن بی دلیل خیلی متفاوته ...

شما وقتی می تونین قانع بشین که آمادگی پذیرش حرف حق رو داشته باشین.

وقتی شما هنوز قانع نشدین که برای پیدا کردن جواب سوالاتتون کمی تحقیق کنین خب از دست من چه کمکی بر میاد ؟

تا حالا شده یه جلد از کتابهای مرتضی مطهری رو بخونین ؟

خب اگر بخونین مطمئنا به تمامی سوالات ذهنی شما پاسخ داده میشه منتها باید براش وقت بذارین نه اینکه صرفا بخواین در یکی دو خط قانع بشین...

موفق باشید

312
12th July 2012, 06:03 PM
عجب تاپيك باحاليه.يك دور بخونم ميام اين پستو اديت ميكنم.

8infinity8
16th July 2012, 11:34 AM
خب معنی این حرف شما اینه که از این به بعد شما دیگه نباید بری پیش دکتر ...

میری کامل دکترای تخصصی میگیری بعد که دکتر شدی می تونی همیشه خودت خودت رو درمان کنی ... روش خوبیه ...

بحث دکتر با بحث علمای دینی متفاوته.[shaad]میتونم بگم خیلی متفاوت. عرض میکنم خدمتتون...
ببینید درمورد یه دکتر میتونی این حرفا رو هم بشنوی: عجب دکتر احمقیه. هیچی حالیش نیست!
اما درمورد علمای دین هرگز نشنیدم کسی این حرفو بزنه.
یه جور دیگه حرفمو میزنم: اگر تو یه جامعه ای زندگی میکنیم که همه توش دکترن هرگز نمیتونیم بگیم دکترشدن چه آسونه... چه بیخوده و این حرفا. چون از اون جامعه طرد میشیم.
حکایت جامعه ما و علمای ماست. ما همه مسلمونیم.[shaad]یا حداقل فکر میکنیم ....که مسلمونیم.بعد از یه بحث که با آخوندمسجدمون داشتم با این که به نظر من کم آورد[nishkhand]اما بعد از اون هنوزم که هنوزه خادم مسجد هروقت میبینتم چپ چپ نگام میکنه. ناگفته ماند که من دختر بی ادبی نیستم...حداقل طرف مقابلم خیلیم که خنگ باشه ولی برگتر باشه باز سرم پیشش پایینه. بماند حالا که اینجا دنیای مجازیه[khande].


خب این هدایت چطوری حاصل میشه ؟

جبرئیل بر شما نازل میشه یا خدا مستقیما میاد هدایت شما رو به عهده می گیره ؟

یا اینکه صرفا حس می کنی که خدا داره هدایتت می کنه ؟


هدایت انسان توسط خداوند همیشه بوده ولی قرار نیست برای هدایت همه یه فرشته بفرسته چرا که هدایت انسان همیشه توسط امامان و انبیا بصورت انسان به انسان و بصورت واسطه ای بوده ...

تموم مسیر زندگی ما پراز نشونه هاس.
یک زمانی که از همه جا و همه کس بریده بودم فقط خوندن یه جمله پشت شیشه یه اتوبوس از خدا منو به خودم آورد...


خب یکی از زمینه های گمراهی اهل سنت همینه ...

چطوره برای پیشگیری از بیماری جسم به دکتر مراجعه می کنیم ولی برای پیشگیری از بیماری روح به متخصصش مراجعه نکنیم ؟

اصلا چطور میشه بدون واسطه با خدا ارتباط برقرار کرد ؟

در حالی که برای دانستن صحبت های خدا از چندین واسطه داریم استفاده می کنیم.

1. قرآن
2. صحبت امامان
3. صحبت انبیا

تا به حال کسی مدعی شده که از راه دیگه ای تونسته با خدا ارتباط برقرار کنه ؟

متخصص روح... خدایا نگاه به حال من بکن... چقدر بین منو و آدمایی که تو عصر خود محمد (ص) بودن فرق گذاشتی... اگر تو اون عصر زندگی میکردم... اگر فقط تو اون عصر زندگی میکردم...
اقا مصطفی. من درمورد زندگی محمد (ص) 10 تا باور مختلف تاریخی مطالعه کردم.
از هرودوت گرفته ... که یه تاریخنویس باستانی معروفه و گفته محمد(ص) صرع داشته....
تا کتاب محمد پیغمبری که از نو باید شناخت از کنتان ویرژیل کئورکیو که ایشونو به شکل خیییییییییییییییلی زیبا معرفی کرده.
تموم این احادیث... تموم این هدایتای اماما و پیامبرا(!) در گذر تاریخ داره به دستمون میرسه. من بش اعتماد ندارم . و فقط با عقل خودم(هرچند ناقص) میسنجم که حرفشون درسته.
آیا این گفته علی(ع) با عقلم جور درمیاد که هرکس مراچیزی بیاموزد ،تا آخر عمر مرا بنده خویش کرده است؟
بله. پس میپذیرمش.
آیا این گفته از علی(ع) با عقلم جور درمیاد که: با زنانتان در کارها مشورت نکنید چراکه آنها در دینشان ناقصند(چون در ماه برخی روزا رو نمیتونن نماز بخونن)
نه. پس نمیپذیرمش.(ناگفته نماند این جمله از نهج البلاغه اس. به هرکیم میگی میگه:خطابش به عایشه بوده و بش احترام میذاشته که خطاب عام گفته و این حرفا. که به نظرمن اگر میخواستن عایشه رو نصیحت کنن یا شخصی نصیحت میکردن یا اصلا با این حرفی که زدن سنگینتر بود چیزی نمیگفتن. وارد جزئیات نشیم. من باب تمثیل گفتم)
عقل طبق گفته قرآن بزرگترین سرمایه بشریه. پس به همونم تکیه میکنم.
چاره دیگه ای ندارم. اینقدر تحریف هست. اینقدر در زمینه احادیث مخصوصا تحریف هست که...
خیلی برام جالبه. شیعه ها به همون چیزی تکیه میکنن که با همون مسیحیت رو محکوم میکنن.
من اعلامیه شو دارم هنوز: عیسی مسیح اینهمه یار داشته. هرکدوم یه چی میگن. خب درمورد اماما و ناقلای حدیث هم همین مساله وجود داره
دین مسیحیت پوسیده اس. قدیمیه. امکان تحریف توش زیاده. کشیشای قرون وسطی همه چیو به نفع خودشون عوض میکنن...
خب فکر کنم اینو همه قبول دارین که معاویه و کلا همه خلفای عباسی و اموی هم جاعل حدیث داشتن و به اونا حقوق هم میدادن.
میگن وقتی حضرت علی در محراب شمشیر خورد خبرش تو کوچه و محل که پیچید اتفاق جالبی افتاد. به رهگذری گفتند: علی (ع) تو محراب شمشیر خورد...با تعجب گفت: مگه علی نمازم میخوند؟
ببینید تحریفات معاویه و رسوخش تو اذهان با دستگاه تبلیغاتیش تا چه حد بوده...

8infinity8
16th July 2012, 12:09 PM
رحمانیت خدا رو میشه معنی کنین ؟
به خدا و همه چیش کافر شدم. مصطفی عزیر... به همه باورام پشت کردم... از همه چیزو همه کس بریدم. اصلا زندگی نکردم. بی خیال خدا و بهشت و جهنمش شدم. همه اون مهربونیاشو فراموش کردم. همه قشنگیای خودشو نشونه هاشو بهشت و جهنمشو به باد تمسخر گرفتم...
ولی یه روز گرم که حالم داشت از خودمو دنیای پیرامونم بهم میخورد و روی تاب حیاط خونمون نشسته بودم ... برام زمان و مکان مهم نبود. تو فکر خودکشی بودم اصلا...
یه تیکه ابر اومد و روم سایه انداخت...
مسخرس نه؟
یه نسیمی عرقمو خشکوند....
خدایا چرا من بهت پشت کردم؟
آقا مصطفی. از وقتی خودمو شناختم به این باور رسیدم که هرگز، هرگز، هرگز هیچی اتفاقی نیست.
نه اون سایه و نسیم خنک اتفاقیه. که منو کاملا به گریه انداخت و از تموم افکارم پشیمون شدم.
نه این بحث ما اینجا اتفاقیه... که چه بسا طی اون باورای غلط برخی اصلاح بشه..
نه اینکه تولدم امسال افتاده شب قدر. یعنی تولد روحانیو جسمانیم مصادف شدن... فکرشو بکنید... شبی که همه فرشته ها به گفته خدا میان روی زمین...
شک ندارم خدا از همون روزی که منو آفرید میدونست اینجوری عاصی میشم و درست تو چه سنیم عاصی میشم که تولدمو انداخته شب قدر...
هیچ چیز هرگز اتفاقی نیست. فقط باید قدرت درک و تحلیلشو داشته باشیم.
همه جا رو مهربونی خدا فر گرفته. حتی اگر بش پشت کنید. حتی اگر بش بی اعتقاد شید بازم زمین زیرپاتون سفته و آسمون بالای سرتون آبی.
باز صدای گنجشکا میاد...به زیباییای طبیعت اطرافتون واقفید. بازم بدنتون سالمه.
نگید خب اینا که واسه همه هست. ولی هستند آدمایی که خدا بر دلشون مهر زده که هیچی نفهمن....
نه. .. اینجا محیط مجازیه و راجت میتونم حرف بزنم: من زن بدکاره ای رو میشناختم. که هنوزم که هنوزه خبر کاراش به گوشم میرسه و تنم میلرزه. ولی نگاش که میکنم غرق محبت خداست. خودشم میدونه. یعنی میدونست. من تلاشمو کردم. ولی بعد از مرگ پدرش و بعد هم سخت گیری خانوادم سراینکه باش نگردم و ارتباطم باش قطع شد و خونشون عوض شد و این حرفا ...دیگه بی اعتقاد شد...
ولی هنوزم که هنوزه اون غرق محبت خداست.
گناه کردین... بازم دارین روزی میگیرین.
در حق خدا و شناختش کوتاهی کردین... بازم دارین زندگیتونو میکنید.
اگر اونقدر که میگفتن مقهور و چه میدونم سخت گیره... هیچ وقت اصلا زنده نبودیم(داستان قارونو که میدونید چی به سرش اومد؟)
خدای من. چرا با من این کارو میکنی؟
خطابم به همه شماست...به من بگید آیا وقتی یه کاری کردین که کسی نمیدونه... دستتونم پیش هیچ کسی رو نشده تا حالا و کارتونم خیلی زشته... آیا امامی یا کسیو واسطه کردین تا خدا شما رو ببخشه؟
چرا؟ اون که همچنان ستارالعیوب بوده.... و مونده و هست.
وقتی کودکتون یه کار بدی میکنه کدومو بیشتر میپسندین: کودکتون بره کسیو خبر کنه که شما خیلی دوسش دارید و با واسطه اون از شما عذرخواهی کنه. یا خودش بیاد با شجاعت گریه کنه... اقرار کنه... از سنگینیه گناه تو دلش بگه؟
دوست دارین با رودربایستی ببخشینش یا بزنید تو گوشش تا دیگه ازاین کارا نکنه و بعدهم اونو سفت در آغوش بگیرید؟
همه تو محبت خدا معلقیم. از محبت خدا تنفس میکنیم. قلبمون به جای خون محبت خدا رو به رگها تلمبه میکنه.
شبه و ما خوابیم. و خدا بیدار... نگهبان جسممونه. و همینطور روحمون.
ولی غرق گناهیم.
خدا چرا با من این کارو میکنی؟
پرگناهم. روم نمیشه برم پیشش. نمازکه میخونم قنوت نمیخونم چون روم نمیشه ازش چیزی بخوام. اصلا روم نمیشه دستمو ببرم بالا.
حتما شمام دچار این حالت شدین...
خدا بهم محل نمیذاره. اول میگه توبه کن. تازه به شرط ها و شروطها... توبه میکنم. بازم ناز میکنه...
این از مهربونیشه. چرا کسیو واسطه کنم که منو ببخشه؟ من عاشق این ناز کشیدنام.... من عاشق این رودربایستیام...
خدا چرا من به اینجا رسیدم؟ چرا؟

8infinity8
16th July 2012, 12:31 PM
بحث قانع شدن با بحث توجیه کردن بی دلیل خیلی متفاوته ...

شما وقتی می تونین قانع بشین که آمادگی پذیرش حرف حق رو داشته باشین.

وقتی شما هنوز قانع نشدین که برای پیدا کردن جواب سوالاتتون کمی تحقیق کنین خب از دست من چه کمکی بر میاد ؟

تا حالا شده یه جلد از کتابهای مرتضی مطهری رو بخونین ؟

خب اگر بخونین مطمئنا به تمامی سوالات ذهنی شما پاسخ داده میشه منتها باید براش وقت بذارین نه اینکه صرفا بخواین در یکی دو خط قانع بشین...

همیشه به همین سادگی درمورد آدما قضاوت میکنید؟
من تو سن کم چیزای زیادی فهمیدم... با آدمایی روبرو شدم که خیلیا هنوزم که هنوزه شاید روبرو نشدن. با قشری رفتم غذا خوردم که...
پدرو مادرم آخرش منو میکشن[nishkhand]
به من از مطهری میگید... خدا من...معلومه نوشته هامو هرگز بادقت نخوندین و براتون اهمیتیم نداره که با دقت بخونید.
حماسه حسینی... جاذبه و دافعه حضرت علی... ای بابا.
آقا مصطفی بحثو تمومش کنیم. تو همون پیغامم گفتم. حرف منو درک نمیکنید. شما سرتون شلوغه. جوابمو میدید که داده باشید. عمق رنج منو درک نمیکنید... منم بهتون حق میدم. شما بزرگترین و دنیای بزرگترا جداس. دنیای بزرگترا منطق خاص خودشو داره.
شما تو دوران نوجوونی هرگز حال و روزگار منو تجربه نکردین. به من بگید: هرگز وارد عمق زندگی یه گناهکار شدین؟ درحد یه بدکاره....؟ با اون سن کم. ... شده بخواین به کسی کمک کنید و سادگیو معصومیت خاص اون سن اونو تحت تاثیر قرار بده. ساده بگید... ساده بخندید.... بی غل و غش باهاش مهربون باشید... شما میدونید خطرناکه ولی ماجراجویید. اما کسیم به شما ظلم نمیکنه چون دلش نمیاد این کارو کنه.
شانس آوردیم بابام این اسم کاربریمو نمیشناسه.... هیستوریم باید پاک کنم. وگرنه روزگارم سیاهه.
دهن منو وا نکنید. من از سن کم وارد دنیای مجازی شدم. چه بلاهایی که به سرم نیومد. تاحالا کلی هویت مجازی متفاوت داشتم بخاطر هک شدن. همیشه هک میشم. چرا؟ بخاطر بحثای مشابه تو سایتای مختلف....
آقا مصطفی... میبخشید منو. شما از مطالعه تو سن من چی میدونید؟ فقط کتاب نیست...
ماجراجوییه. رفتن تو اجتماع همه کسه. برید ببینید علمای دینتون راست میگن یانه. پاپیچ شدن و گیر دادنه. درخونه ملت رفتنه واسه پیدا کردن یه شخص خاص که میگن شیطان پرسته. که حرفشو بشنوید. که بازم با سادگی تموم حرف بزنید... لبخند بزنید و بی غل وغش باهاش گرم و دوستانه دست بدید. و حرف اونم بشنوید... و اونم متعجب بشه. و شما رو به درون خودش راه بده. اینجوری از شگفتیای وجود انسان با خبر میشید.
بعنوان یه نوجوون کی اهل ریسکه؟
هیشکی....
همه میترسن آینده شون خراب شه.
ولی خدا من آخرش پیدات میکنم. ماه رمضون امسال بیاد. پیدات میکنم. .. و اونوقت ازش به همه میگم. به همه اونایی که قول دادم وقتی خدا رو پیدا کردم نشونشون بدم. به همه بدکاره ها... شیطان پرستا...
کدومتون تو عمق ماجرا رفتین؟ عمق فضیحت... چه بسا همونجا یه نگاه مهربونه. دقیق میشین. نگاه موعودتونو میبینید...
خدایا پیدات میکنم....

8infinity8
16th July 2012, 12:48 PM
بحثو تمومش کنیم. نیازی به هیچ کس ندارم.
پیداش میکنم.
و بعدشم شما رو در جریان قرار میدم.
از اینجام عاصی شدم.
نه من بااینا قانع نمیشم. یه استدلال قویتر میخوام.
خندم میگیره که.................. به من از مطالعه میگن همه... عجب...[shaad]. هر روز... هر کتاب...[shaad]... چقدم استقبال. عجب...
من بلاخره به آرامش میرسم. این راه آخرش خوبی و خوشیه. هرچی باشه خود خدا جون کندنای منو دیده که بااین نشونه هاش هنوزم دست از سرم برنمیداره[nishkhand]. من بهش پشت میکنم ولی بازم اون دنبال هدایتمه.
بازم نشونه های مهر و محبتشو میبینم و میشکنم. از خودم گم میشم باز...
مطمئنم اون هنوزم منو یادشه... که چه بنده ای بودم.
بلاخره دلش تنگ شده. شک ندارم.
منم که گم شدم. ولی پیدا میشم.
بااینکه خیلی کارا کردم. خیلی چیزا رو زودتر از سنم فهمیدم. ولی هیچوقت کارم به اونجایی نکشید که ... ... ...
بااین وجود هنوزم از اون گناه بزرگ بزرگا نکردم.
وجدان من تحت فشاره فقط بابت جریان دوستام. که دارم کمکشون میکنم. هرچند دیر...
تاپیکو ببندین لطفا. من دیگه به پستی جواب نمیدم. دیگه هم هیچ جا... مطلقا هیچ جا از این بحثا راه نمیندازم. چون این هویت مجازی آخریمو دوست دارم. و واقعا هم آخریشه[khande].
فکر نکید اینکه میگم جوابی ندید مال اینه که میخوام بگم کم آوردید. نه.... شماها راهتونو پیدا کردید. مشکل از منه.
و فکر نکنید اگر جوابی دیگه نمیدم مال کم آوردنمه... نیازی ندارم به جواباتون.
جالبه که از لحن خیلی از دوستان هیچ دلسوزی برداشت نمیشه. بهرحال.... توقعشو داشتم که اون سادگیو بی غل و غشیو و خلاصه سن کم اینجا موثر واقع شه... که دیگرون بجای سرکوب کردن دوستانه کمک کنن.[shaad].
مهم نیست. پیداش میکنم. همه چی داره خوب میشه. اصلا فکرشم که میکنم... با اون همه فشاری که تو سن کم بهم وارد شد به این یک سال وقفه نیاز داشتم. نه... دارم بیداریو حس میکنم. درست میشه... درست میشه... شک ندارم....
بهرحال ممنون
خدانگهدار[golrooz]

asma777
16th July 2012, 02:38 PM
دوست عزیز 8infintiy8 چرا نمیری پیش یک متخصص در زمینه امور دینی منظورم صرفا یک آخوند نیست کسی که در زمینه امور دینی تحقیق میکنه فکر میکنم خیلی میتونه بهت کمک کنه.

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد